خزان اسلام و ياوه سرائى رفسنجانى
اسعد کوشا
حرکت مستقل و اعتراضى دانشجويان در هفته هاى اخير و نمودار شدن شعارها ومطالبات فرا حکومتى يکبار ديگر سران رژيم اسلامى را بنماز وحشت واداشت. آقايان حجج اسلام از وحشت سقوط، تب کرده اند و هذيان ميگويند. جناب رفسنجانى در سخنرانى اخيرش براى سپاه وبسيج، ضمن رد تز جدائى مذهب از دولت، و تهديد مجدد غرب به اقدامات تروريستى ميفرمايند: «زمستان اسلام در حال از بين رفتن و بهار آن در حال آمدن است». البته اين اولين بار نيست که جناب رفسنجانى وحشت خود را پنهان و خود را به کوچه على چپ ميزند. در کتاب «عبور از بحران» در مورد حضورش در نماز جمعه پس از ماجراى ٧ تير سال شصت مينويسد «به شدت اندوهگين بودم و سعى کردم که اندوهم را مخفى نمايم و مطمئن و اميدوار جلوه کنم.». جناب رفسنجانى در حالى براى سپاهيان روحيه باخته اسلام وعده بهار ميدهد که فوج، فوج سربازان جانباز اسلام مثل برگ خزان از درخت اسلام ميريزند و حتى با تهديد اعدام هم حاضر نيستند در رکاب اين سيد حسينى باقى بمانند. در زمانى رفسنجانى فيلش ياد توانمندى دستگاه کشتار و سرکوبش در سالهاى شصت ميافتد که کلاهش حتى براى بچه آخوندهاى امروزه نيز پشمى ندارد.
جناب رفسنجانى، عليرغم نقش بازکردنهايتان، بخوبى واقفيد که خزان اسلام فرارسيده و جنبشهاى اجتماعى آخرين برگها را از اين درخت پوک و شکننده ميتکاند. با اينکه بارها سماجت خود را بر حفظ خلافت بهر قيمت، را به سيد حسينى بودن (هرچند که عمامه سفيد بر سر داريد) نسبت داده ايد. ضرورتى ندارد که سرنوشت فرزندان صغير و کبيرتان را به سناريوى کربلا گره بزنيد. خود را تسليم خواست مردم کنيد، ما تضمين ميدهيم که محاکمه شما عادلانه و درب دادگاهاى مردمى به روى بينندگان تلويزيونهاى جهان بازباشد. شما بخوبى ميدانيد که عروج جنبش کمونيسم کارگرى بشما مجال بندبازى نخواهد داد، آرمانها و مطالبات نسلى از کمونيستها و آزاديخواهان را که در دهه شصت ذبح اسلامى کرديد، امروز در معيت سيل خروشان نسل جوان و مصمم بخيابانها بازگشته و کوسه هاى آدمخوار را به قعر اقيانوس خشم مردم خواهد فرستاد. زمستان اسلام سياسى در افق نمايان است.
٢٨ نوامبر ٢٠٠٢