| کنفرانس افغانستان و سناريوى دولتهاى غربى |
|
مينا احدىٍ Email minaahadi@aol.com در قصر زمستانى پترزبرگ، نمايندگان دولتهاى غربى تصميم گرفتند که به دولت کرزايى کمک کنند و "بازسازى" افغانستان را ادامه دهند. در ابتدا يوشکا فيشر وزير امور خارجه آلمان از پيشرفت کارها در افغانستان حرف زد و از اينکه هنوز خيلى کارها باقى مانده و شرودر صدر اعظم آلمان از ادامه حضور فعال آلمان در افغانستان حرف زد و کرزايى و نمايندگان ريش و پشم دار حکومت افغانستان نيز از اهميت پول و دلار در بازسازى و تامين امنيت در افغانستان حرف زدند. در حاشيه البته بدليل افتضاح بودن اوضاع مجبور شدند از اينکه بالاخره قوانين در افغانستان چه بايد باشد، نيز حرفى بزنند و نمايندگان دولت افغانستان طبعا از اسلامى بودن قوانين دفاع کردند و يوشکا فيشر از حزب سبز و وزراى زن آلمانى که در کنفرانس حضور داشتند نيز از مشکلات فراوان بر سر راه عدم اسلامى شدن حکومت دم زدند. موسى معروفى مسئول کميسيون قانون اساسى در همين کنفرانس گفت " ابدا از اينکه مذهب از دولت جدا شود، نبايد حرفى بميان آورد. و کاملا مخالف برابرى زن و مرد در قانون اساسى هستم". همزمان روزنامه هاى آلمانى از اينکه مقامات دولت کرزايى از حضور نماينده وکلاى زن افغانستان در اين کنفرانس ممانعت کرده و به خانم ثريا پيکان مسئول کانون وکلاى زنان افغانستان گفته اند اگر در اين کنفرانس شرکت کند، شغلش را از دست خواهد داد، سخن گفتند. (به نقل از روزنامه فاينشنال تايمز - دوشنبه دوم دسامبر) کنفرانس افغانستان و مباحثات حول و حوش آن، يک نمايش چندش آور از دخالت غرب براى بازسازى اسلام سياسى در يک شکل و قواره ديگر بود. اين يک نمايش آشکار از سناريويى بود که دولتهاى غربى در افغانستان اسلام سياسى را بازسازى ميکنند نه افغانستان را. تا آنجا که به مردم، به کارگران و زنان و توده معترض و تحت ستم در افغانستان مربوط است نه کسى حرفى از آنان زد و نه کسى اعتراضى به ادامه قوانين اسلامى در اين مملکت داشت. ادامه تحقير و توهين به انسانها، به زنان، و حجاب اسلامى و قوانين ضد انسانى مجازات اسلامى و غيره در اين کنفرانس مشکل کسى نبود. اينجا همگان با حرص فراوان معامله و تجارت ميکردند. تصوير واقعى از اين کنفرانس اين بود که بر سر نيروى کار خون و عرق مردم افغانستان تجارت و معامله انجام ميگرفت. نمايندگان دولتهاى غربى بر سر خوان نعمت نشسته و براى خود بدنبال کسب و کار و کاسبى و مراکز جديد سرمايه گذارى و منبع در آمد بودند و اسلاميون حاضر در کنفرانس نيز براى قدرت گيرى و ادامه حيات و ريختن دلار و يوروهاى ميلياردى به جيب خود و باندهاى مربوطه و کس و کارشان چانه زنى ميکردند. آرى اين داستان کنفرانس افغانستان بود. از چشم هر ناظر منصفى که به اين سخنرانيهاى تهوع آور و اين بيشرمى آشکار نگاه ميکرد، تنها يک نکته به چشم ميخورد سناريوى دولتهاى غربى در افغانستان بعد از طالبان کماکان نگاه داشتن اسلام سياسى ( البته رام شده) در قدرت و کماکان دفاع از تز نسبيت فرهنگى و دفاع از بى حقوقى مطلق مردم در اين کشورهاست. آيا تهوع آور نيست که بعد از طالبان کوچکترين اشاره و انتقادى از سرکوب زن در آن جامعه نشود؟ کوچکترين حرفى از مدنيت و حقوق انسانى مردم به ميان نيايد و کوچکترين اشاره اى به نبود آزادى بيان و تشکل و به خاک و خون کشيدن اعتراضات دانشجويان افغانى در همين هفته هاى اخير نشود؟ آيا تهوع آور نيست که کوچکترين عکس العملى به حرف مسئول کميسيون قانون اساسى که از دخالت مذهب در زندگى مردم ونابرابر بودن زن و مرد حرف ميزند، نشان داده نشود؟. اعتراض به اين وقاحت و بيشرمى، اعتراض به اين سناريوى تحقير آميز امر همه انسانها و امر همه سازمانهاى مترقى در سراسر جهان است. بايد با صداى بلند اعلام کرد که پيش شرط هر نوع بهبود اوضاع مردم در افغانستان اعلام فورى جدايى مذهب از دولت و لغو تمام قوانين اسلامى است. به سناريوى سياه دولتهاى غربى و جريانات تروريست اسلامى در افغانستان اعتراض کنيد! ٤ دسامبر ٢٠٠٢ |