|
سعيد مدانلو sahand60@yahoo.com ١٢ نوامبر ٢..٢ آقاى خرسندى، ديگر چى؟!آقاى هادى خرسندى قبلا اظهار داشته بود که طاقت درگيرى با ما را ندارد. فکر کردم اين بار چگونه پاسخى بدهم که ملاحظه طاقت ايشان هم در آن شده باشد. بسيار خب، قبول. ابراهيم نبوى طنزنويس سياسى است، چنين طنزنويس سياسى سرشناسى هم هست، سابقه بسيار خوبى هم دارد، در ميانِ گشت ثارالله طفلک تنها کسى بوده که مخالفين را دستگيرى و نوازش ميکرده، در وزارت کشور جمهورى اسلامى هم هيچکاره بوده، در حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى هم بر خلاف بقيه جلوى سانسور را ميگرفته. سابقه زندان هم که دارد. شما از محاسنش گفتيد ما هم به محاسنش افزوديم. ديگر چى؟ کارِتان را ادامه بدهيد آقا. بفرماييد چلوکباب هم با طنز نويس با سابقه و سرشناس مطبوعات آن مملکت در لندن ميل کنيد. ما که چيزى نگفتيم. تائيديه هم اگر خواستيد بدهيم، به چَشم! کافى است لب بترکانيد! لزومى ندارد هر بار که خواستيد افتخارى به سابقه جديد الاکتسابتان بيفزاييد سپرتان را به سپر حزب کمونيست کارگرى ايران بماليد! يک وقت ديديد يکى از اين حزب بى احتياطى کرد پاسختان را طورى داد که طاقت از کف داديد! اصلا چه احتياجى داريد که مسکو را هم به ليست رئيس دانا و وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى اضافه کنيد؟ واشنگتن و تل آويو کافى نبود؟! فقط بپاييد يک وقت روى دست دوستانِ آن وَرِ آب نزنيد! دوم اينکه فکر نميکنيد براى وارد شدن کمى دير شده باشد؟ آنهم سرِ پيرى با کلسترولِ بالا. نگاهى به عمارتِ در حالِ ريزش حکومت اسلامى بيندازيد، از در و پنجره و حتى بالکنى هايش دارند ميپرند بيرون. ضمنا، ناراحت اينکه ما «ظاهرا" کمونيست» هستيم نباشيد. يکى نداند فکر ميکند نعوذبالله شما خيلى کمونيست تشريف داريد! يک وقتى «اتهام کمونيست بودن» به اتان مى چسبانند. |