در تدارک محاکمه سران رژيم به جرم قتلهاى زنجيره اى !

 

على جوادى
 Ali_Javadi@Yahoo.com

چهار سال پيش در چنين روزهايى جوخه هاى مرگ جمهورى اسلامى داريوش فروهر، پروانه اسکندرى، محمد مختارى و محمد جعفر پوينده را بطرز وحشيانه اى سلاخى کردند. رژيم اسلامى در ابتدا کودنانه تلاش کرد که اين جنايت فجيع را به پاى اپوزيسيون بگذارد؟! ميخواستند با يک تير چند نشان بزنند. اما بسرعت روشن شد که ادامه اين مضحکه کبريتى بر انبار باروت خواهد بود. مفتضحانه عقب نشستند. پس از استخاره کردن و تسبيح انداختن سناريوشان را عوض کردند. اعلام کردند که "عده اى عناصر خودسر" از ميان "سربازان گمنام امام زمان" در وزارت جهنمى اطلاعاتشان دست به چنين جنايتى زده است. کميته بررسى قتلهاى زنجيره اى را تشکيل دادند. تا بگويند که رهبران جمهورى اسلامى در اين ماجرا دستى نداشته اند. کميته بررسى قتلهاى زنجيره اى دستور کارش اين بود که به مردم بگويد عده اى "خودسر" و نه اوباش حاکم بر ايران "آمرين و عاملين" اين قتلهاى فجيع بوده اند. جناحها توافق کردند تا نامى از سران رژيم، از خامنه اى، رفسنجانى، خاتمى، شاهرودى، يزدى، درى نجف آبادى، فلاحيان، شريعتمدارى، رضايى، ذولقدر، رحيم صفوى، حسينيان، کروبى، سردسته گله انصار حزب الله، ده نمکى ها و الله کرم ها، و کلا طيف وسيع اوباش و چاقو کشانى که هيات حاکمه در ايران را تشکيل ميدهند، در اين ماجرا برده نشود. به اين سناريو رسيدند که به مردم بگويند اين پرونده يک آمر داشته، همان سعيد امامى معروف، آنهم که خودش به پرونده خودش رسيدگى کرد و اکنون ديگر وجود خارجى ندارد! در ادامه عده اى از چاقو کشان دون پايه وزارت اطلاعاتشان را با نام مستعار قربانى کردند. اما جرم را يک قتل عادى و نه سياسى و پرونده را يک شکايت خصوصى قلمداد کردند. و وقيحانه از بازماندگان شريف اين قربانيان خواستند که در نمايش قصاص و جنايت و اعدام شرکت کنند. پرده پايانى اين نمايش نفرت انگيز اين بود که دست آخر ناصر زرافشان، وکيل مدافع فروهرها، را زندانى کردند. به نمايش خاتمه دادند و پرونده را مختومه اعلام کردند. و در مراسمى که هفته گذشته از طرف خانوادگان اين قربانيان در تهران برگزار شده بود اوباش چاقوکش خود را به فرمان مستقيم سيد على خامنه اى بعد از نماز وحشت جمعه به جان شرکت کنندگان در اين مراسم انداختند! واقعا نفرت انگيز است. و اين عين عدالت اسلاميشان است.

کميته بررسى قتلهاى زنجيره اى کوشيد تا نامى از قاتلين اصلى برده نشود. اما مردم قاتلين را ميشناسند. از ابتدا ميشناختند. مردم "آمرين و عاملين" اين قتلها و همچنين تمامى قتلها و کشتارهاى بيست و چهار سال گذشته را ميشناسند. قاتلين هر روز در تلويزيون و راديو و روزنامه ها ظاهر ميشوند. قاتلين سران رژيم اسلاميند. قاتلين خامنه ايها، رفسنجانيها، خاتمى ها، شاهروديها و کليه سران و دست اندرکاران حکومت اسلامى از ابتدا تا امروز هستند. مردم قاتلين را ميشناسند. اين جماعت اوباش اسلامى بيست و چهار سال است که ميکشند. بيست و چهار سال است که اعدام ميکنند. بيست و چهار سال است که ترور ميکنند. از روى ليست سياه مخالفان حکومتى را در داخل و خارج کشور تا آنجا که بتوانند، اگر بتوانند، تا زمانيکه رژيمشان برقرار است، خواهند کشت.

