از جوانان کمونيست ٦٥
بمناسبت يازدهمين سالگرد حزب کمونيست کارگرى
کمونيسم کارگرى فرياد اعتراض بشريت عصر ما
سوسياليسم انسانى و مدرن مارکس را نمايندگى ميکنيم
گفتگو با حميد تقوايى
دبير کميته مرکزى حزب کمونيست کارگرى
مصطفى صابر: شما از همان ابتداى شکل گرفتن اولين نطفه هاى موجوديت وسيعى که امروز حزب کمونيست کارگرى نام دارد (و سازمانهاى جانبى بسيارى از جمله سازمان جوانان کمونيست پيرامون آن شکل گرفته) در رهبرى اين جريان، در کنار منصور حکمت حضور داشته و نقش برجسته اى ايفاء کرده ايد. اينجا قصدم پرداختن به اين تاريخ ٢٥ ساله نيست. خيلى خلاصه بگوييد ريشه هاى فکرى و فرهنگى حزب کمونيست کارگرى از کجا آب ميخورد؟
حميد تقوايى:کمونيسم کارگرى در ادامه سنت فکرى اى شکل گرفت که نقد ريشه اى و عميقى به جامعه سرمايه دارى داشت. جامعه سرمايه دارى نه تنها در ايران بلکه در سراسر دنيا و حتى در پيشرفته ترين کشورهاى صنعتى غرب. اين نوع مارکسيسم که در اوان انقلاب ٥٧ به مارکسيسم انقلابى معروف شد و بسرعت بسيارى از روشنفکران و فعالين چپ را بخود جلب نمود، استثمار و اختناق و تبعيض و نابرابرى ومذهب و فرودستى زن و فرهنگ عقب مانده و شرقزده را نمى پذيرفت و ريشه همه اين مصايب را سلطه سرمايه دارى ميدانست. در ايران و در هر جاى دنيا. از اين نقطه نظر يعنى از لحاظ مبانى فکرى و عقيدتى از همان ابتدا مارکسيسم انفلابى با چپ موجود و آنچه بعنوان کمونيسم در ايران و بسيارى از ديگر کشورهاى جهان معروف شده بود از اساس متفاوت بود. نيروهاى چپ ايران اساسا در انتقاد به سلطه غرب و مشخصا عليه آمريکا شکل گرفته بودند و نوعى فرهنگ ملى - مذهبى را در برابر باصطلاح خودشان "غربزدگى"، نمايندگى ميکردند. مارکسيسم انقلابى بر عکس منتقد اين ديدگاه ملى- مذهبى و شرقزده بود. مارکسيسم انفلابى بر خلاف چپ موجود به "بورژوازى ملى و مترقى" و يا "مذهب انقلابى" معتقد نبود، بلکه کل بورژوازى و ملى گرايى و مذهب با تمامى شاخه ها و فرقه هاى مختلفش را ارتجاعى ميدانست. در رابطه با غرب و آمريکا نيز مارکسيسم انقلابى انتقاد را سر جاى درستش گذاشت. انتقاد مارکسيسم انقلابى به تمدن و دستاوردهاى علمى و قرهنگى و هنرى پيشرفته بشرى که در فرهنگ غربى نمايندگى ميشد نبود، اين جريان در واقع اين فرهنگ را در برابر فرهنگ شرفزده و عقب مانده ملى مذهبى نمايندگى ميکرد. مارکسيسم انقلابى سرمايه دارى را هدف گرفته بود. اين جريان سلطه سرمايه دارى را در غرب و در جهان و از جمله بر ايران مورد انتقاد قرار ميداد و مصائب گريبانگير اين جوامع نظير نابرابرى و شکاف عميق طبقاتى و نبود آزاديها و اختناق و بيکارى و فرودستى زن و نفوذ مذهب و غيره، را ناشى از نظام سرمايه دارى ميدانست. بعبارت ديگر کمونيسم کارگرى از همان بدو فعاليت خود از يکسو تمدن و مدرنيسم و پيشرفته ترين دستادرهاى فرهنگى بشر را در برابر شرقزدگى و فرهنگ عقب مانده ملى - اسلامى نمايندگى ميکرد و از سوى ديگر منتقد پيگير نظام سرمايه دارى بعنوان منشا مصائب انسان در جوامع امروزى، در غرب و در شرق، بود.
مصطفى صابر: آيا آنوقت، در ابتداى کار، تصورش را ميکرديد که چنين حزبى را داشته باشيم؟ چه عواملى حزب را به اينجا رساند؟
حميد تقوايى: مارکسيسم انقلابى با انقلاب ٥٧ شروع کرد و در اين انقلاب آرمان و مطالباتى را نمايندگى ميکرد که کارگران و توده مردم بخاطر آن بميدان آمده بودند. مردم آزادى و رفاه و برابرى ميخواستند و مارکسيسم انقلابى اين مطالبات پايه اى را در برنامه و مواضع و شعارهايش بيان ميداشت، آنها را دقيقا معنى ميکرد و پيش شرطها و راه رسيدن به آنرا نشان ميداد. با بقدرت رسيدن جمهورى اسلامى، مارکسيسنم انقلابى پرچمدار مبارزه با ارتجاع تازه بقدرت رسيده شد. نقد پيگير مذهب، افشاى ماهيت ارتجاعى خمينى و دولتى که تحت نام انقلاب و براى درهم کوبيدن انقلاب بقدرت رسيده بود، و دفاع همه جانبه از مبارزه کارگران و زنان و جوانان و خواستهاى بر حق و انقلابى آنها در مقابل تعرض جمهورى اسلامى از اولين عرصه هاى فعاليت جريان ما بود. شعارهايى نظير جدايى مذهب از دولت و برسميت شناسى آزادى بيقيد و شرط عقيده و بيان و مطبوعات و برابرى کامل زن و مرد، که خوشبختانه امروز از جانب ديگر سازمانها و نيروهاى سياسى اپوزيسيون نيز مطرح ميشود، اولين بار از جانب مارکسيسم انقلابى، و در زمانى که بسيارى از اين نيروها مدافع جمهورى اسلامى بودند، مطرح شد و در برنامه اتحاد مبارزان کمونيست در سال ٥٨ منتشر گرديد. اين راديکاليسم و پيشتازى مارکسيسم انقلابى بسرعت موجب محبوبيت و نفوذ آن در ميان روشنفکران چپ و انقلابيون شد، پيشرو ترين فعالين منفرد و متشکل در سازمانهاى مختلف چپ حول اين پرچم جمع شدند و بالاخره در سال ٦٢ و در اوج اختناق جمهورى اسلامى حزب کمونيست ايران را تشکيل دادند.
