جبهه همبستگى، يک ضرورتبا يک نگاهى هر چند گذرا به صف بندى موجود سياسى و جنبش اعتراضى مردم ميتوان دريافت که از يک سو اعتراضات دانشجويى و اعتصابات کارگرى و شورشهاى شهرى هر روز ابعاد تازه اى به خود ميگيرد و رژيم نيز هر روز با شگردهاى تازه ميکوشد از تشکل يابى اعتراضات توده اى جلوگيرى کرده و تا جاى ممکن اعتراضات مردمى را در بازيهاى درون جناحى به هدر دهد. سوى ديگر حضور طيف بورژوازى و جريانهاى راست با امکانات رسانه اى و تبليغاتى بيشمار و با اميد به رهبرى بوش، دارد چهره مينماياند. تا در صورتيکه رژيم قادر به کنترل اوضاع موجود نباشد، بار ديگر انقلاب مردم تحت ستم را از ارتجاعى به ارتجاع ديگر سوق دهد. در چنين شرايطى يک ضرورت انقلابى بيش از هر موضوع ديگرى خود را نشان ميدهد و آن مجموعه اى از انرژى و تواناييهاى نيروهاى آزاديخواه و چپ راديکال و کمونيست است که با حفظ مواضع خود از شکل پراکندگى موجود بيرون آمده و در يک ظرف مبارزاتى صورتبندى تازه اى به خود بگيرد تا توان دخالت جدى در معادلات اجتماعى را پيدا کرده و بتواند مبارزات مردمى و اعتصابات کارگرى را سازماندهى کند. چرا که اگر اعتراضات دانشجويان و کارگران و زحمتکشان متشکل و سازماندهى نشود به تنهايى نميتواند جسد گنديده جمهورى اسلامى را از سر راه جامعه بردارد. طرح پيشنهادى شوراى ملى مقاومت براى جبهه همبستگى و اينکه اين جبهه چه کم و کيف و چه کارايى ميتواند براى به ثمر رساندن مبارزات طبقاتى و آزاديخواهانه مردم ايران داشته باشد بيش از هر چيز بر ميگردد به نيروهاى مترقى اى که ضرورت چنين جبهه اى را در اين مقطع از مبارزه احساس کنند و به اين پراکندگى نيروها و هدر رفتن انرژيها خاتمه دهند. با حضور فعال در جبهه واحد مبارزاتى است که شکل بندى تازه اى اپوزيسيون و به تبع آن مبارزات مردم بخود ميگيرد. در غير اين صورت بايد به حادثه ها و اتفاقات دل بست. مسلم منصورى بيستم نوامبر ٢..٢ mo_mansouri@hotmail.com |