زنده باد کارگران سايپا، ايران ناسيونال،
"درود بر کارگر نفت ما..."
مصطفى صابر
mosaber@yahoo.com
بنا به خبر حزب کمونيست کارگرى، ديروز، دوشنبه ٢٧ آبان ٨١، همزمان با تحصن دانشجويان دانشگاه صنعتى شريف، گروههاى وسيعى از کارگران سايپا و ايران ناسيونال نيز در برابر دانشگاه اجتماع کردند. اين يک تحول مهم است. ميتواند و شايسته است که مورد توجه و سرمشق کارگران سراسر کشور از تهران تا اصفهان، از تبريز تا اهواز و شيراز و غيره، قرار گيرد. و اگر چنين شود، اين ميتواند سرآغازى براى ايفاى نقشى جدى و تاريخى توسط طبقه کارگر در تحولات جارى ايران باشد.
اين روزها دانشگاه و اعتراض دانشجويان عليه اعدام و عليه جمهورى اسلامى در مرکز سياست ايران قرار دارد. اما اگر اين حرکت در محيط دانشگاه بماند، دستاوردهاى آن محدود خواهد بود و چه بسا رژيم بتواند با تلفيقى از عقب نشينى و هجوم اين اعتراضات را موقتا از سر بگذراند. اين بسيار تعيين کننده است که عموم مردم و در پيشاپيش همه کارگران وسيعا در اعتراض اخير شرکت و نقش ايفاء کنند و تلاش کنند تا اعتراض اخير از چهارچوب دانشگاه خارج شود و بخش هاى وسيع جامعه را در بر گيرد. بدون ترديد تا بحال هم کارگران بطور فردى در اين اعتراضات شرکت داشته و بى ترديد يکى از موضوعات مباحث محافل کارگرى و درون کارخانه، حرکت اخير دانشجويان و نقشى است که کارگران ميتوانند ايفاء کنند. اما شرکت جمعى کارگران سايپا و ايران ناسيونال در اجتماع اعتراضى در برابر دانشگاه صنعتى شريف گامى جلوتر است. اين چيزى بيش از شرکت فردى و پراکنده در اعتراضات اخير است.
با اين همه، و اين بسيار مهم است، مادام که کارگران با اسم و رسم و پرچم خود و با مطالبات و خواسته هاى خود در اين اعتراضات شرکت نکنند، ما هنوز با حضور جدى و تاثير گذار طبقه کارگر روبرو نخواهيم بود. براى اين هم بايد متشکل بود. يا در جريان همين حرکت بسرعت متشکل شد. بايد بر مجمع عومى و دخالت وسيع و علنى و متشکل توده کارگر متکى شد. سوال اينست که آيا توازن قوا اجازه ميدهد که کارگران مجامع عمومى خود را برپادارند، در مجمع عمومى از خواسته هاى مترقى دانشجويان، توقف اعدام ها، آزادى زندانيان سياسى، آزادى بيان و عقيده و غير آن رسما و علنا حمايت کنند و دوتا هم روى آن بگذارند؟ ويا تصميم بگيرد که کارگران با پرچم و شعار خود بسوى دانشگاه مارش کنند؟
توازن قوا ازلى و ابدى نيست. چيزى است که بايد آنرا شکست. اگر هم نشود بلافاصله براى خواسته هاى فوق و اقدامات فوق مجمع عمومى تشکيل داد، اما در هر محيط کار در هر لحظه خواسته هايى هست که ميتوان در توازن قواى مفروض طرح کرد و توده کارگران را جمع کرد و متشکل شد. اکنون مهم اينست که مجامع عمومى را برپا کرد، بلافصل ترين خواسته هاى را مطرح کرد، دست به اعتصاب زد، و در يک کلام متحد شد. همه کس ميداند بمجرد اينکه کارگران قدرت خود را ببينند، بمجرد اينکه اتحادشان تحکيم شود، توازن قوا را بهم خواهند زد و خواسته هاى بالاتر و بالاترى را طرح خواهند کرد. موقعيت بسيار مناسب است که به جنبش مجامع عمومى دامن زد. ميشود در همه جا حول خواسته هاى اقتصادى و سياسى کارگرى متحد شد. فقط تصورش را بکنيد اگر اکنون کارگران پالايشگاه هاى سراسر کشور، کارگران تراکتورسازى تبريز، فولاد اهواز، ذوب آهن اصفهان، همين کارگران سايپا و ايران ناسيونال و ديگران براى خواسته هاى خودشان دست به اعتصاب و اجتماع بزنند! مملکت بتمام معنى وارد مرحله نوينى خواهد شد، و حتى پيش از آنکه کارگران به خيابان بيايند، جلوى دانشگاه فرياد خواهند زد: درورد بر کارگر نفت ما....