زنده باد مبارزات کارگران آتش نشانى بريتانيا
نکاتى پيرامون اعتصاب نيرومند کارگران آتش نشانى بريتانيا
سعيد آرمان
٢٧ نوامبر ٢٠٠٢
امروز کارگران آتش نشانى بريتانيا که در مجموع ٦٥ هزار نفر ميباشند در هفتمين روز اعتصاب خود بسر ميبرند. آنان در تاريخ ١٣ نوامبر در يک اعتصاب عمومى که ٤٨ ساعت بطول انجاميد، به دولت اخطار دادند که اگر به مطالبه آنان يعنى چهل در صد اضافه دستمزد پاسخ مثبت ندهند در فواصل متعدد دست به اعتصابات چند روزه خواهند زد.
دولت "تونى بلر" تاکنون به بيش از چهار درصد اضافه دستمزد تن نداده است. معاون تونى بلر نخست وزير بريتانيا تاکنون به نمايندگى دولت طرف حساب کارگران بوده و به مطالبه آنان پاسخ مثبت نداده است. "گوردن براون" وزير اقتصاد و دارايى با "محاسبات" اقتصاد دانانه اشان هر چه برآورد ميکند بودجه دولت "کفايت" ازدياد حقوق کارگران آتش نشانى و بعدها کارگران ساير بخشهاى خدماتى ديگر را که در آينده قد علم ميکنند و هم اکنون بخشى از آنان بميدان آمده اند، اصلا و ابدا نمى کند.
کارگران به ١٦ درصد قانع هستند، در واقع مبلغ ٣٠ هزار پوند در سال و اعلام کرده اند که از اين درصد پايين نخواهند آمد و به سخنان "تونى بلر" که روز دوشنبه ٢٥ نوامبر در يک کنفرانس مطبوعاتى در مقابل مطالبه برحق کارگران با "استقامت" از نوع "مارگارت تاچر"،ى که در مقابل کارگران معادن زغال سنگ از خود نشان داد، صحبت کرد و گفت که اين اعتصان آن نيست که شما برنده شويد، ايستاد.( تونى بلر دچار اشتباه محاسباتى دوران خود با تاچر شده است). رهبر جسور کارگران بنام Andy Gilchrst گفت که "تونى بلر" نادان و احمق است و دروغگو. او گفت ما کماکان بر حق خود پاى ميفشاريم. آقاى اندى که از محبوبيت زيادى در ميان کارگران برخوردار است و در اجتماعات و پيکتهاى کارگران و در کنفرانسهاى ويژه اعتصاب با استقبال کم نظيرى روبرو ميشود و کارگران و مردم معترض بمحض حضورش با کف زدن و سر پا ايستاده از او استقبال ميکنند، با متانت و قاطعيت ويژه اى نظرات و رياکارى نمايندگان سرمايه داران را برملا ميکند و بر حقانيت مطالبات کارگران پاى ميفشارد. روزهاى اعتصاب عليرغم ميل باطنى ميدياى هميشه مزدور او و کارگران آتش نشانى در راس اخبار تمامى کانالهاى تلويزيونى بريتانيا بوده اند.
عليرغم تلاشهاى دولت و رسانه هاى دست راستى براى تحت فشار قرار دادن کارگران و ناسزا گفتن به آنان، با درگذشت هر انسانى در نتيجه آتش سوزى آنان را تحت فشارهاى اخلاقى قرار ميدهند و مداوما تلاش ميکنند که افکار عمومى را عليه کارگران تحريک کنند. اما مردم و ساير بخشهاى کارگرى و خدمات اجتماعى عليرغم اين تبليغات مشمئز کننده واقف هستند که کارگران آتش نشانى محق هستند و آنان را مورد حمايت خود قرار ميدهند.
مردم در حين عبور در مقابل پيکتهايشان به آنان سلام ميکنند و برايشان پيروزى آرزو ميکنند و برايشان دسته هاى گل، شيرينى، ميوه و مواد خوراکى ميبرند و ماشينها با بوق زدنهاى ممتد آنان را حمايت ميکنند و به آنان قوت قلب ميدهند و کارگران بحق از اين استقبال و حمايتها نيرو ميگيرند.
کارگران مترو در لندن با بستن بعضى از ايستگاههاى قطار زير زمينى تحت عنوان نگرانى از خطر آتش سوزى بنوعى قانونى از اعتصاب آتش نشانها حمايت کرده اند و موجب ايجاد نارضايتى نسبت به دولت در ميان مردم شده است. ( در زمان تاچر اعتصاب بخشهاى ديگر به حمايت از اعتصاب کارگران ساير بخشها غير قا؛نونى اعلام شده و کارگران نمى توانند اعتصاب حمايتى بکنند و ناچارا به شيوه "قانونى" حمايت خود را بروز ميدهند).
کنگره اتحاديه هاى کارگرى بريتانيا " TUC"، بزرگترين اتحاديه کارگرى بريتانيا با اعتصابيون اعلام همبستگى کرد و رهبر آن بطور خشمگينانه به دولت "تونى بلر" حمله کرد. اتحاديه کارمندان و کارکنان خدماتى بريتانيا "UNISON" با يک ميليون و سيصد هزار عضو از کارگران اعتصابى حمايت کردند.