تشکيل حزب تازه شروع گسترش مارکسيسم انقلابى و مقدمه تحول و ارتقاى آن به کمونيسم کارگرى بود. تحولات تعيين کننده اى که در سطح جهانى اتفاق ميافتاد، مشخصا فروپاشى بلوک شوروى، سلطه بلامنازع سرمايه دارى بازار آزاد و سر بر آوردن اسلام سياسى در جهان، فراتر رفتن از چارچوب مارکسيسم انقلابى که اساسا در پاسخ به مسائل انقلاب ايران شکل گرفته بود را ضرورى ميساخت و منصور حکمت با کمونيسم کارگرى به اين ضرورت پاسخ گفت. مبارزه با سرمايه دارى افسارگسيخته پس از جنگ سرد، مبارزه با ناسيوناليسم و قومپرستى وحشى و ضد انسانى که دنيا را فرا ميگرفت و بالاخره مقابله با اسلام سياسى و تروريسم اسلامى از يک موضع انسانى و مترقى، اينها از جمله وظايفى بود که کمونيسم کارگرى در برابر خود قرار داد و باين ترتيب بعنوان نماينده بشريت و آرمانهاى انسانى بشريت عصر ما نه تنها در ايران بلکه در سراسر جهان پا بميدان گذاشت. بخاطر همين واقعيت است که کمونيسم کارگرى امروز يک جريان وسيع و با نفوذ اجتماعى است. کمونيسم کارگرى يک جنبش خلاف جريان است، خلاف جريان فکرى سياسى حاکم در ايران وجهان و خلاف منتقدين الکن و ناپيگير آن هر دو. ما در برابر سرمايه دارى بازار آزاد غرب و سرمايه دارى دولتى نوع بلوک شوروى سابق، يک سوسياليسم انسانى و مدرن، سوسياليسم راديکال و رهائيبخش مارکس را نمايندگى ميکنيم.
کمونيسم کارگرى فرياد اعتراض بشريت عصر ما به وضع موجود است، فرياد اعتراض کارگران و زنان و جوانان در ايران به توحش جمهورى اسلامى است، فرياد اعتراض کارگران جهان به توحش سرمايه دارى بازار آزاد است. بدون کمونيسم گارگرى بشريت عصر ما نمايندگى نميشد و اين در پايه اى ترين سطح توضيح دهنده قدرت و وسعت جنبش و حزب ما در شرايطى است که کمونيسم هاى دروغين غير کارگرى از صحنه سياست دنيا تقريبا به تمامى حذف شده اند.
مصطفى صابر: آينده حزب کمونيست کارگرى را چه مى بينيد؟ جدال هاى مهم پيشاروى حزب چيست؟ چقدر حزب را براى اين جدال ها آماده مى بينيد؟
حميد تقوايى: حزب ما اهداف، برنامه و سياستها و مواضع روشنى دارد که بيانگر خواسنهاى کارگران و زنان و جوانان در ايران است. اما اين هنوز بطور خود بخود پيروزى حزب را در نبردهاى اساسى که در پيش است تضمين نميکند. حزب ما بايد بتواند به رهبر جنبش سرنگونى طلبانه مردم عليه جمهورى اسلامى تبديل شود و اين تماما به نحوه فعاليت و عملکرد ارگانهاى رهبرى و تک تک اعضاى حزب گره خورده است. اين بخصوص در شرايطى که حزب و جنبش ما رهبر برجسته و منحصر بفرد خود منصور حکمت را از دست داده است ، بيش از پيش امرى حياتى و تعيين کننده است. پيروزى حزب در نبردهاى آتى و بويژه در مبارزه براى سرنگونى جمهورى اسلامى تماما به تلاش و مبارزه امروز ما براى تبديل کردن حزب به رهبر عملى اعتراصات ز مبارزات مردم گره خورده است.
حزب را بايد بميان مردم برد برنامه و سياستهاى آن را در يک سطح وسيع در جامعه شناساند و حول آن بسيج و سازماندهى کرد. نقش سازمان جوانان کمونيست بخصوص در اين ميان تعيين کننده است. حزب ما تنها سازمانى است که ضديت نسل جوان با مذهب و نفرت آنان از حکومت مذهبى را نمايندگى ميکند و نويد بخش يک زندگى مدرن و آزاد و شاد و برابر براى مردم ايران است. اين حقيقت سياسى بايد به واقعيت تشکيلاتى ترجمه بشود. جوانان بايد حول حزب متشکل شوند و در مبارزه براى سرنگونى جمهورى اسلامى شعارها و برنامه و سياستهاى حزب را راهنماى خود قرار بدهند.
مصطفى صابر: با تشکر از وقتتان.