آزادى نقد مذهب
يک کليد مهم پيشرفت و تحول جامعه
فاتح شيخ الاسلامى
fateh_sh@yahoo.com
نقد مذهب مقدمه هرگونه نقدى است. بدون آزادى کامل نقد مذهب، آزادى بى قيد و شرط عقيده و بيان پوچ است. شعار معروف: "آزادى انديشه، با ريش و پشم نميشه" در ١٨ تير و در حرکت اخير دانشجويان، به اين رابطه اشاره دارد؛ گرچه خود، برداشتى انحرافى و ناقص از رابطه آزادى انديشه و نقد مذهب است. "راديکال"ترين نقد آخونديسم، فقط مذهب را از زير تيغ نقد راديکال خارج ميکند. مذهب با هر شکل و شمايلى، خشن و اصلاح شده، در حکومت و بيرون حکومت، سد راه شکوفايى فردى و اجتماعى است؛ بايد آنرا از سر راه برداشت. دست مذهب را بايد از زندگى مردم کوتاه کرد. نقد مذهب، خواه در روند سرنگونى جمهورى اسلامى و خواه بعد از آن، کليد هرگونه پيشرفت و تحول اجتماعى و فرهنگى است.
مارکس، سال ١٨٤٣ در مقدمه "نقد فلسفه حق هگل" نوشت: براى آلمان، نقد مذهب اساسا پايانيافته است. گام بعدى، از نظر او، فرارفتن از نقد آسمان به نقد زمين، از نقد مذهب به نقد حقوق، از نقد الهيات به نقد سياست و اقتصاد بود. براى ايران، پروسه پرتعلل نقد مذهب، که از قرن ١٩ با آخوندزاده شروع شد، اساسا به جايى نرسيده است. حاصل، حتى نقد نيمه تمامى از مذهب نيست. براى ايران، نقد زمين تماما به نقد آسمان بدهکار است. پيشروى نقد اقتصاد، نقد سياست، نقد حقوق و هنر و ادبيات جامعه، نيازمند پيشرفت نقد مذهب و تلاش بيوقفه براى مذهب زدايى از جامعه است. براى ايران، نقد جدى و بنيادى مذهب، در سطح نظرى و اجتماعى، تازه ازنو شروع شده است. اما ربع قرن حاکميت جنايتبار و فلاکت آفرين و خفه کننده اسلام، با انباشت عظيم تنفر از مذهب، پيشروى سريع نقد مذهب و جبران يک قرن مافات تاريخى را ممکن کرده است.
مختصات ضدمذهبى تحولات جارى و آرايش اجتماعى و سياسى نيروهاى دخيل در اين تحولات، بويژه پتانسيل ضدمذهبى جنبش رهايى زن و جنبش خلاصى اخلاقى و فرهنگى نسل جوانى که اکثريت قاطع جمعيت کشور را در بر مى گيرد، به تعرض ضدمذهبى جامعه، ترکيبى از محرکه هاى نيرومند و بنيان کن داده است. با چنين مختصاتى، به روشنى ميتوان گفت که انقلاب پيش رو، همزمان عليه استبداد سياسى و ارتجاع مذهبى هر دو است. اين انفجار دوگانه، چنان نيروى عظيمى در جامعه آزاد خواهد کرد که انقلاب اجتماعى، انقلاب بيوقفه طبقه کارگر براى رهايى خود و جامعه از مناسبات اسارتبار اقتصادى، از امکانات بالايى براى پيشروى برخوردار خواهد شد. اما جامعه، قبل از هر چيز، نيازمند آنست که با چشم باز، دل شاد و روى گشاده با گذشته وداع کند. آينده فرحبخش را، با در هم پيچيدن بساط حکومت اسلام و همزمان نقد همه جانبه مذهب ميتوان و بايد تضمين کرد.
