تلاش عبث براى تکرار يک سناريو شکست خورده

 

ايرج فرزاد

جمهورى اسلامى در بحبوحه برپاکردن بساط اعدام در ملا عام که هنوز کماکان ادامه دارد، نه تنها قصد دارد که مردم را مرعوب کند، بلکه در تلاش است تا هر نوع صداى مخالف را حتى از درون صفوف معتقد به پايه هاى رژيم اسلامى را به سکوت و خفقان بکشاند.

صدور حکم اعدام براى آغاجرى، تلاشى بود در اين راستا. اما حماقتى که جناح "تماميت خواه" با اين حکم مرتکب شد، فرصتى شد تا بحث مشروعيت کليت رژيم اسلامى، آزادى بيان و عقيده و پديده زندانيان سياسى به مهمترين مساله روز در جامعه ايران تبديل شود. از آيت الله منتظرى تا خود سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و تا کروبى رئيس مجلس اسلامى و خاتمى رئيس جمهور "اصلاح طلب" صداى اعتراض برخاست که: اين حکم آبروى اسلام را برد، "عدالت" اسلامى را زير علامت سوال برد و ذهن مردم ايران و جهانيان را در مورد اينکه گويا اسلام دين "خشونت" است، "مخدوش" کرد!! قرار بود اسلام سياسى، ادامه نسل کشيهاى سال ٦٠ و ٦٧ باشد. قرار بود هر نوع مخالف غير اسلامى در دادگاه يا بدون دادگاه، در خيابان و بدون محاکمه و يا توسط هيات سه نفره امام "راحل" بدون اينکه کوچکترين نگرانى نسبت به افکار عمومى و اعتراض دولتهاى غربى وجود داشته باشد، از دم تيغ بگذرد و يا بالاى دار رود. قرار بود اسلام امام عزيز آپارتايد جنسى را نهادينه کند و "زن" را به همان موقعيتى بفرستد که در صدر اسلام و در آيات قرآن توصيف شده است. تمام اين جنايات جانوران اسلامى حاکم بر ايران طى بيش از بيست سال پهن کردن بساط اعدام و زندان و شلاق و سنگسارو... عينا به هدف اجراى عدالت اسلامى و نشان دادن چهره کثيف اسلام سياسى به جهانيان بود. واکنش سران هر دو جناح رژيم به صدور حکم اعدام آقاجرى، نگرانى و ترس آنها از به ميدان آمدن مردم عليه اعدام، بيان اين حقيقت بود که آنها ديدند که فيلسوف و "استاد" اسلامى دانشگاه، از بنيانگذاران انجمن حجتيه و شاگرد مکتب على شريعتى، عضو برجسته سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى که سازمان متبوعش در اطلاعيه خويش اعلام کرده است: شاگردان "امام" هنوز زنده اند، بخاطر ابراز عقيده اش حکم اعدام گرفته است. نه تنها سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، که جريانات ديگرى از قبيل راه توده و اکثريت که مولود و طفل شيرين "انقلاب اسلامى" هستند، دادشان به هوا بلند شد، ديدند اسلامشان و اصلاحات "بدون خشونت" رژيم اسلامى، دارد به انتهاى خود ميرسد، ديدند در اعتراض به حکم اعدام براى آغاجرى، مردم، دانشجويان و جوانان بطور وسيع به خيابان ريخته اند و شعار آزادى زندانى سياسى را فرياد ميزنند، حکم به رفتن کل رژيم اسلامى و پايان دادن به هر نوع داير کردن بساط توحش اعدام و زندان و شکنجه را ميدهند. کنترلها از دست رفت، سوپاپ اطمينانها بسته شدند وجامعه به حالت انفجار عليه کل جمهورى اسلامى و اسلام سياسى نزديک شد. تلاش براى آرام کردن اوضاع دوباره شروع شد، خاتمى تلويحا اذعان کرد که حکم اعدام آغاجرى اجرا شدنى نيست، "سردار" طلائى از پشت ميله ها براى دانشجويان معترض دست تکان داد و برخى از "انديشمندان" اسلامى، در تجمع دانشجويان آيات "رحمت" قرآن را "تلاوت" کردند. تلاش ميکنند تا بار ديگر چون دوران مبارزه مردم عليه رژيم شاه، مردم را به تمکين با مرتجع ترين گرايشات سياسى بکشانند.

اما آن تاريخ وآن سناريو، آن انداختن عکس خمينى در ماه و آن سيماى مزور و کثيفى که زير درخت سيب نوفل لو شاتو، به مبارزات آزاديخواهانه و برابرى طلبانه مردم ايران خون پاشيد، تکرار نخواهد شد. دايناسورهاى مرتجع مکتب "انقلاب اسلامى"، دگر انديشان ملى مذهبى و اپوزيسيون پرو رژيم سر در آخور بيت رهبرى و طرفداران جناح اصلاح طلب در وزارت اطلاعات، نخواهند توانست سيلى را که براى از بنيان کندن کل بساط توحش اسلام سياسى راه افتاده است سد کنند. حزب کمونيست کارگرى، پرچمدار صف چپ، آزاديخواه و برابرى طلب، داراى سنت برنامه و سياست روشن سوسياليستى بازيگر مهم صحنه سياسى جامعه ايران است. دوران توطئه هاى پشت پرده و کنفرانس گوادلوپ و در آغوش کشيدن "برادر ارتشى" توسط خيل ملاهاى مرتجع و مامورين يقه سفيد ساواک و وزارت اطلاعات و امنيت براى هميشه سپرى شده است. مبارزه مردم براى لغو مجازات اعدام، براى تامين شرايط آزادى بى قيد و شرط فعاليت سياسى و ابراز عقيده و نظر، براى برابرى کامل شهروندان و برچيدن آپارتايد جنسى و براى پايان دادن به اختناق و سرکوب و خشونت حکام مرتجع براى هميشه سپرى شده است. مبارزه براى بزير کشيدن رژيم اسلامى برگشت ناپذير شده است. نيروهائى که در تلاشى عبث سعى دارند مبارزات مردم و دانشجويان و جوانان را تحت کنترل سران رژيم اسلامى در آورند و براى اين رژيم عمر بخرند، بهتر است به فرداى سرنوشت خود بيانديشند. بهتر است براى روزى که مردم از شر رژيم اسلامى خلاص شده اند و کل دواير حامى اين رژيم سرتاپا جنايت و توحش را به پاى ميز محاکمه ميکشند، فکرى به حال و روز خود بکنند. اگر قرار است کسانى در آغوش کشيده شوند، اگر قرار است به نيروهائى گل هديه شود، اين نه سران قاتل و مجريان احکام اعدام و سنگسار، که جنبش براى طلبانه و آزاديخواهانه مردم ايران است. به اين صف بايد پيوست، به آن اعلام وفادارى کرد و سرنوشت خود را به آن گره زد. حزب کمونيست کارگرى اوضاع ايران را از همان دوران به قدرت خزيدن اسلام سياسى مونيتور کرده است، راه بند و بست و توطئه عليه مردم ايران را بسته است. جمهورى اسلامى بايد برود، با همه جناحهايش و با همه حواريون اسلامى و ملى- اسلامى اش، و با همه جرياناتى که همواره سعى کرده اند با پولتيک زدن به سران رژيم اسلامى، زير عباى اسلاميون، چوب زير بغل کثيفترين رژيم جنايتکار دوران معاصر باشند.

ا~