ازدواج از راه دور کماکان يک معضل بزرگ براى زن ايرانى است

عبدالله اسدى
abdollah.asadi@telia.com

در طول عمر جمهورى اسلامى، ازدواج از راه دور به يک معضل بزرگ براى زنان ايرانى تبديل شده است. مردان زيادى وجود دارند که معيار ازدواج در کشورهاى غربى را نمى پذيرند؛ نمى خواهند با زنانى که سالها در کشورهاى غربى زندگى کرده اند و چشم و گوششان باز شده است زندگى کنند. مى گويند نمى شود به آنها اعتماد کرد، اينها دست چندم شده اند، زبانشان دراز شده است. مى گويند اينها طرفدار آزاديهاى غربى شده اند. به همين خاطر خيلى از اين مردان يا به ايران مى روند و در آنجا ازدواج مى کنند و يا از راه دور به اين شکل از ازدواج مى پردازند و به زنى که تصميم به ازدواج با او را گرفته اند، هزار جور وعده و وعيد مى دهند، خود را مهندس و دانشگاهى و دهها لقب و مقام و منسب قلم داد مى کنند. و برايش دم از حق و حقوق مساوى و برابر مى زنند. اينها همه براى قانع کردن زنى است که مى خواهند با او ازدواج کنند و به خارج کشور بياورند. برخى ديگر از آنها تا زمان آمدنشان به خارج کشور همديگر را نديده اند به همين خاطر در همان نگاه اول در فرودگاه پشيمان شده و همديگر را تحويل نگرفته اند. بر اساس قانون ازدواج سوئد، خارجيان بنا به هر دليلى قبل از سپرى شدن دو سال زمان ازدواج، زندگيشان منجر به جدايى شود اجازه اقامت نخواهند يافت. به همين خاطر اين دسته از زنان مجبور مى شوند تا پايان دو سال کتک بخورند، تهديد و بى احترامى بپذيرند، زجر بکشند، و صدها بار با خانواده شان تماس بگيرند تا بتوانند آنها را در نزاع خانوادگيشان دخالت بدهند و از هر طريقى که شده پروسه جدايى آنها را به تاخير بياندازند؛ تا شانس تقاضاى اقامت پيدا کنند. در طول سال گذشته کم نبودند تعداد زنانى که به دفاتر فدراسيون مراجعه کردند و تقاضاى کمک و راهنمائى نمودند. باور نکردنى است اما حقيقت دارد نگرانيهاى آنها، گريه ها و فريادهايشان دل هر انسانى را به درد مياورد. در ميان آنها به ندرت پيدا مى شود کسى که در صورت جدايى بخواهد، به ميل خود به ايران بازگردد. اغراق نيست اگر بگويم ٩٩ درصد از زنانى که قبل از پايان دو سال جدا مى شوند به هيچ وجه حاضر به بازگشت به ايران نبوده و در عوض اعلام پناهندگى کرده اند. دلايل اکثر آنها تقريبا با کمى اختلاف مثل هم بوده. صحبت همه آنها اين است که زندگى براى زن در ايران غير قابل تحمل است و به همين خاطر نمى خواهند تحت هر فشارى به ايران برگردند. تقريبا اکثر زنانى که قبل از موعد دو سال، درگيرى و کشمکش خانوادگى پيدا مى کنند همسرانشان دقيقا بخاطر اينکه بتوانند از اين قانون استفاده کنند و قبل از پايان موعد، و در صورتى که تشخيص بدهند درگيرى آنها نهايتا به جدايى کشيده خواهد شد به ارتجاعيترين تعصبات ضد زن و مرد سالار متوصل مى شوند تا از هر نظر آنها را تحت فشارهاى روحى و روانى قرار دهند و آنها را به ايران بازگردانند. شمار زنانى که با مشکلات ازدواج از راه دور مواجه مى شوند کم نيستند. از ميان آنها ٩٩ درصدشان از طرق مختف تلاش مى کنند تا پروسه گرفتن اقامتشان را عملى سازند. تقريبا اکثر قريب به اتفاق آنها بر اين باورند که در صورت بازگشت به ايران، به دليل تعصبات ناموس پرستانه، مذهبى و عقب مانده خانواده و اطرافيانشان، و به دليل عدم احترام جامعه و قوانين مملکت نسبت به زنان و بويژه زنانى که با مشکلات ازدواج مواجه مى شوند و مجبور به بازگشت به ايران مى شوند از زندگى عادى و نرمالى برخوردار نخواهند بود. يکى از آنهايى که به دفتر فدراسيون مراجعه کرده بود، مى گفت من هزينه اجتماعى سوسيال بيدراگ مى گرفتم تا مدتها حقوقم را بنا به اعتماد اوليه اى که داشتم به حساب بانکى همسرم واريز مى کردند؛ هيچ وقت صد کرون پول تو جيبى همراه نداشتم همسرم مدام مى گفت من براى آوردن شما پول زيادى خرج کرده ام؛ بى اعتمادى ما از اينجا شروع شد. در مورد هر حرکت من از نحوه لباس پوشيدن تا ايراد گرفتن از رفت و آمدم با دوستان و اطرافيانم و قطع ارتباط من با بهترين دوستان ديرين خودش، و همچنين قطع ارتباط خودش با روابط قديمى اش. علاوه بر اينها ايرادهاى بى موردى مثل بددلى و ايجاد محدوديت، نگرانى از آينده و تقويت کينه و دشمنى در دل خود نسبت به همه دوستان قديمى اش از جمله مسايلى بودند که زندگى ما را هر روز تيره و تار مى کرد. هنوز ٦ ماه از زندگى مشترکمان نگذشته است که به اين معضل گرفتار شده ايم. يکى ديگر از آنها در پاسخ به سوال من مبنى بر اينکه آيا تاکنون دوستى و يا خويشاوندى از طرفين را در نزاع خانوادگيتان دخالت داده ايد؟ گفت خير من در اين مورد، مشکلى نداشتم اما همسرم به هيچ وجه نمى خواست کسى را در اين کشمکش دخالت بدهد؛ خودش نيز توان حل اين معضل را نداشت. يک نفر از آنها مى گفت باور کنيد من در ايران در ميان خانواده خودم بسيار آزادتر زندگى مى کردم. خانواده من مترقى بودند و محدوديتى براى من ايجاد نمى کردند. فکر مى کردم کسى که ٨ سال در اروپا زندگى کرده باشد بايد از هر نظر انسانى مترقى باشد، از جمله اينکه، فکر مى کردم با توجه به آگاهى که از اروپا پيدا کرده بودم مردهاى ايرانى هم عوض شده اند. مى گفت شما نمى دانيد شوهر من افکار عقب مانده اى داشت. انگار نه انگار حتى يک روز در اروپا زندگى کرده است. اين آدم از ايران تا اروپا همه چيز اين مملکت را براى من وارونه تعريف و تشريح کرده بود. تحقير مى کرد، کتکم مى زد و هر جشن و شاديى را از من حرام مى کرد. آن زن زجرکشيده در جواب به من که سوال کرده بودم الان کجا زندگى مى کنيد گفت من جايى ندارم هم اکنون در خانه هاى امن زنان زندگى مى کنم. من بارها اسم شما و سازمانتان را شنيده بودم خيلى ها به من مى گفتند برو پيش اينها کمک و راهنماى ات مى کنند. از وى پرسيدم مى دانيد که براساس قانون ازدواج سوئد در مورد ازدواج خارجيان از راه دور و در صورت جدايى قبل از پايان دو سال، از حق اقامت در اين کشور محروم خواهيد شد. در جواب پرسيد ٢ يا ٣ سال کداميک؟!! چون همسرم هميشه به من ٣ سال گفته بود. خانم ديگرى مى گفت من ٢٧ سال سن دارم يک سال و نيم پيش به سوئد آمده ام مدت ٣ ماه است جدا شده و در يکى از خانه هاى امن زنان بسر مى برم و ٣ ماه بيشتر به پايان اقامتم باقى نمانده است. نمى دانم چکار کنم هيچ کسى را هم در اين کشور ندارم آمده ام کمکم کنيد؛ نمى خواهم به ايران برگردم. خانواده من از اول راضى به ازدواج من با اين مرد نبودند. من از وى شناخت قبلى نداشتم اما خانواده ام اورا از قديم مى شناختند. مى گفت من نمى خواهم به ايران برگردم چون مطمئن هستم خانواده ام روى خوشى به من نشان نخواهند داد. علاوه بر اين، و بدتر از همه ديگر نمى توانم شغل قبلى ام را داشته باشم. خانم ديگرى مى گفت در شرايط سختى قرار گرفته بودم بارها مى خواستم خودکشى کنم اما مطمئن بودم با خبر خودکشى من، مادرم هم خود را خواهد کشت چون به اندازه نور چشمش من را دوست داشت و هرچه به او فکر مى کردم اشک از چشمانم جارى مى شد. مى گفت روزى هزار بار مى گويم به چه جهنمى افتادم؟ کارى کرده ام که نه مى توانم به ايران برگردم و نه آينده اى در زندگى با اين مرد دارم؛ زبان اين مملکت را هم بلد نيستم که به جايى مراجعه کنم. هنوز ٦ ماه نگذشته بود که زندگى با من برايش اجبارى شده بود. روزى صد بار از من بهانه هاى بى مورد مى گرفت. مى گفت از وقتى که تو آمده اى من محدوديت زيادى پيدا کرده ام. تمام تلفن هايش را از من مخفى مى کرد. تمام شب ها را بدون اينکه من بفهمم براى چه کارى رفته است من را به تنهايى در خانه رها مى کرد و من در خلوت زجرآور شب، تا صبح به خودم مى پيچيدم. از وى پرسيدم از نظر شما علت اين همه مشکلاتى که زنان ايرانى با آن دست به گريبان هستند چيست و از کجا ناشى مى شود؟ گفت اگر منظورتان ازدواج از راه دور است همه بدبختى هاى ما از اسلام و جمهورى اسلامى است. زنان در ايران فشار زيادى را به دوش مى کشند من خودم ٣١ سال بيشتر سن ندارم هر وقت به خيابان مى رفتم مجبور بودم لباسهاى خسته کننده و دست و پاگير و برخلاف ميل خودم بپوشم. با خود گفتم بالاخره هر طور که باشد زندگى در اروپا براى من از ايران بهتر است. شايد براى کسانى ديگر اينطور نباشد اما سرنوشت زندگى من هنوز معلوم نيست به کجا مى رسد. لازم به توضيح است که موضوع ازدواج از راه دور براى زنان ايرانى، ابعاد بسيار پيچيده و لاينحلى پيدا کرده بطورى که هم اکنون صدها زن ايرانى در سوئد با اين مشکل گرفتار شده اند. بسيارى از آنها بارها از طريق تلفن با دفتر فدراسيون تماس گرفته و هنوز اين امکان را پيدا نکرده اند که از نزديک با نهادها و سازمانهايى که مى توانند آنها را کمک و راهنمائى کنند تماس بگيرند. خيلى از آنها در خانه زندانى شده اند. خيلى ها جدا شده اند و از اداره مهاجرت درخواست اقامت دائم کرده اند. بسيارى نيز در حال کشمکش و جدايى هستند.