اعتراضات اخير دانشجويان
اعتراضات اخير جوانان و دانشجويان بالفعل شدن بخشى از اين پتانسيل اجتماعى نيرومند عليه رژيم اسلامى و در دفاع از آزادى عقيده و بيان و نقد، و به اين معنى جلوه اى از تعرض همزمان عليه استبداد سياسى و ارتجاع مذهبى بود. ماشه با اعتراض عليه حکم اعدام آقاجرى کشيده شد، اما از همان ابتدا مشخص شد که ابعاد و مضمون حرکت فراتر از بهانه و امکان واقعى شروع آن است. دو خرداديها و تحکيمى ها کوشيدند استفاده کنند ولى اوضاع آشکارا از کنترلشان خارج بود. هيچ جا عکسى از خاتمى ديده نشد. تصاوير بالا رفتن جوانان دختر و پسر از نرده ها و سرود خواندن و شعار دادن دست در دست هم و "بدون رعايت حجاب"، که سيماى جمهورى اسلامى بقصد "افشاگرى" پخش کرد، تنها يک گوشه از واقعيت بود.
اين حرکت از نظر مضمون سياسى و بويژه تاکيد بر خواست آزادى عقيده و بيان جلوتر از ١٨ تير بود. با توجه به توازن قوا و فضاى حاکم بر دانشگاه، قابل درک است که سخنگويان راديکال خيزش نتوانند همه آنچه در دل دارند را علنا به زبان آورند. اما نگفته پيداست که در اين حرکت مشخص، شعار آزادى عقيده، گذشته از هر فرمولى که داشت، به معنى آزادى عقيده در برابر سرکوب مذهبى عقيده است. بيان واضح اهداف راديکال اين اعتراض و جلب حمايت وسيع براى آن، دريافتن فرصت اين روحيه و اين پتانسيل براى بردن شعارهاى روشن و راديکال به گستره هاى وسيعتر جامعه، کار حزب کمونيست کارگرى، سازمان جوانان کمونيست و فعالين کمونيست صفوف دانشجويان و جوانان است. ازجمله بايد کوشيد که پابپاى اعتراض سياسى در جهت سرنگونى رژيم، نقد مذهب از هر کانال ممکنى پيشروى کند، نقب بزند و بنوبه خود به فروريختن سريعتر جمهورى اسلامى و به رهايى جامعه از مزاحمت ايدئولوژى و فرهنگ و سنن اسلامى کمک کند. هيچ چيز طبيعى تر از آن نيست که نيروى عظيم جوانان، در صف اول نيروى اجتماعى و فکرى تعرض ضدمذهبى جامعه حضور فعال داشته باشد. خواست لغو حکم اعدام و آزادى فورى آقاجرى، خواستى آزاديخواهانه است و تخاصم عريان شخص آقاجرى با هرگونه آزاديخواهى و آزادى انديشه، ذره اى از حقانيت دفاع دانشجويان آزاديخواه از اين خواست کم نميکند. برپا کردن حرکت وسيع اعتراضى در بزنگاه اين شکاف داخل رژيم، نشانه هشيارى سياسى دانشجويان در استفاده از يک امکان واقعى براى به ميدان کشيدن اعتراض راديکال خود و بازتر کردن شکاف درونى رژيم بود. اعتراضى که سريعا سردمداران رژيم را سراسيمه کرد و بجان هم انداخت و عقب نشاند. نفس حرکت دانشجويان، تمام تلاش چندماهه رژيم براى ارعاب مردم از راه اعدامها را يکروزه دود کرد و به هوا برد. فراتر رفتن از اين پيروزى ها و جا انداختن مطالبات اساسى آزادى بى قيد و شرط عقيده و بيان و نقد، لغو مجازات اعدام، آزادى همه زندانيان سياسى و عقيدتى و ... بدون شک ضامن توانمندى بيشتر و اتحاد و تشکل بالاتر در مرحله آتى اعتراضات دانشجويان است.
