فراکسيون "نمايندگان" کرد و آموزش زبان کردى !

عبدالله شريفى

روزنامه ايران دوشنبه ١٨ نوامبر مصادف با ٢٧ آبان ١٣٨١ خبر از تحرکات اخير فراکسيون "نمايندگان" کرد در مجلس اسلامى ميدهد. اين روزنامه مينويسد که مرتضى حاجى وزير آموزش و پرورش رژيم اسلامى در پاسخ به سوال ١٣ "نماينده" کرد از فراکسيون کردهاى مجلس اسلامى در گروه آموزش زبان کردى در مدارس، چنين ميگويد: ".... بنا به مصوبه شوراى عالى آموزش و پرورش، تدريس ادبيات محلى و اقوام ايرانى، در قالب دروس اختيارى، در دوره آموزش متوسطه بلامانع است.... اما از آنجايى که اين موضوع ملى است، مصوبه يادشده براى اخذ تصميم نهايى به شوراى عالى انقلاب فرهنگى ارجاع داده شده است.... شوراى فرهنگ عمومى نيز مصوبه شوراى عالى آموزش و پرورش را مورد بررسى کارشناسانه قرار قرار داده و آن را تاييد کرده است .... بر اساس مصوبه شوراى عالى آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ريزى آموزش اين وزارت خانه، موظف شده است که محتوى دروس و ادبيات محلى ايرانى را با محوريت اسلامى ايرانى بودن، تهيه و به اين شورا ارائه دهد..."

بديهى است که تکلم و خواندن و نوشتن به زبان مادرى عليرغم خواستگاه جغرافيايى آن حق هر شهروند در هر جامعه اى است. هر شهروند بايد بتواند در تمام فعاليتهاى اجتماعى، فرهنگى، مطبوعاتى و... به زبان مادريش شرکت کند، بايد از تمام امکانات مورد استفاده عموم، در اين رابطه بهرمند شود. اين حق ابتدايى در کشورهاى اسلامى و ديکتاتورى، مانند هر فقره از حقوق مدنى پايمال ميشود و حتى مردمى که از ابتدايى ترين حق سياسى و اجتماعى خود دفاع کنند سروکارشان به زندان و شکنجه و چوبه دار است. اين همان شرايط غير قابل تحملى است که اکنون اکثريت ساکنين دنيا با آن روبرو هستند، ولى اين مسله در ايران و در رابطه با مردم کرد زبان ويژه گى خود را دارد. مسله حل نشده کرد، تبعيض و ستمگرى قانونى را در چند کشور خاورميانه با مختصات خود با تفاتهاى ويژه بوجود آورده است، که در دو طرف دعوا ناسيوناليسم حاکم و ناسيوناليسم کرد قرار ميگيرند. اختلاف و کشمکش اين دو جناح بورژوايى و ارتجاعى بر سر تقسيم قدرت و چپاول دسترنج مردم کارکن جامعه، علاوه بر ابعاد ايدولوژيک و فرهنگى، براى ايجاد تفرقه و جدايى اين مردم ، بعضا جنگهاى خونين طولانى را هم راه انداخته اند. در اين ميان سهم مردم کشتار و فقر و آوارگى و خانه خرابى بوده است. جامعه را فرسنگها به عقب رانده اند و ارتجاعى ترين و گنديده ترين تمايلات عقب مانده را زنده نگه داشته اند. در متن اين اوضاع و احوال است که در گشورى در سايه حاکميت مشتى کانگستر اسلامى که با جنگ و کشتن و سلاخى کردن مردم معترض، اختناق و بيحقوقى کامل را بر جامعه گسترانيده اند، دلقکهايى مانند بها ادب و جلالى زاده نقش پيدا ميکنند. در دل چنين احوالى است که حزب دمکرات و پ .کا . کا و پارتى و يکيتى به حيات سياسى خود ادامه ميدهند. در چنين وضعيتى است که يک حق ساده مدنى به يک معضل سياسى ارتقا مييابد.اما پروژه اسلامى سرکوب آزاديخواهان و پروژه حفظ و نجات اسلام در حاکميت در مقابل مردم ناراضى و جان به لب رسيده، هر چند رنگ عوض کند، شکست خورده است، باز براى مردم شناخته شده است. انتشار چند مجله اسلامى به زبان کردى، ساعتى وعض اسلامى به زبان کردى در راديو و تلويزيون ، آنهم زير نظر فرماندهان و طراحان کشتار و بمب باران شهر و روستاى مردم کردستان، ميدان دادن به سرمايه دارانى مرتجع، چون بها ادب، خللى در اراده مردم آزاديخواه کردستان ايجاد نکرد، کسى گول نخورد، کسى را خانه نشين نکرد. کارگر و زن و جوان کرد زبان را از مسير مبارزه و اعتراض سراسرى براى سر نگونى نظام اسلامى، منحرف نکرد. "نمايندگان" کرد در مجلس اسلامى پته شان روى آب افتاده است. مردم اينها ميشناسند. ميدانند که اينها نماينده سياستهاى سرکوب و ارعاب و توحش اسلامى هستند. مردم ميداند که اينها بخشى از حاکميت نکبت بار اسلامى هستند. مردم خوب ميداند که اينها خادمان چه دستگاه کثيف کشتار و فلاکتى هستند.... اين نوع پلاتفرمهاى مسخره فقط براى جريانات ناسيوناليست کرد، امثال حزب دمکرات کردستان ايران ارزش مصرفى دارند. اگر دياگرام ياس و اميد حزب دمکرات و دنبالچه هايش با افت و خيز بها ادب و فراکسيونش بالا و پايين ميشود ربطى به مردم کردستان ندارد. اگر اين جريانات يک دل نه صد دل شيفته اين بازار هستند تا سر خوان و "نعمت" قدرت، راه پيدا کنند چه ربطى به مصالح مردم کردستان دارد؟!

