| "رهبر برو گمشو!" |
|
فاتح بهرامى اين يکى از شعارهاى دانشجويان عليه خامنه اى است که آنرا در اجتماعات خود در کنار شعارهائى عليه رفسنجانى، خاتمى، و شاهرودى همراه با "مرگ بر استبداد" و "مرگ بر طالبان در کابل و در تهران" سر ميدهند. "رهبر برو گمشو" البته يک جواب تيز دانشجويان به تهديد خامنه اى نيز هست که چند روز قبل هجوم گله حزب الله را به رخ کشيده بود. موج اخير اعتراضات دانشجويان که از پنج روز پيش با اعتراض به حکم اعدام آغاجرى شروع شد، اکنون تقريبا تمام دانشگاههاى ايران را در بر گرفته و در موارد زيادى به اعتراض عليه کليت رژيم تبديل شده است. عليرغم اينکه کليه مقامات دو خردادى، بجز خاتمى، درباره حکم اعدام آغاجرى و اتهام و دستگيرى عباس عبدى با لحن تندى عليه قوه قضائيه حرف زدند، اما از گسترش اعتراض دانشجويان به وحشت افتاده اند و بهر درى ميزنند تا آنرا کنترل کنند. همگى، از سلامتى و نبوى تا کروبى و خاتمى، دانشجويان را به آرامش دعوت ميکنند و تاکيد دارند که حرکت آنها از چهارچوب قانون بيرون نزند. حتى خود هاشم آغاجرى در ديدار با همسر و خواهرش پيغام داده که دانشجويان از راههاى قانونى خواسته هاى خود را پيگيرى کنند. جناح راست نيز مقدمه عقب نشينى را فراهم ميکند و غير مستقيم ميگويند که در جريان طى کردن مراحل قانونى پرونده، حکم آغاجرى تغيير ميکند. وحشت هر دو جناح از گسترش اعتراضات بجاست، ميدانند اگر حرکت دانشجويان به خيابانها کشيده شود و با حرکتهاى اعتراضى مردم چفت شود، اينبار بسيار فراتر از ١٨ تير خواهد بود و قابل کنترل نميشود. هر دو جناح ميدانند و تاکيد دارند که اين اعتراضات "خطرناک" است. جمهورى اسلامى بطور واقعى به يک بيمار ميماند که در اثر از دست دادن سيستم ايمنى بدنش با هر سرماخوردگى کوچک هم حالش وختم تر ميشود. از زمانيکه جنبش سرنگونى طلبانه مردم بميدان آمد، سيستم ايمنى اين رژيم از دست رفت. از شش سال پيش تاکنون هر جنگ و جدال بين جناحها از قبلى شديدتر و هر بار در مقابل مردم ضعيف تر بوده اند. خودشان به وضعيت وخيم و در حال مرگشان اقرار ميکنند. امروز ميگويند اگر تا يکسال و نيم پيش بقول خاتمى هر ٩ روز يک بحران داشته اند، حالا هر روز بحران دارند. دعواهاى اخير دو جناح اکنون بدنبال حکم آغاجرى و دستگيرى عباس عبدى بيشتر از هر زمان شديدتر شده است. آقاجرى يک "عضو ارشد" رهبرى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى است که به او حکم اعدام داده اند، و عباس عبدى هم يک عضو بالاى حزب مشارکت اسلامى است که اتهام جاسوسى براى آمريکا دارد. باين ترتيب جناح راست راس دو سازمان اصلى جريان دو خرداد را هدف شديدترين مجازات و سنگين ترين اتهام گرفته است. دو خرداديها هم دارند ميگويند که جناح راست دارد زمينه حمله نظامى آمريکا را به ايران فراهم ميکنند. محسن ميردامادى از داخل مجلس بنوعى فاش ميکند که محفلى که در ماجراى قتلهاى زنجيره اى دست داشت در داخل قوه قضائيه تجديد قوا کرده است. مجاهدين انقلاب اسلامى خبر از اين ميدهند که يک اقدامات سازمانيافته براى سرکوب حرکت مردم در جريان است. لفاظى هاى هر جناح عليه ديگرى در نوع خود شديدتر از هر زمان ديگر است. جنگ اين بازنده ها اينبار آنقدر به جاى باريک رسيده است که باريکتر از آن در واقع مرحله قلع و قمع کردن توسط جناح راست است، يعنى آخر خط! اما اگر چه هر يک از دو جناح بخوبى از موقعيت در حال سقوط "نظام" آگاهند، اما همچون چوب دو سر طلا راه پس و پيش ندارند. حضور جنبش سرنگونى مردم به آنان تحميل کرده که بر سر نحوه مقابله با اين جنبش دائما پاچه همديگر را گاز بگيرند، منتها هر بار رسواتر و ضعيف تر از قبل در مقابل مردم به مرحله بعدى پا ميگذارند.