اشاره اى به آقاجرى
دفاعيات آقاجرى در "دادگاه" يک روضه خوانى آخوندى مشمئز کننده است. او نه فقط "با صداى بلند ايمان و اعتقاد خود به اسلام نبوى و تشيع علوى" و "برائت و بيزارى" اش "از همه تهمت هاى کفر و الحاد و زندقه و لامذهبى" و از "سب النبى و اهانت به ائمه اطهار" را اعلام ميکند بلکه بارها "بر قرائت دهه نخست" رژيم و دوره حيات خمينى "از دين و اسلام"، بر "حقيقت دين، حکومت دينى حقيقى، رهايى بخش بودن دين"، تاکيد ميکند. دفاع آقاجرى از "اصلاح دين" و "پروتستانتيسم اسلامى" سنگربندى آخر يک رژيم اسلامى مستاصل در مقابل امواج هجوم ضدمذهبى وسيعى است که آن را در هم ميکوبد.
زمانى که موج مخالفت عليه دين بالا ميگيرد، مدافعان دين از درون، پرچم اصلاح آن را بر ميدارند تا از افول سريع آن جلوگيرى کنند و فرصت بخرند که آن را بتدريج با اوضاع جديد انطباق دهند. عروج پروتستانتيسم همين بود. "پروتستانتيسم" اسلامى، چنانکه از اسمش پيداست، تقليدى ديرهنگام، غيرتاريخى و لاجرم ناموفق از پروسه تاريخى عروج پروتستانتيسم مسيحى است. پناه بردن "اصلاح طلبى اسلامى" به سرويس هاى ارتجاع آکادمى غرب از وبر تا هابرماس، اولا نشانه روشن ورشکستگى آن در انتهاى چند دهه مقابله با تمدن غرب است، ثانيا به خلاف کهنه انديشى لاعلاج "نوانديشان دينى" و خام انديشى آکادميک هابرماس ها، در شرايط مشخص ايران امروز، دو عامل تاريخ و مردم براى پروژه "اصلاح دينى" شانسى جز شکست باقى نگذاشته اند. پروژه امثال آقاجرى و سروش و غيره، پروژه اصلاح جمهورى اسلامى در عرصه ايدئولوژى است و هدف آن مقابله با تعرض ضدمذهبى مردم است، همچنانکه هدف پروژه اصلاح رژيم، مقابله با جنبش سرنگونى است. علت سياسى صدور حکم اعدام براى مومن اسلام پرستى چون آقاجرى جز اين نيست که از نظر جناح راست، در جو ضدمذهبى موجود، همين اندازه خارج زدن هم براى موجوديت رژيم و اسلامش ريسک بزرگى است و بايد راه را بر آن ببندد. اعتراضات اخير نشان داد که هيچيک از "راهبرد"هاى دو جناح جلودار هجوم عظيم ضدمذهبى مردم نيست.
مذهب زدايى و آزادى نقد مذهب
جامعه آماده و تشنه يک جنبش مذهب زدايى در روند سرنگونى جمهورى اسلامى و بعد از آنست. يک جنبش گسست فکرى و ساختارى و اجتماعى از اسلام. يک جنبش خلاصى از فرهنگ و سنن ضدانسانى اسلام. پيشبرد چنين جنبشى در مقياس اجتماعى، ازجمله مستلزم اشاعه خواست آزادى کامل نقد مذهب، آزادى مذهب و بى مذهبى و حق بيچون و چراى هر فرد به داشتن هر مذهب و يا نداشتن هيچ مذهبى، در سطح جامعه است. با تلاش آگاهگرانه دائم بايد اين خواست را به ذهنيت روشن وسيع ترين توده هاى مردم آزاديخواه تبديل کرد. شرايط براى موفقيت اين تلاش، بيش از هر زمانى در تاريخ يک قرن گذشته ايران مساعد است. نيروى اعتراض سياسى و اجتماعى مردم و بويژه نسل جوان، ميتواند اين خواست را، هم بعنوان ابزار تسريع سرنگونى جمهورى اسلامى و هم بعنوان رکن مهم يک نظام سياسى آزاد و سکولار، به کرسى بنشاند و تثبيت کند. به سرانجام رساندن اين جنبش، شرط مهم پيشرفت و تحول جامعه، ضامن دور ريختن بقاياى زنجيرهاى قرون وسطايى از دست و پاى جامعه و راهگشاى شکوفايى ظرفيت هاى مدرن و امروزى جامعه است.
٢٩ نوامبر ٢٠٠٢
|