مهندسى اخبار مهندسى افکار
ناصر اصغرى
nasser_asgary@yahoo.com
در عالم سياست مضاعف ترين ظلمها به واژه "استقلال" مى شود. در اين حيطه هم گاها در ظلم به استقلال مطبوعاتى، ظالمان چنان به يکه تازى مى پردازند که مخاطبينشان را پرت ترين موجودات روى کرات مى پندارند. مثلا چنان به خودشان مى نازند که اگر موجودى از کره ديگرى به زمين مسافرت کرده باشد، حتما تصور خواهد کرد سى ان ان بهمان اندازه که به دانلد رامسفلد وقت داده تا به پروپاگاند جنگى عليه عراق بپردازد، به کورش مدرسى هم وقت خواهد داد تا آن را به چالش بطلبد. لاف و به خود باليدن زشت و بى مورد اين رسانه ها اما چنان زمخت و توچشم خور است، با اينکه زندگى مردم را گروگان گرفته اند، کسى ابهامى در اين مورد ندارد که اگر فقط براى يک دوره کوتاه سايه ارتش و پليس بر سر اين مردم لا برود، براى هميشه از شرشان خلاص خواهيم شد.
رسانه ها چنان در جوسازى و دروغ بافى از همديگر گوى سبقت را مى ربايند که ديگر کمتر کسى را مى بينيم براى مطالعه يک موضوع جدى و دنبال کردن خبرى به يک رسانه يا رسانه هاى کشور خاصى اعتنايى بکند. معمولا موقعى که خبرى را به رفيق بغل دستى ات مى گويى، با سئوال اينکه "چقدر اين خبر موثق است؟" يا "منبع اين خبر چيست؟" مواجه خواهى شد. حتى باشرفترين خبرنگار هم براى اينکه باز هم نان آور خانه باقى بماند، جز رجز و چرنديات چيز ديگرى به خورد مخاطبش نمى دهد. اگر پا را از گليمش درازتر کند، حتما بايد به تکذيب و تصحيح و پوزش روى بياورد. و اين نمونه کم نمى آورد. به کرات پيش آمده که خبرى بسيار مربوط و مهم در جامعه اى بوده اما رسانه ها اختيارى به يک موضوع بى ربط ديگرى مثلا "پيدا شدن يک تکه استخوان مربوط به يک کشيش ١٥٠٠ سال پيش" روى آورده اند.
يک مورد مشخص
سى بى سى ( C B C) تلويزيون سراسرى کانادا روز ١٤ نوامبر ٢٠٠٢ برنامه خبرى شامگاهى خود که شامل خبر، تفسير سياسى و پانل است، تماما به ارتش اين کشور اختصاص داد. از ديدار کالين پاول به اين کشور خبر داد که وى يادآور شد "هم کانادا و هم آمريکا در معرض ريسک تروريسم قرار دارند." بعدا به ضعف اسلحه و هواپيماهاى جنگى پرداخت. در تفسير سياسى هم به اين پرداخته شد که اگر مشکلى پيش بيايد، سئوال اين نيست که چه بخواهيم بکنيم، بلکه با وضعيت ارتشى که داريم، سئوال اين خواهد بود که چه مى توانيم بکنيم. پانل ايستها هم متخصصين امور ارتش بودند. مى گويند که اگر وضع ارتش سر و سامانى نگيرد، تعداد زيادى از مقامات بالاى ارتش استعفا خواهند داد. در يک خبر بى ربط ديگر هم به ارتش روسيه پرداخت که هنوز هم از بزرگترين ارتشهاى جهان است و کسى را ياراى مقابله با آن نيست. اما جالب ترين بخش خبرى آنجا بود که به اعتصاب کارگران آتش نشانى انگليس پرداخت. به ندرت پيش آمده که اعتصابى در خود کانادا راه به صفحه هاى تلويزيون بيابد، اما چه شده که اين اعتصاب در لندن انگليس اين چنان با آب و تاب مورد بحث قرار مى گيريد. اينجا هم دم ارتش پيداست. "اگر ارتش به داد جامعه نمى رسيد هزاران هزار نفر قربانى مى شدند". "١٩ هزار سرباز آماده به جنگ اکنون مشغول خاموش کردن آتش هستند". "ارتش از راه دور بدون عبور از پيکت اعتصابيون دارد به جامعه خدمت مى کند". مى بينيد چطورى دارند زمينه سازى مى کنند. حتى يک مورد هم به خدمت ارتش در سرکوب شورشيان بوميان استان کبک نگفتند. يک نگاه کوچکى هم به سوزاندن آن نوجوان سوماليايى به دست سربازان کانادايى لازم نبود. چه کسى است که نداند هر اعتصابى در کانادا بعد از تنها چند روز توسط دولت حکم بازگشت به سر کار را مى گيرد.
واقعيت اين است که از آنجا که مى خواهند بودجه ارتش را بالا ببرند، و از آنجا که بخش عمده اى از بودجه سى بى سى توسط دولت، يا به قول خودشان ماليات دهندگان تأمين مى شود، و اين را هم سالهاى سال است که گاماس گاماس به جامعه تزريق مى کنند که اين رسانه خودتان است، بايد در ميان ماليات دهندگان زمينه را بسازند. بايد مهندسى افکار بکنند.
١٦ نوامبر ٢٠٠٢