من بر شما نيستم وبا شما هم نيستم

اقبال نظرگاهى
eqballn@hotmail.com

چشم انداز سرنگونى رژيم مرا به اين انتخاب نميرساندکه با هم (ملت ها) وحدت کنيم يا جبهه تشکيل بديم . گمشدهء من فقط سرنگونى رژيم نيست . رهايى انسان است از بند. بند سرمايه دارى ، بند تمام ناانسانيها که وجود دارد. تمام آن چه که مرا و ديگران (جامعه) را از انسان بودن وانسانى زندگى کردن منع ميکند. ديگر دوست ندارم نيروى کارم را بفروشم . ديگر دوست ندارم به عنوان قومى و زبانى وجنسى و اهل اينجا وآنجا تعريفم کنند، ميخواهم آدم بعنوان انسان تعريف شود. اگر باز هم بر برج عاج نشسته و درتخيل بودن بناميدم باکى ندارم . من يک بار به مهمانى زمين آمده ام . من قبل از هر چيز نگاه ميکنم به گمشده ها ، آزادى ، برابرى . چيزهايى که انسانها همه به آن نياز دارند ودر طول تمام تاريخ بدنبالش براى تحققش بوده اند. اگر هنوز متحقق نشده نشان ميدهد که انسان هنوز اسير بربريت است . بربريت سرمايه دارى . آزادى همان عنصر لايزال معنوى است که براى انسان بودن وانسانى زيستن امرى ضرورى است . جامعه انسانى يعنى جامعه اى آزاد. آزادى به تعريف مارکسى آن ونه به تعبير آنچه در غرب هست ويا آنچه در کتب آسمانى پنهان است ويا آنچه را که صوفيان دارند. آزادى اين جهانى در همين امروز در همين جا براى همه ، آزادى انسانى؛ پايه آن بر برابرى انسانها قرار دارد. برابرى آن عنصر لايزال است که بدون آن انسان ناقص است ، خودش نيست ، از خود بيگانه ومنفرد است . تا انسان برابر نباشد نميتواند آزاد باشد. برابرى همه جانبه ، اجتماعى ، حقوقى ، فرهنگى . رسيدن به برابرى اجتماعى بدون لغو مالکيت خصوصى که امر سوسياليسم است محال است . در نتيجه انتخاب من جمهورى سوسياليستى است . اين جمهورى دمکراتيک تاريخ مصرفش گذشته . معنى محدودى دارد، نه آزادى بى قيد وشرط است ونه برچيدن سرمايه دارى ، نوعى دولت رفاه + سکولاريسم نيم بند. انسان را در انتظار نگه ميدارد. يک توهم قرن بيستمى . اميدوارم کسى اين پسوند انقلابى را براى من توضييح دهد. که گويا مخصوص مرحله انقلاب است ؟ چرا سوسياليسم نه ؟

چپ مارکسيست -لنينيست مورد اشاره را خوب ميشناسم . متأسفم متأسف براى حرف وعمل و برنامه اين جماعت تحت آن عنوان. اينجا با نوع غير ايرانيش هم از نزديک آشنام .

من شخصيت و حزب پرست نيستم . سالهاى تاريک بعد از انقلاب ٥٧ کومله وبعدها حزب کمونيست ايران را انتخاب کردم پاييز٦٩ بحث منصور حکمت را انتخاب کردم با جدايى او از حزب کمونيست ايران ، من در حزب ماندم . چند سال طول کشيد تا حزب کمونيست کارگرى را انتخاب کنم . در طى آن مدت تمام آلترناتيو هارا بررسى کردم . ممکن است فردا حزب بهترى پيدا کنم ، امروز اما آلترناتيو من جمهورى سوسياليستى است . تشکيل جبهه ملى يا جبهه همبستگى ملى اهداف مرا تعريف نميکند . موفق باشيد آقاى بيژن نيابتى

هفده نوامبر ٢..٢