اگرچه مانيفست جمهوريخواهى گنجى بدليل اعلام شکست "جنبش اصلاحات" روحيه جريان دو خرداد را در هم شکست، اما در عوض دو خرداديها سعى کردند با حلوا حلوا کردن لوايح اخير خاتمى خود را از تک و تا نيندازند و تا حدى حول تبليغات درباره آن صفوف خود را حداقل در سطح بالا منسجم کنند. اما کشمکش هاى اخير دو جناح و دخالت خامنه اى وضعيت را عوض کرد. در اين دور از اختلافات درون رژيم بطور مشخص هيچ يک از دو جناح برنده نيستند. از يکطرف همين حالا روشن است که قوه قضائيه درباره حکم آغاجرى عقب نشينى ميکند و اين، با هر توجيهى که براى آن درست کنند، يک شکست اساسى براى جناح راست است، بويژه در شرايطى که پس گرفتن حکم اعدام آغاجرى در متن اعتراضات دانشجويان و مردم صورت ميگيرد. از طرف ديگر سرنوشت دو لايحه پيشنهادى خاتمى که مجلس آنرا تصويب کرد از هم اکنون روشن است. هم خامنه اى تلويحا با آن مخالفت کرد و هم شوراى نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت آنرا رد خواهند کرد. رد شدن اين دو لايحه دو خرداديها را در يک مخمصه جدى قرار ميدهد و يک شکست جدى ديگر برايشان ببار مياورد. اما اين شکست خيلى سنگين است و هر نوع تبليغات بعدى آنها را مبنى بر "پيروز" خواندن خود در جريان تغيير حکم آغاجرى را نقش بر آب ميکند. زيرا چند ماه است که در تبليغاتشان ميگويند سرنوشت جنبش اصلاحات به تصويب اين لوايح خاتمى گره خورده است، و بحث خروج از حاکميت را در صورت رد شدن اين لوايح مطرح کرده اند. رد دو لايحه نه تنها کل هارت و پورت دو خرداد را پوچ ميکند، بلکه آخرين تيرشان را به سنگ ميزند. حتى براى خود خاتمى نيز که تصويب اين لوايح را بعنوان امکانى براى "اجراى قانون اساسى" و شرط پيشرفت برنامه هايش جار زده، وضعيت بشدت سختى را بوجود خواهد آورد. از اينرو بطور قطع هنگام رد اين دو لايحه اختلافات دو جناح شديدتر ميشود و جناح دو خرداد هر تصميمى که بگيرد، بازنده است. در جريان اين کشمکش ها اعتراضات مردم نيز بيشتر اوج خواهد گرفت. و بنظر من بخشى از تهديد خامنه اى که اگر سه قوه با هم کنار نيايند، "مردم"، يعنى اوباشان حزب الله و نيروى سپاه پاسداران، را به صحنه مياورد براى همين دوره است. اين تهديد خامنه اى بطور سمبليکى اشاره به اين دارد که رژيم در آستانه برخورد به دست اندازهاى جدى است و مرکز ثقل آن حرکت مردم و اعتراضات و مبارزات آنان است، خامنه اى هم براى مقابله با آن پيامش را داده است. اما شعار "رهبر برو گمشو" امروز دانشجويان بايد به نيروى اعتراضى و قدرتمند مردم به "جمهورى اسلامى برو گمشو" بدل شود و بفعل در آيد. واقعيت اينست که تنها عاملى که اکنون اجازه ميدهد رژيم جنايتکاران اسلامى سرپا بماند، عدم انسجام کافى صفوف کارگران، زنان، جوانان و مردم آزاديخواه است. بهمين دليل است که دائما از ترس اعتراضات و اعتصابات وسيع کارگرى هر دو جناح خطر کارگران را به همديگر هشدار ميدهند، هر وقت دانشجويان دست به حرکتهاى اعتراضى سراسرى ميزنند، دستپاچه ميشوند و براى کنترل آن از هر شيوه اى استفاده ميکنند، "حل مشکلات جوانان" يک آن اينها را راحت نميگذارد و غيره. پيام خامنه اى و تهديد او و همچنين موج اعدامهاى اخير اين جانيان براى ترساندن مردم است. مردم را ميخواهند بترسانند، چون از نيروى آنان ميترسند، اگر جنبش مردم تهديدى براى حکومت اسلامى نبود، نيازى به ارعاب کردن مردم نداشتند. اما براى افسار زدن به توحش اين حکومت و متوقف کردن اعدام مردم و براى بزير کشيدن آنها بايد متشکل شد. قدرت کارگران در تشکلشان است، قدرت زنان، دانشجويان و مردم آزاديخواه در تشکلشان است. بايد زير پرچم آزادى و برابرى انسانها متحد شد و امکان سرکوب را از آنها گرفت. به حزب کمونيست کارگرى بپيونديد! |