هدف کليت نظام جمهورى اسلامى است!

حسين مرادبيگى

صدور حکم اعدام آغاجرى از طرف جناح راست، چيزى فراتر از جنگ معمول جناحى بود. سابقا جناح راست دعواهاى خود را با "بال ديگر" جمهورى اسلامى با صدور احکام زندان و سپردن وديعه و غيره حل ميکرد. اين بار تسرى حکم اعدام به خوديهاى درون حکومت اسلامى در جنگ جناحى در کنار بساط اعدامى که جمهورى اسلامى اخيرا در شهرهاى مختلف ايران راه انداخته است، حکايت از بازار آشفته حکومت اسلامى دارد. جمهورى اسلامى براى به عقب راندن مردمى که براى درهم کوبيدن حکومت اسلامى خود را آماده ميکنند، ناچار از برپا کردن چوبه دار براى يکى از شاگردان شريعتى و "امام راحل" ميشود. اين قبل از هر چيز بيانگر وضعيت رو به زوال جمهورى اسلامى و استيصال ناشى از آن است. نشانه لبريز شدن ناتوانى جمهورى اسلامى در حل بحرانهاى عميق سياسى و اقتصادى و فرهنگى و در سرکوب مردمى است که هر روز عرصه را بر حکومت اسلامى تنگ تر ميکنند و آن را بسمت فروپاشى ميبرند.

با شروع اعتراضات دانشجويان در دانشگهاها به حکم اعدام آغاجرى و زير سوال رفتن آشکار مشروعيت "نظام"، صداى "وا اسلام" سران و طرفداران جناحهاى مختلف جمهورى اسلامى و اينکه اسلام دين "خشونت" نيست از هر طرف بلند شد. جناح راست که ظاهرا چنين سطحى از اعتراض را پيش بينى نکرده بود، عقب نشينى خود را فورا از زبان خامنه اى اعلام کرد. دانشجويان و جوانان با دادن شعارهاى رهبر برو گمشو، مرگ بر طالبان هم در کابل هم در تهران، آزادى زندانيان سياسى، توپ، تانک ديگر اثر ندارد، نشان دادند که کل نظام جمهورى اسلامى را هدف گرفته اند. سران هر دو جناح به وحشت افتادند و ترس و وحشت خود را از گسترش اين اعتراضات آشکار کردند. روزهاى ١٨ تير که پايه هاى جمهورى اسلامى را لرزاند بار ديگر پيش چشمان وحشت زده آنان مجسم شد. خاتمى تحت عنوان "سوء استفاده ميکنند"، دشمنى خود را با اين اعتراضات نشان داد. کروبى دعوت به "آرامش و خويشتن دارى" کرد. از هر طرف جناح راست را "ملامت" کردند که روز خوبى را براى اين کار انتخاب نکرده بود. جناح راست خواستار طى کردن "مراحل قانونى" اين حکم شد و سران "اصلاح طلب" نيز براى مهار کردن اين اعتراضات در چارچوب اعتراض به حکم آغاجرى وارد گود شدند. هر دو جناح که به وخامت اوضاع پى برده اند، بدنبال راهى براى عقب نشينى جناح راست هستند، طوريکه به زيان نظامشان تمام نشود. "اصلاح طلبان" به خرابى وضعيت جناح راست، به شکننده بودن حکومت اسلامى در مقابل توده ميليونى مردم و تنفر عميق مردم سرنگونى طلب از کليت نظام جمهورى اسلامى بخوبى آگاهند، ميدانند با هر قدم از گسترش اعتراض و پيشروى اين مردم، جمهورى اسلامى چند قدم به فروپاشى و سرنگونى نزديک تر ميشود. ميدانند مردم حکم رفتن جمهورى اسلامى را در بغل دارند و در اولين فرصت ممکن آن را به خامنه اى و ديگر سران جمهورى اسلامى ابلاغ ميکنند و جمهورى اسلامى را با خامنه اى و خاتمى و رفسنجانى و جناحهاى آن از جامعه جارو خواهند کرد. اينها بارها نشان داده اند که بخاطر حفظ نظامشان حاضرند بر همه جنايات جناح راست چشم پوشى کنند، اعتراضى به صدها مورد اعدام و سنگسار و بى حقوقى کامل زن و قطع دست و پا و بساط شلاق جمهورى اسلامى ندارند، جناح راست هم هر روز سابقه و پيشکسوت بودن آنان را در پى ريزى نظام جنايت و کشتار و سنگسار برخ آنان ميکشد. اينها مشکلى با اعمال خشونت جناح راست عليه مردم سکولار و سرنگونى طلب جامعه ندارند، خواهان آزادى بيان و عقيده مخالفين جمهورى اسلامى نيستند، ترس اينها از گسترش اعتراض غير قابل مهار مردم معترض به اين خشونت است که اکنون به لحظه انفجار رسيده است. ترس اينها از موجى است که براى درهم کوبيدن جمهورى اسلامى راه افتاده است و صداى آن اکنون بگوش ميرسد. در فکر راهى هستند که به اين اعتراضات خاتمه دهند و جمهورى اسلامى را موقتا از خظر جدى اى که ادامه اين اعتراضات ميتواند آن را بسمت فروپاشى سريع سوق دهد، نجات دهند. محمد رضا خاتمى ميگويد "حکم اعدام اجرا نشود، ديوان عالى جمهورى اسلامى در مورد اجرا و يا عدم اجراى آن راى نهائى را صادر کند". سعى ميکنند "مشکل" را بين خود حل کنند، با هم کنار بيايند، احتمالا رهبرشان حکم "عفوى" به آغاجرى بدهد و اين موج را نيز از سر بگذرانند و چند صباحى ديگر نيز به عمر ننگين جمهورى اسلامى اضافه کنند.