دوم خرداديها و خاتميون تلاش ميکنند که سرآغاز پرونده جنايات رژيم و "قتلهاى زنجيره اى" را به اين قتلهاى اخير برگردانند. اما کدام انسان شريفى است که نداند که پرونده قتلهاى زنجيره اى بسيار قطور تر و طولانى تر از اين حرفهاست. بيست و چهار است که زنجيره اى براى استقرار حاکميت وحشت و خدا و جهل و سرمايه هر روزه کشته اند. دهها هزار انسان شريف و آزاده را در اوين و قزل حصار و ساير زندانهاى جمهورى اسلامى به دار کشيده شدند و ترور کردند. دهها تن از رهبران اپوزيسيون را در قبرس و برلين و وين و فرانسه توسط جوخه هاى ترور اسلامى به خاک و خون کشيدند. زنان و مردان را بخاطر رابطه جنسى و عشق ورزيدن تا سينه در خاک، سنگسار کردند. و اين تمام جنايتشان نيست. در پرونده جنايات رژيم اسلامى بايد تمام کسانيکه در اثر اعتياد در گوشه و کنار خيابانها جان خود را از دست دادند. تمام کارگرانى که به علت پرداخت نشدن دستمزدشان خودکشى کردند. تمام کودکانيکه بجاى زندگى در خيابانها در زير دست و پاى اين سيستم له ميشوند، دزديده ميشوند تا از اندامهاى بدنشان خط توليد قطعات يدکى بدن انسان بوجود آورند. تمام کسانيکه براى زنده بودن در اين شرايط سياه کليه هايشان را ميفروشند. تمام دخترانى که در براى خلاصى از شر حکومت اسلامى جان عزيز خودشان را خودشان گرفتند. تمام اين اقدامات را بايد به پاى رژيم اسلامى نوشت. اينها تماما صفحاتى و فقط صفحاتى از تاريخ طويل قتلهاى زنجيره اى است.

سران رژيم اسلامى را بايد به جرم تمام اين جنايتهاى هولناک محاکمه کرد. به جرم جنايت عليه بشريت و نسلى از انسانها بايد محاکمه کرد. تمامى کسانى که در قتل و کشتار مردم، مستقيم و غير مستقيم، در اين ٢٤ سال دخيل بودند بايد به محاکمه کشيده شوند. اين محاکمات علنى خواهد بود. هيات منصفه خواهد داشت. تمام خبرگزاريهاى جهان مجاز خواهند بود تا در تمامى دقايق اين محاکمات شرکت کنند. اين محاکمات به تمام زبانهاى دنيا همزمان ترجمه خواهد شد، تا جهانيان بدانند اين جانيان با مردم چه کرده اند. متهمان اين محاکمات همه و همه ميتوانند بهترين وکلا را داشته باشند. اين محاکمات حکم اعدام نخواهد داشت. اعدام را ما لغو خواهيم کرد. اعدام مجازات نيست. انسانى نيست. اعدام قتل عمد است. جمهورى سوسياليستى مجازات اعدام نخواهد داشت. هدف اين محاکمات انتقام نخواهد بود. انتقام فلسفه سيستم قضايى جمهورى سوسياليستى نخواهد بود. هدف عدالت اجتماعى است. هدف حفاظت از جامعه است. هدف افشاى حقايق يکى از خونبارترين دورانهاى تاريخ معاصر است. هدف آموزش نسلى از مردم جهان و خاورميانه و نسلهايى از انسانها است که ببينند اين اسلاميون با مردم چه کرده اند. هدف آموزش هر کودکى است که به اين تاريخ نگاه کند و از تاريخ تلخ و خونين اسلاميستها درس بگيرد. همانگونه که اکنون کودکان را براى پى بردن به حقايق تاريخ به موزه هاى افشاى جنايات فاشيسم ميبرند، تا واکسينه شوند. اين محاکمات صدها ميليون تماشاگر خواهد داشت. مردم جهان خواهند ديد که چگونه صدها هزار انسان زجر ديده مدعى و شاکى اين گله آدمکش خواهند بود. هزاران هزار انسان زجر ديده عليه اين اوباش شهادت خواهند داد. هزاران زندانى سياسى عليه اين جانيان پرونده هاى روزهاى سياه زندانها را بازگو خواهند کرد. راه فرارى برايشان وجود ندارد.

اين محاکمات هنوز آغاز نشده است. اما مردم در تدارک تهيه مقدمات چنين محاکمه تاريخى هستند. تظاهرات هاى اخير دانشجويان، اعتراضات کارگرى، اعتراضات زنان، اعتراضات جوانان همه و همه اقداماتى در جهت سرنگونى رژيم و شروع و تدارک اوليه اين محاکمه تاريخى است. روزى که رژيم جمهورى اسلامى سرنگون شود. روزيکه مردم تشنه رفاه و آزادى و برابرى حاکميت سياسى خودشان، جمهورى سوسياليستى، را در ايران برقرار کنند، روزيکه سران رژيم اسلامى به جرم جنايت عليه محاکمه شوند، روزيکه حکم آزادى انسان در قانون اساسى جامعه ثبت شود، دور نيست. آن روز بشريت آزاديخواه به زخمى که اين جانيان اسلامى بر پيکر جامعه ايران وارد کرده اند، به قربانيانى که اسلاميون از اين مردم گرفته اند، خواهند گريست. آن روز دور نيست.

٣٠ نوامبر ٢٠٠٢