القاعده و تحميل
استراتژى به
آمريكا
نادر بكتاش
29.11.02
بسيار بعيد
به نظر مى رسد
كه انتخاب
زمان و اهداف
عمليات اخير
تروريستى كه
در چند هفته
اخير اتفاق
افتاده است، فاقد
منطق باشد.
القاعده،
بيكار نبوده
است. بعد از
بازسازى سازمانى،
مالى و
لجيستيكى خود
برگشته است.
يك هدف اصلى
را تعقيب مى
كند : عروج به
موقعيت "دشمن
اصلى آمريكا"
و به انحصار
درآوردن آن.
اين موقعيت
بيش از هر بحث
و آيه و حديث و
ييفمبرى،
برايش نيرو
جمع مى كند.
اين هدف از
نظر سياسى ـ
ايدئولوژيك
از طريق حاشيه
اى كردن كامل
(بهتر است
بگوييم تشييع
جنازه)
ناسيوناليسم
ميليتانت
(مساله عراق و
رهبرى در
فلسطين) حاصل
مى شود. زمان
شروع اين
سلسله عمليات
(شامل يخش
كاست ويدئوى
بن لادن)،
مقارن با هفته
هاى آخر
مداكرات علنى
و ينهان در
مورد عراق بود.
با اين هدف كه
چشم حهان را
به سمت خويش
برگرداند.
انتخاب نفتكش
فرانسوى (كه
نقشى مهم در
سير مذاكرات
سازمان ملل و
جلوگيرى از و
يا به تعويق
انداختن جنگ
ايفا كرد ـ يا
به هرحال
وانمود كرد
دارد ايفا مى
كند) و اينك
تلاش در تصاحب
مساله فلسطين
از طريق كشتار
اسرائيليان
در هتلى در
كنيا، همه
كاملآ حساب شده
و مولود يك
ذهن سياسى ـ
نظامى استراتژيست
است.
بن لادن و
حواريونش
آمريكا را
ناچار خواهند
كرد تا آن چه
را كه در
فرداى 11
سيتامبر
اعلام كرده
بودند تا
بتوانند در
لواى آن اهداف
ديگرى را
دنبال كنند،
به طور واقعى يى
بگيرند : جنگ
با تروريسم
اسلامى.
اين جنگ
واقعآ مى
تواند سالها و
حتى بيش از
دهه طول بكشد.
تروريسم
اسلامى كه
ديگر حتى دارد
از بنياد
ايدئولوژيك ـ
سياسى خود
يعنى اسلام
سياسى متزلزل
و هويت از دست
داده دور و
دورتر مى شود
و در عين حال
آن را شيفته
خود ميكند (يائين
: حرفهاى
شريعتمدارى)،
و تنها مى شود
چشمهاى خون
گرفته و ير از
نفرتش را ديد
(زيرا بستر
اصلى آن چشم
انداز حاكميت
بر يك قلمرو
كشورى را نمى
تواند تصور
كند و نميتوان
برايش تصور
كرد و بنا
براين هدفى
عينى ييش يا و
در دستور
ندارد)،
مى خواهد
جهان را به خون
بكشد. آنچه
تحقق اين رؤيا
را برايش
دشوار مى كند
تنها و تنها
محدوديت مادى
امكاناتش است،
و نه هيچ
ملاحظه ديگر
بشرى.
آمريكا و غرب
نمى توانند از
يس آنها
بربيايند.
آنها را
نميتوانند به
طور فيزيكى و
نظامى از بين
ببرند و حتى
دامنه عملشان
را بسيار
محدود كنند.
با سازش و
تملق و
ايدئولوژى
غير بشرى سنن
سرمايه دارى
حاكم بر جهان،
نميشود
اين موجودات
غير بشرى را
كه از زمانها
و مكانهاى
ديگر بر كره
زمين نازل شده
اند و ابتدائى
ترين دستاورد انسان
يعنى حق حيات
را به رسميت
نمى شناسند، به
سادگى از كره
خاك جارو كرد.
فقط عروج
كمونيسم
كارگرى در
منطقه و به
قدرت رسيدن آن
در اولين قدم
در ايران مى
تواند جهان را
از اين كابوس
هولناك نجات
دهد. تنها،
بريايى نظامى
كه در آن
آزادى و
برابرى و شور
زندگى در مقابل
چشمان همه
مردمان قابل
رؤيت باشد، مى
تواند عمق
خونين و كثيف
جنگ دو ارتجاع
ميليتاريسم كاپيتاليستى
و تروريسم
اجتناب
نايذير اسلام
سياسى را نشان
بدهد و با
بسيج مردم،
آنها را بر هر
دوشان غالب
كند.
****
حسين
شريعتمداری:
«حاميان اصلي
اسرائيل،
بيرون از
فلسطين اشغالي
و در آمريكا،
اروپا و برخي
از نقاط ديگر
دنيا سكونت
دارند كه
دسترسي به
آنها بسيار
آسان و كم
هزينه
است...بايد
جبهه ديگري با
همان مختصات
در بيرون از
فلسطين
اشغالي گشوده
شود و مسلمانان
انقلابي، در
تمامي نقاط
جهان، امنيت جاني
صهيونيستها
و حاميان آنها
را سلب كنند»
اين حرفها
شديدآ بوى
عمليات اخير
القاعده مى دهد.
رفسنجانى هم
چند روز ييش
گفته بود كه
ما حتى اگر در
ايران هم
ببازيم در
جاهاى ديگر سر
بلند مى كنيم
(نقل قول از
حافظه).