طرحهاى راسيستى، بيجواب نمى مانند!

عبدالله شريفى

يوران يوهانسون مسئول کمون گوتنبرگ سوئد و يکى از اعضا مرکزيت حزب سوسيال دمکرات، در روزنامه گى. تى دوشنبه ١١ نوامبر، طرح خود را در مورد اسکان پناهندگانى که موفق به اخذ اقامت شده اند، چنين بيان ميکند: "... پناهندگانى که اقامت مى گيرند، نبايد بنا به ميل و خواست خودشان محل سکونتشان را انتخاب کنند. بايد در کمونهايى اسکان داده شوند که اداره مهاجرت تعيين ميکند. امروزه پناهندگان، در شهرهاى بزرگ، بويژه استکهلم و يتوبورى و مالمو، تمرکز مشکل سازى را بوجود آورده اند.... خارجيانى که اجازه اقامت دريافت ميدارند، بايد بمدت يکسال ونيم بطور اجبارى، تحت آموزش زبان سوئدى قرار گيرند..." در ادامه، خبرنگار از يوران ميپرسد اگر کسانى از طرح اسکان و دوره آموزشى سر پيچى کنند و خود از طريق بستگانشان در شهرهاى بزرگ اسکان يابند، شما چکار ميکنيد؟ او در پاسخ ميگويد: "... کسانى که از اين امر تبعيت نکنند، طبق مفاد اين طرح، بايد از کمک هزينه اجتماعى و کمک هزينه مسکن، محروم شوند....هر چند ممکن است اين طرح با انتقاد برخى روبرو شود ولى احتمال حمايت دولت و حزب سوسيال دمکرات از اين طرح زياد است چون اين کار به انتگره شدن مهاجرين در جامعه سوئد کمک ميکند..."

به اين ترتيب آقاى يوهانسون يکجا به چندين فقره از حقوق شهروندى تعرض ميکند. او حق مسکن، حق بهره مند شدن از کمکهاى اجتماعى و مسکن، را با ضميمه کردن، کشاندن مردم به اردوى اجبارى يادگيرى زبان تکميل ميکند و مدال افتخار بر سينه خود ميزند. البته همان روز و در همان شماره روزنامه گى . تى، لارش شرنکويست، دبير حزب سوسيال دمکرات به طرح انتقادى سطحى و آبکى نظرات دوستش ميپردازد، او بدون اشاره به نقض حقوق مدنى در طرح يوران چنين ميگويد: "... من با طرح يوران نميتوانم موافق باشم. اجبارى کردن آموزش زبان همان موضعى است که لارش ليون بورى، ليدر حزب ليبرال مردم، چندى پيش در آستانه انتخابات به زبانى ديگر ارائه داد و ما آن موقع در مقابل آن واکنش نشان داديم...."

بله درست شنيده ايد! اين طرح و پلاتفرم، مودراتها و حزب راست دمکراتهاى سوئد، در بحبوحه انتخابات نيست. اين نقشه و تفکر سياستمدارى است که به ظاهر و اما دروغين خود را چپ معرفى ميکند و هنوز ازقبل تخدير افکار کارگر و مردم کار کن جامعه بر مسند قدرت ميباشد. بديهى است که در ادامه تعرض دست راستى عليه حقوق مدنى و سطح معيشت مردم در اروپا، ما باز هم به اين دسته پلاتفرم هاى راست و ارتجاعى و راسيستى بربخوريم. سالهاست که احزابى از اين قماش که در اروپا حاکم هستند، با سياستهاى ضد انسانى نسبيت فرهنگى، مردم را اختيارى دسته بندى کرده اند. گروههاى ساختگى متباين از مردم، در قالب مليتهاى گوناگون، مذاهب رنگين، فرهنگهاى مختلف زير تيتر گمراه کننده و عوامفريبانه، احترام به تنوع مردم را تعريف کرده اند تا در جوار آن حقوق اجتماعى و سياسى و اقتصادى نابرابر را نيز براى آنان تعريف کنند؛ تا تفرقه و جداسازى و دسته بندى کردن جامعه را مشروعيت بخشند. هويت تراشى ملى و مذهبى، را ابدى جلوگر ميکنند. تمايلات عقب مانده را باد ميزنند و هر گاه که بخواهند جامعه را به عقب برانند، به ضعيفترين حلقه هاى اين مجموعه متفرق "قانونى" تعرض ميکنند. ما هر ساله شاهد اين نوع "ابداع" بوده ايم. هنوز طرح نوکر و کنيز کردن، آن دسته از مردم که مهاجر ناميده ميشوند، از خاطره ها محو نشده است. هنوز پيشنهاد اعلام جرم کردن، عليه کسانى که پناهجويان مخفى را کمک ميکنند، در گوشهاى ما طنين انداز است. هنوز تعفن طرح پاکسازى شهر، بوسيله کار مجانى پناهندگانى که بقول سياستمداران حاکم مشکل بازار کار دارند، هنگام استقبال اين شهر براى بوش و سران اتحاديه اروپا دو سال قبل در مشام همگى آزار دهنده است. هنوز قيافه گريان همين آقاى يوران را که در مقابل جوانان معترض عليه بيکارى و جنگ و فلاکت در جهان که به حضور بوش اعتراض کرده بودند و توحش پليس را ناکافى ميدانست و عليه "شورشيان" لشکر ميکشيد، را بياد داريم. طرح اين آقا، در بعد وسيعتر ادامه تعرض دست راستى به جامعه است، هدف ارعاب جامعه است.

