| "مخلص دانشجويان"! |
|
حسين مرادبيگى در حاشيه عدم شرکت خاتمى در تجمع اعتراضى روز ١٦ آذرخاتمى اعلام کرد که در تجمع دانشجويان دانشگاههاى تهران در روز ١٦ آذر شرکت نخواهد کرد. رسانه ها هم مطابق معمول دوست دارند اين تصوير را القاء کنند که گويا دانشگاه "پايگاهى" براى جناحى از جمهورى اسلامى بوده است و گويا اکنون خاتمى و "اصلاح طلبان"، دانشگاه يکى از "پايگاههاى" خود را از دست داده اند. دانشگاه هيچوقت "پايگاه" جمهورى اسلامى و يا يکى از جناحهاى آن نبوده است. دانشگاه سنتا مرکز چپ و کمونيستها و سمبل آزادى خواهى و صداى اعتراض جامعه عليه استبداد و سرکوب حکومت بورژوائى مرکزى بوده است. براى خفه کردن اين صداى آزاديخواهى بود که در سال ٥٩ بدستور خمينى و با انقلاب فرهنگى بنى صدر - سروش با تهاجم پاسداران و بکمک انجمنهاى اسلامى دانشجويان را تصفيه و دانشگاه را بخون کشيدند و در هاى آن را بمدت ٣ سال بستند. با عروج دوم خرداد، خاتمى و "اصلاح طلبان" تحت تناسب قواى معينى ميان مردم سرنگونى طلب و جمهورى اسلامى بر دانشگاه چنگ انداختند تا اعتراضات دانشجويان عليه کليت جمهورى اسلامى را به حساب جناحى از جمهورى اسلامى بنويسند. اعتراضات دانشجوئى ١٨ تير ماه ٧٨ با بقول خود سران جمهورى اسلامى «لرزاندن پايه هاى جمهورى اسلامى» و شمشير کشيدن خاتمى براى سرکوب خونين آن، جهت اعتراضات دانشجويى را که همانا هدف گرفتن کليت جمهورى اسلامى است نشان داد. جا دارد که دانشجويان ١٨ تير ماه ٧٨ را به روز دانشجو و روز اعتراض دانشگاه عليه بربريت اسلامى تبديل کنند. شرکت اين چند سال خاتمى در اعتراض دانشجويان در ١٦ آذر هر سال، اساسا بهدف محصور کردن صداى آزاديخواهى دانشجويان در پس ديوار فريب و حقه "اصلاح طلبى" بوده است. با کنار رفتن اين پرده ريا و تزوير، ماهيت اينها نيز براى دانشجويان آشکار تر شد. خاتمى پارسال براى اولين بار با اعتراض شديد دانشجويان روبرو شد. دانشجويان عليه او شعار دادند و کار به دخالت اوباش اسلامى نيز کشيده شد. امسال البته با پارسال کلاملا فرق دارد. نه تنها شعارهاى اعتراضات اخير از رهبر برو گمشو گرفته تا آزادى زندانيان سياسى تا آزادى بيان و انديشه، بلکه عدم شرکت خاتمى و حتى هشدارهاى خاتمى، دال بر چپ شدن اعتراضات دانشجويى، رسوا شدن "اصلاح طلبان" و نماندن جائى براى خاتمى و امثال او در ميان دانشجويان است. جمهورى اسلامى اجازه برگزارى اعتراضات دانشجويى در اين روز را نداده است، زيرا از تنفر و انزجار عميق مردم از جمهورى اسلامى آگاه است، تجربه اين دور از اعتراضات دانشجويى را دارد، از کشيدن آن به خيابانها و دخالت مردم سرنگونى طلب که به کمين جمهورى اسلامى نشسته اند بشدت وحشت دارد، نمى خواهد فرصت ابراز وجود ديگرى به دانشجويان بدهد، سعى ميکند با سياست تهديد و ارعاب ، مانع تجمع اعتراضى دانشجويان در اين روز شود. خاتمى نيز با حقه بازى هاى معمول خود با گفتن: "ما مخلص دانشجويان هستيم" و در ضمن دادن هشدارهاى تهديد آميز، به اين شيوه فشار جمهورى