اما اين تقلاها بيهوده است. پروژه "اصلاح طلبى" مدتهاست پوچى خود را نشان داده است، همه ميدانند پروژه حفظ نظام جنايت و کشتار شکست خورده است، خودشان نيز به آن اذعان دارند. آغاجرى هم نماينده هيچ چيزى نيست، نماينده هيچ نوع دفاعى از آزادى بيان و عقيده در جامعه ايران نبوده و نيست. پرده دارد فرو ميافتند. اعتراضات اخير دانشجويان، شعارها و خواستهايشان نشاندهنده گذار مردم سرنگونى طلب از سران هزيمت يافته اين پروژه و از پيشبرد مبازره در لابلاى جنگ جناحى درون رژيم اسلامى است. اين مبارزه همانطور که از شعارهايش پيدا است، به لغو حکم اعدام آغاجرى محدود نيست، از آن فراتر است، مبارزه ايست براى درهم شکستن سياست بساط اعدام و چوبه دار جمهورى اسلامى، براى آزادى زندانيان سياسى در ايران و مبارزه ايست که سرنگونى کليت نظام جمهورى اسلامى را هدف گرفته است. اعتراضات اخير دانشجويان شروع تحميل نقطه تعادل جديدى به جمهورى اسلامى است، نقطه شروعى است براى پرچم کردن شعار الغاى مجازات اعدام، آزادى زندانيان سياسى، جدايى کامل دين از دولت، برابرى کامل زن و مرد، آزادى بى قيد و شرط بيان و انديشه در هر حرکت اعتراض مردمى در ايران. سرآغازى است براى رو در روئى مستقيم مردم و جمهورى اسلامى براى درهم کوبيدن حکومت اسلامى. مردم سرنگونى طلب بايد اين توقع را در مبارزه و اعتراض خود به جمهورى اسلامى منعکس کنند. ادامه مبارزه و اعتراض مردم سکولار و سرنگونى طلب تحت اين شعارها در تسريع فروپاشى و سرنگونى جمهورى اسلامى تعيين کننده است. روز پايان دادن به بساط اعدام و شلاق جمهورى اسلامى نزديک است، آن روز که سران جمهورى اسلامى را دستگير کرده و در دادگاههاى مردمى محاکمه و مجازات کنيم نزديک است. نبايد به سران جنايتکار جمهورى اسلامى مجال داد. بايد راه بند و بست آنان را با مرتجعين سياسى ديگرى بست.

١٣ نوامبر ٢٠٠٢

ا?