در چشم يوهانسونها و ليون بوريها، پناهجو و پناهنده، شهروند درجه چندم است. ارزش احترام متعارف را هم ندارد، هر چه دلشان خواست ميتوانند بگويند و انجام دهند. از منظر اين حضرات، کسانى که از فقر و جنگ و سرکوب و کشتار و زندان و سنگسار و مشقات بى پايان اين نوع، خانه و کاشانه خود را به دوش گرفته اند تا مکانى امن براى خود و فرزندانشان بيابند، قاچاقچى هستند، در مخيله دولتداران غرب، کسانى که قوانين پوسيده اسلامى را نپذرفته و نخواسته اند اين قوانين عصر حجر را نرم زندگى خود و فرزندانشان کنند، مجرم هستند. به نظر پارلماننشينهاى راسيست، انسانهايى که از استبداد و بى حقوقى سياسى و اجتماعى گريخته اند سر بار و مشکل ساز هستند.از نظر اينها، زنى که از کشورهاى اسلام زده ميايد مشمول تغيير و تکامل نيست، اينها حقوق کودک را، حق زن را در همان کاتگورى خود ساخته و متمايز به جامعه عرضه ميدارند. اين در حالى است که خود با سران تروريست، قاچاقچى، سربار و جانى اسلامى و ملى در سراسر جهان و به ويژه آسيا و آفريقا روزانه چانه ميزنند و معاهده امضا ميکنند. همين چند هفته پيش بود که سران اتحاديه اروپا سر افکنده از ايران برگشتند.

انسانهايى که پناهنده و پناجو و مهاجر خوانده ميشوند بخشى از اين جامعه اند، انسانها بايد متساوى الحقوق باشند، هر شهروند حق دارد در هر روستا و شهرى که ميخواهد زندگى کند. حق بهرمند شدن از مزاياى اجتماعى حق بى چون و چرا هر شهروند است، بدون در نظر گرفتن اينکه تصادفا کجا متولد شده و يا با چه زبانى تکلم ميکند. اينها بخشش آقاى يوهانسن نيستند اينها دستاورد مبارزات طولانى طبقه کارگر و مردم محروم همين جوامع است که اتفاقا دولتمدران حاکم روزانه به آنان تعرض ميکنند.

ما در جامعه اى زندگى ميکنيم که اگر کسى، کسى ديگر را تهديد به مرگ و يا ضرب و شتم و يا خشونت بکند سروکارش با دادگاه است. تهديد بخشى از جامعه به تنزل سطح معيشت، تهديد به قطع کمک هزينه هاى اجتماعى، مسکن، بهداشت و... تنها توهين و تحقير مردم نيست بلکه بايد جرم محسوب شود. مردم مهره هاى بيجان بازى سياستمداران حاکم نيستند، احساس همنوعى، انساندوستى، اتحاد و همپيوستگى خصلتهاى بارز انسانى هستند که از شوربختى آقاى يوهانسون در جامعه سوئد قوى و قابل اتکا ميباشند.

يوران در پست مسئول کمون دومين شهر سوئد و به قول خودشان قويترين مرد جنوب غربى اين کشور سينه جلو ميزند و اين چنيين عارى از احترام و توهين آميز، بخشى از جامعه را به فقر تهديد ميکند، اين حداقل رفاه را هم روا نميبيند، اين عمل، نبايد بى جواب بماند. همانگونه که طراحان قبلى در مقابل مردم معترض عذر خواستند و شرمگين سر جايشان نشستند، آقاى يوران هم بايد از مردم اين جامعه پوزش بطلبد. بايد از طريق نوشته ها، روزنامه ها، راديو و کل مديا، از طريق نامه نوشتن به شخص او و حزبش، فاکس و تلفن، از طريق سايتهاى انترنت و.... اعتراض و انزجار خود را از اين طرح راسيستى، منعکس کنيم. نبايد اجازه داد به سادگى حرمت و حقوق انسانيمان را لگدمال کنند. 

١٢ نوامبر٢٠٠٢

ه