اسلامى را براى منصرف کردن دانشجويان از برگزارى تجمع اعتراضى خود در اين روز منعکس ميکند. با اينحال، "مخلص دانشجويان هستيم" خاتمى در کنار تهديدات جناح راست بيان عقب نشينى جمهورى اسلامى در مقابل اعتراضات راديکال اخير دانشجويان و تلاش سران جمهورى اسلامى براى آرام کردن دانشجويان از ادامه اعتراضاتشان و سرايت آن به جامعه است. اين يک بارديگر شکننده بودن جمهورى اسلامى را در مقابل اعتراضات چپ و راديکال دانشجويى و عل العموم صف سرنگونى طلب توده مردم نشان ميدهد. اين نشان ميدهد که هرچقدر حرکات اعتراضى با شعارهاى روشن راديکال و چپ و آزاديخواهانه کليت جمهورى اسلامى را هدف قرار دهد، بهمان درجه در ميان توده هرچه بيشتر مردم نفوذ و اعتبار و نيرو پيدا خواهد کرد و بهمان درجه نيز جمهورى اسلامى را با تشتت و پراکندگى در صفوف خود روبرو خواهد کرد. اما چند کلمه در مورد خود روز ١٦ آذر. به اين روز بايد در متن جنبش سرنگونى طلبى براى سرنگونى و بزير کشيدن جمهورى اسلامى نگاه کرد. در ايران امروز هر اعتراضى عليه جمهورى اسلامى سياسى است و در متن جنبش سرنگونى طلبى مردم صورت ميگيرد و بايد در اين چهارچوب به آن نگاه کرد. ما نه در شرايط روتين، بلکه در شرايط متحول سياسى اى که جامعه ايران در آن قرار دارد بسر ميبريم که هر لحظه آن اهميت خود را دارد. هر اعتراض کارگرى بخاطر دستمزد عقب مانده و "صنفى" نيز بخشى از اين حرکت بوده و ميتواند بسرعت سياسى شود. اگر شرايط روتين بود و شش يا هفت سال قبل بود، شايد ديگر فراخوان دانشجويان به ١٦ آذر معنى چندانى نداشت. چون اين روز عليه حکومتى بود که با انقلاب ٥٧ برافتاد، تجمع اعتراضى در روزى که در آن جانوران اسلامى نيز بتوانند در آن شرکت کرده و از آن به نفع بربريت اسلامى خود استفاده کنند، عملا بضد خودش تبديل ميشود. اگر قرار باشد روزى بعنوان روز اعتراض دانشجو به جمهورى اسلامى و استبداد اسلامى در نظر گرفته شود، شايد مناسب تر باشد که روز ١٨ تير ماه ٧٨ را که از رويدادهاى کوى دانشگاه آغاز شد انتخاب کرد. با اينحال چون در شرايط متحول سياسى اى در ايران بسر ميبريم و استفاده از هر فرصتى براى ابراز اعتراض به جمهورى اسلامى گامى در جهت تقويت جنبش سرنگونى طلبى مردم خواهد بود، استفاده از روز ١٦ آذر نيز براى بيان اعتراض عليه جمهورى اسلامى همين مکان را دارد و بايد به آن در اين چهارچوب نگاه کرد. به اين دليل شرکت هرچه بيشتر دانشجويان در اعتراض عليه جمهورى اسلامى در اين روز نه تنها در تهران بلکه در ساير دانشگاههاى کشور نيز در گسترش دامنه اعتراض به جمهورى اسلامى موثر خواهد بود. اينکه دانشجويان با وجود حصارى از نيروهاى سرکوبگر و اوباش اسلامى بدورشان چقدر در برگزارى موفقيت آميز اين تجمعات موفق خواهند شد، اين را بايد ديد. شکى نيست با ملحق شدن توده مردم معترض در بيرون دانشگاهها به مبازره و اعتراض دانشجويان اين ديوار خفقان و سرکوب نيز درهم شکسته خواهد شد و جمهورى اسلامى را بسرعت بسمت فروپاشى سوق خواهد داد. ٥ دسامبر ٢٠٠٢ |