اينکه طرحى به اين مسخرگى بعد از عبور از اينهمه شورا و سازمان سانسور و خفقان بگذرد تا بر محوريت اسلامى و ايرانى استوار باشد، و بعد از گذر از چنين هفتخوان رستمى، نتيجه چه معجونى از آب در آيد، جاى خود دارد. آخر سر لابد حق تدريس قران کريم با ترجمه و تفسير ماموستا هه ژار به حضرات فراکسيون عطا خواهد شد.! اين بساط حقير پيشکش به همين حضرات فراکسيون باد!

مسله حل نشده کرد، تنها مسله آموزش زبان کردى و يا بنا به طرح چند ماه قبل جلالى زاده، استخدام بوميان و ملاهاى سنى در اداره جات دولتى نيست. مگر در کردستان عراق چه زمان حاکميت رژيم بعث و چه اين ده سال گذشته آموزش زبان کردى متداول نبوده است؟ مگر بوميان و خوديهايى که در زمان حاکميت رژيم فاشيستى عراق، مشتشار و استخبارات بودند، اکنون در دستگاههاى احزاب ملى عشيره اى کم هستند؟ ولى باز مى بينيم که مسله کرد حل نشده باقى است.

مسله کرد با زد و بند پنهانى حزب دمکرات با ماموران اطلاعات رژيم اسلامى حل نميشود، اين معضل با طرح آموزش زبان محلى، با طرح استخدام بوميان، با خدمات بى پايان فراکسيون کرد مجلس اسلامى براى حفظ و حراست اسلام، حل نميشود. اين مسله با سرکوب خونين، با زندان و ويران کردن هم حل نميشود، ماموريت چند ساله آقاى جلايپور در مهاباد و اعدامهاى جمعى هم، به حل مسله کرد کمکى نکرد.! حل مسله کرد امروزه به تحقق مسائل بنياديتر در جامعه گره خورده است. در جامعه اى که تمام آحاد آن، شهروندان متساوى الحقوق باشند، در جامعه اى که آزاديهاى بى قيد و شرط سياسى، برابرى کامل زن و مرد، لغو وبرچيدن هر ستمى چه جنسى چه قومى چه نژادى چه ملى چه مذهبى و... تحقق يابد، مسله کرد نيز حل ميشود. مردم کردستان بايد خود راسا در سرنوشت سياسى و اجتماعى خود دخالت کنند و در مورد آينده خود تصميم بگيرند. مبارزه مردم آزاديخواه کردستان، همگام با مردم سراسر ايراان براى سر نگونى جمهورى اسلامى، قدم اول اين راه است. حضور و نفوذ پر قدرت حزب کمونيست کارگرى در ميان مردم محروم کردستان فاکتور مهمى در اين روند و حل انسانى معضلات اجتماعى و از جمله مسله کرد ميباشد. با قويتر کردن اين حزب اين روند بى ترديد تسريع خواهد شد. 

١٩ نوامبر ٢٠٠٢