شايان ذکر است که اين اولين حرکت اعتراضى قدرتمند کارگران آتش نشانى است که بعد از ٢٥ سال صورت ميگيرد و بدليل حساسيت اين کار و رابطه مستقيم آن با زندگى ميليونها انسان هميشه تحت فشار روحى و نوعى از عذاب وجدان بسر برده اند. در اعتصابات اخير با طعمه حريق شدن هر انسانى دولت مجددا نوک حمله را متوجه کارگران ميکرد و سعى اشان بر اين بوده که کارگران را بانى مرگ انسانها معرفى کنند. اينجا نمونه ديگرى از رياکارى و شيادى دولت بعنوان نماينده طبقه سرمايه دار خود را بروز ميدهد. در شرايطى که کارگران دست به اعتصاب نزده اند و ميليونها انسان بدون دغدغه خاطر شب را به روز سپرى ميکردند هيچگاه مورد تقدير قرار نگرفته و يکبار هم دولت به آنان پيشنهاد يک درهم اضافه دستمزد نکرده و نخواهند کرد. در ايام اعتصاب کارگران آتش نشانى، جامعه را يک نا امنى و نگرانى شديد فرا ميگيرد.
کارگران اعتصابى در ايام اعتصاب از هيچ حقوق و مزايايى برخوردار نيستند و تنها با کمکهاى بيدريغ مردم و پس انداز اتحاديه شان قادر به تامين معاش و ادامه پيکتهاى اعتراضى اشان ميباشند.
چالشهاى پيش روى دولت "تونى بلر"
دولت تونى بلر که از متحدين جدى آمريکا در طراحى حمله به عراق است ١٩ هزار نيروى نظامى خود را به مقابله با آتش سوزيهاى احتمالى اختصاص داده است و از لحاظ آمادگى براى شرکت در اعزام نيرو به خليج با مشکل جدى مواجه خواهد شد، مادام اينکه نتواند گريبان خود را از دست کارگران اعتصابى خلاص نکند.
دولت بلر همزمان با مخالفت با کارگران خواهان اضافه دستمزد در تدارک حمله به عراق ميباشد و اينکار نيازمند بودجه کلانى ميباشد که افکار عمومى را متوجه خود کرده است که اين يک بام و دو هوا چه معنايى دارد؟. چرا براى اضافه دستمزد کارگران با کسرى بودجه مواجه خواهد شد اما با صرف ميليونها و حتى ميلياردها پوند در جنگ احتمالى با عراق، کشور دچار مشکلات اقتصادى مورد نظر دولتمردان نخواهد شد؟!
کارکنان ساير بخشهاى خدماتى از جمله معلمين، پرستاران، کارگران مترو و شهرداريها نيز دولت بلر را به چالشهاى جدى ميطلبند و به يک نگرانى جدى براى هيات حاکمه بريتانيا تبديل شده است. تونى بلر بخوبى واقف است که تسليم شدن در مقابل کارگران اعتصابى يعنى تن دادن اجبارى به خواست و مطالبات برحق ساير بخشهاى خدماتى ديگر.
دورنماى اين جنبش
بخشهاى مختلف کارگران و ساير بخشهاى خدماتى ديگر از معلمين و پرستاران گرفته تا کارگران مترو و خدمات عمومى و غيره دولت تونى بلر را به چالش جدى فراخوانده اند و جامعه در زير بار فشار شديد اقتصادى بشدت رنج ميبرد، راهى جز مبارزه قاطع و همه جانبه براى کل طبقه کارگر بريتانيا و بخشهاى خدماتى و اقشار کارکن و کم درآمد باقى نمانده است. در اين دوره نقش رهبران کارگرى و راديکال اعتراضات کارساز و سرنوشت ساز است. دولت در جبهه هاى متفاوت درگير است، اعتراضات اجتماعى وسيع و نفرت عليه جنگ احتمالى با عراق مردم را در آينده در ابعاد ميليونى بميدان خواهد آورد و محافظه کارى سنتى رايج و تحميلى بر جامعه بريتانيا، را بشدت و باالجبار دستخوش تحول خواهد کرد.
اين جنبش را بايد با تمام توان حمايت کرد، به پيکتهايشان بايد رفت، آنان را با کمکهاى مالى و معنوى خود تقويت کرد و با شاخه هاى گل از تلاش شبانه روزيشان قدر دانى کرد. هر درجه از موفقيت کارگران و دست يافتن به زندگى شايسته انسان به نفع کل جامعه خواهد بود و يک گام از تبديل کردن جامعه به جنگل مورد نظر بلر،ها و بوش، ها بسمت انسانيت فاصله گرفته خواهد شد.
و اما جدا از تحقق مطالبات و بهبود هر درجه از زندگى کارگران و اضافه شدن يک نان به سفره آنان و قابل دفاع بودن از جانب ما، جاى يک جريان قدرتمند کمونيستى کارگرى مدعى قدرت و در دست گرفتن سرنوشت جامعه در جدالهاى طبقاتى امروز و فرداى کارگران خالى است و بايد با اين خلا تسويه حساب جدى کرد.
صاحبان اصلى جامعه اکنون از مفتخوران و دم و دستگاه عريض و طويل شان استدعاى اضافه دستمزد ميکنند. بايد به اين نظام سرتا پا وارونه خاتمه داد، بايد جهان را بر قاعده اش گذاشت.
کارگران بنا به موقعيت اجتماعى اشان اين نيروى تغيير دهنده هستند.