|
از: جوانان کمونيست ٦٤
بازخوانى آثار منصور حکمت
قسمت اول
ثريا شهابى
١٣ نوامبر ٢٠٠٢
چرا بايد منصور حکمت را خواند
منصور حکمت را بايد خواند و باز خواند. نه به اين خاطر که ميخواهيم با بازخوانى آثار او، عزيزتر و گرامى ترش بداريم! نه به اين خاطر که با اين کار ياد و خاطره او را زنده نگاهداريم. آثار منصور حکمت را به خاطر زندگان و در احترام به انسانيت و تلاش انسانهاى زنده براى سعادت و خوشبختى، بايد خواند و به همگان داد که بخوانند! بى ترديد نتيجه اين کار و نتيجه تحقق آرمانهاى انسانى او، عزيز تر و گرامى تر شدن او است. اما اين نقطه عزيمت و هدف بازخوانى آثار او و تحقق اهدافش نيست.
لااقل خود او براى اين ننوشت و ٢٥ سال شبانه روز عزيزترين روزهاى زندگى اش را صرف نکرد. او تغيير، بهبود، پيشرفت و تحقق همه آرمانهاى انسانى را همين امروز و بلاواسطه و بدست انسانهاى زنده ميخواهد. خود بيش از همه هميشه حاضر و آماده است، هم از نظر فکرى و هم براى اقدام عملى. بشردوستى او نه وهم و خيال که چاشنى انفجار عظيمى از فکر و عمل براى خوشبختى انسان در زندگى روزمره اش است. منصور حکمت را بايد قبل از هر چيز بخاطر همين خواند. گنجينه اى غنى از آثار سياسى، فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و تاريخى در اختيار ما است. براى مقابله با دستگاه تحميق و خرافه مذهب، براى مقابله با افکار و فرهنگ و سنن و عقايد حى و حاضر طبقات بالادست، براى برگرداندن اختيار به انسان و براى پيوستن به جنبش زنده و مصممى که منصور حکمت پرچم دارش است، بايد مجهز شد! و براى اينکار بايد آثار او را خواند و به بقيه معرفى کرد. براى ساحتن «يک دنياى بهتر» از دل منجلاب سرمايه دارى بايد تجهيز شد، بازخوانى آثار منصور حکمت، از قدم هاى مهم اين کار است. آثار منصور حکمت را بايد خواند و هيمن امروز آن را به «ادبيات علنى» در ايران تبديل کرد. در اين نوشته ها بويژه خوانندگان "جوانان کمونيست" را در نظر دارم و ميکوشم به سهم خودم منصورحکمت و کمونيسم کارگرى او را به خوانندگان معرفى کنم.
سرچشمه کمونيسم کارگرى کجا است؟
منصور حکمت در مقدمه برنامه مى نويسد:
٭ «يک دنياى بهترتغيير جهان و ايجاد دنيايى بهتر يک اميد و آرمان هميشگى انسانها در طول تاريخ جامعه بشرى بوده است. عليرغم رواج ايده هاى قدرگرايانه و خرافى اعم از مذهبى و غير مذهبى حتى در دنياى باصطلاح مدرن امروز، ايده هايى که هريک به نحوى علاج ناپذيرى و مقدر بودن وضع موجود را تبليغ ميکنند، زندگى واقعى و عمل روزمره توده هاى وسيع مردم همواره حاکى از يک اميد و باور عميق به امکان پذيرى و حتى اجتناب ناپذيرى يک آينده بهتر است. اين اميد که دنياى فردا ميتواند از محروميت ها و مشقات و کمبودها و زشتى هاى امروز رها باشد، اين اعتقاد که عمل امروز انسان ها، چه جمعى و چه فردى، در تعيين چند و چون دنياى فردا موثر است، يک نگرش ريشه دار و قدرتمند در جامعه است که زندگى و حرکت توده هاى وسيع مردم را جهت ميدهد. کمونيسم کارگرى قبل از هرچيز به اينجا تعلق دارد، به اميد و اعتقاد انسان هاى بيشمار و نسلهاى پى در پى به اينکه ساختن يک آينده بهتر، يک جهان بهتر، بدست خود انسان، ضرورى و ميسر است.
آزادى، برابرى، رفاهتصوير همه از يک زندگى مطلوب و يک دنياى ايده آل بيشک يکى نيست. اما با اينهمه مقولات و مفاهيم معينى در طول تاريخ چند هزار ساله جامعه بشرى دائما بعنوان شاخص هاى سعادت انسان و تعالى جامعه به طرق مختلف برجسته و تکرار شده اند، تا حدى که ديگر بعنوان مفاهيمى مقدس در فرهنگ سياسى توده مردم در سراسر جهان جاى گرفته اند. آزادى، برابرى، عدالت و رفاه در صدر اين شاخص ها قرار دارند. دقيقا همين ايده آلها بنيادهاى معنوى کمونيسم کارگرى را تشکيل ميدهند. کمونيسم کارگرى جنبشى براى دگرگونى جهان و برپايى جامعه اى آزاد، برابر، انسانى و مرفه است. »
------------------------------
از: «يک دنياى بهتر»، برنامه حزب کمونيست کارگرى ايران، اسفند ٧٣، منتشره براى اولين بار در «انترناسيونال» نشريه حزب کمونيست کارگرى ايران منتشر شد.
|