در باره دختران فرارى
با افزايش هر چه بيشتر اعمال فشار و خفقان در کشور ايران هر روز به آمار فساد، اعتياد و ديگر بزهکاريها و مهمتر از همه فروپاشى خانواده ها افزوده مى شود. آمار طلاق، افزايش فرار دختران فرارى و افتادن در دام سوداگران سوءاستفاده هاى جنسى و پخش مواد و غيره و همچنين صادرات دختران توسط اين باندها به حوزه هاى خليج فارس و پاکستان، ترکيه، کويت و غيره در حال افزايش است. اين باندهاهمه پروژه خود سران رژيم است که هر بار با معرفى چندين نفر(قربانى توطئه هاى سران رژيم) به قول خودشان اين باندها را متلاشى مى کنند تا اعمال مثبت را به نفع خود در کالج قضاوت بين المللى ثبت و بر آثار کليشه اى و عاملى خود سر پوش بگذارند. متاسفانه هر هر روز فروپاشى خانواده ها،کم بهايى عواطف انسانى و خانوادگى رو به افزايش گذاشته و عل الخصوص در جائى مثل تهران محسوستر است. هر روز بر آمار دختران فرارى اضافه ميشود که علل اصلى و ريشه اى آن همان جمهورى اسلامى است. اين دختران به خاطر کمبود اقتصادى، جدا سازى در خانواده و محدوديت، اعتياد اعضاى خانوادها، ازدواج هاى اجبازى، مشکلات روحى و روانى دست به اينکار مى زنند. تجمع اين دخترات در پارک لاله، پارک ساعى، پارک ملت، پارک جنگلى نياوران، پارک ارم، پارک پيچک،(بين تهران و کرج) پارک شهر، پارک دانشجو، خط مترو و غيره مى باشد. اکثريت اين دختران به تن فروشى و پخش مواد مخدر با باندهاى بزهکار مشغول هستند و شب را در اتاق افراد ناشناس بسر مى برند. اکثرا اگر بتوانند با خلافهاى بالا کاسبى مى کنند و علاوه بر کاسبى جاى خواب موقت هم پيدا مى کنند و اگر هم نتوانند شبها را در پارکهاى جنگلى روى کارتون ميخوابند. و وقتى هم که هوا رو به سردى ميرود مشکل اصلى آنها هم پيدا کردن جاى خواب مى شود. مسبب همه اين بدبختى ها هم خود سران اسلامى ست زيرا اگر اين دختران به بهزيستى که بقول خودشان حامى دختران و پسران بى سر پرست است مراجعه کنند، خود آنها(مسئولان) به آنها تجاوز ميکنند. و در واقع معرف آن دختران به باندهاى سياه مى شوند. اين دختران معصوم به هر طرف که رو مى کنند مثل گرگ به آنها تعرض مى شود. حتى گشتهاى پليسى ١١٠ يا عفاف به اين دختران که چند نفرى در پارکها ول هستند گير مى دهند و يا از آنها اخاذى پول مى کنند و يا از آنها سوءاستفاده هاى جنسى مى کنند و يا آنها را بازداشت مى کنند که از هر زاويه نگاه مى کنى مى بينى که باز چهره کريه غارتگران اسلامى ديده مى شود. حتى وضعيت در ايران طورى شده که دختران عادى هم به تن فروشى و مواد مخدر مشغول هستند.
وقتى از آنها مى پرسى که چرا اين کار را مى کنيد؟ مى گويند بخاطر اقتصادى، شکست عاطفه و عدم حمايت مالى و غيره در خانواده و شرايط سخت زندگى و ازدواج دست به اينکار مى زنيم. و از اين راه خانه مى خرند و پولى پس انداز مى کنند و روى پاى خود مى ايستند. بعضى ديگر از اين دختران اشاره مى کنند که به خاطر تدارک جهيزيه اينکار را مى کنند زيرا در جامعه ايران شخصيت يک دختر با جهيزيه و مهريه بالا تعيين شده و باعث ازدواج شخص خواهد شد و ديگر معيارهاى انسانى جايگاهى در شئونات جامعه ندارند.
مسئله ديگر افزايش بى حد بچه هاى خيابانى ست که اکثرا از خانواده فرار کرده يا خانواده شان آنها را بيرون کرده اند و يا به علت شرايط سخت زندگى و جنگ عاطفى و لفظى در خانواده، آواره خيابانها شده اند. اين بچه ها مجبورند يا در بازار کار نيرويشان را با نازلترين قيمت بفروشند، يا دزدى کنند و در پخش مواد و دلال جنسى باشند و يا براى تامين زندگى خود اعضاى بدن خود را (مثل کليه) بفروشند. اين در حالى ست که اکثريت اين کودکان خيابانى شبها روى کارتون در پارکها يا ترمينال و يا محوطه آزادى مى خوابند و تازه از دست بزهکارها و معتادين و مامورين پليس ١١٠ امنيت ندارند. با اينکه مشکلات فوق در جامعه در شرف توليد و باز توليد است، باز سران اسلامى به دروغ پردازيهاى - صناعات شخصيت پردازى - تعريف و تمجبد از قانون اسلامى و دفاع از انسانيت دم مى زنند. و هر روز در تلويزيون مدارکى غير واقعى از جامعه منعکس ميکنند که هيچ همخوانى با وضعيت واقعى جامعه اى که ما هر روز با آن سر وکار داريم ندارد.
از شما تقاضا مى کنم اين وضعيت را منعکس کنيد.
با تشکر آرمان