ادامه تهديدات جنگى بوش بر عليه عراق

در حاشيه قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل در مورد عراق

 

محمد شکوهى
mshokohi@web.de

بلافاصه بعد از تصويب قطعنامه پيشنهادى آمريکا و انگليس در شوراى امنيت سازمان ملل بر عليه عراق، بوش و بلر در برابر خبر نگاران ظاهر شده و دوباره تهديدات جنگى شان را بر عليه عراق تکرار کرده و با استناد به قطعنامه تازه تصويب شده شوراى امنيت اعلام کردند: «اگر صدام حسين و رژيمش مى خواهد بر سر کار بماند، بايد در اسرع وقت در خواستهاى سازمان ملل را عملى کرده و بازرسان سازمان ملل را براى کنترل تجهيزات و مراکز توليد سلاح هاى شيميايى و ميکروبى به عراق راه داده و گرنه بوش و بلر عراق را خلع سلاح خواهند کرد». بعد از نزديک به يک ماه بحث و جدل در باره قطعنامه و راضى شدن قدرت هاى بزرگ و اعضاى دائمى شوراى امنيت سازمان ملل، بالاخره طرفين اصلى بازى موفق شدند خواستهاى خود را در قطعنامه گنجانده و اين بار با تائيد شوراى امنيت سازمان ملل سياستهاى جنگ طلبانه شان را به پيش ببرند. و اما محتوا و مضمون اين قطعنامه چيست؟ و قرار است چگونه عملى شود؟

قطعنامه رژيم صدام حسين را به خاطر عدم رعايت و زير پا گذاشتن قطعنامه ٦٨٧ مربوط به سال ١٩٩١ بعد از جنگ اول خليج مبنى بر ممنوعيت توليد و تکثير سلاح هاى کشتار جمعى و دادن اجازه ورود به بازرسان سازمان ملل محکوم کرده، در نتيجه شوراى امنيت به عنوان آخرين فرصت براى عراق از اين کشور مى خواهد با هيات بازرسان سازمان ملل که با هدف اتمام کار کنترل و بازرسى، خلع سلاح و نابودى سلاح هاى کشتار جمعى به اين کشور اعزام مى شود، همکارى لازم را بنمايد. قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل يک اولتيماتوم ٣٠ روزه براى عراق در نظر گرفته و در آن از عراق خواسته است که اطلاعات دقيق و واقعى در مورد برنامه هاى توليد سلا ح هاى کشتار جمعى را آماده و به سازمان ملل اعلام نمايد. قطعنامه دادن اطلاعات غلط و و فوت وقت از طرف عراق را دليلى بر اجرا نکردن آن و عملى نکردن تعهدات اين کشور تلقى خواهدنموده. قطعنامه همچنين از عراق مى خواهد که شرايط و زمينه هاى ورود بازرسان سازمان ملل را به عراق فورى، بدون موانع، بدون شرط و بدون محدوديت آماده نمايد، تا بازرسان سازمان ملل کارهايشان را شروع نمايند. براى کنترل و هدايت چگونگى پيشرفت کارها مسئولين و بازرسان سازمان ملل موظف هستند ظرف ٤٥ روز بعد از تصويب اين قطعنامه چگونگى پيشرفت کارها را به شوراى امنيت گزارش بدهند. در آخر قطعنامه يک هفته مهلت به عراق داده است تا زمينه هاى عملى شدن اين قطعنامه را فراهم کرده و در خواستهاى شوراى امنيت سازمان ملل را عملى نمايد. و گرنه خلع سلاح عراق توسط آمريکا و متحدينش در پيش است.آنچه در اين ميان انتظار مى رفت اتفاق افتاد. و آن اينکه سازمان ملل تحت فشارهاى آمريکا و انگليس و برخى کشورهاى ديگر آنچه را بوش "تهديد صلح و امنيت جهانى از طرف عراق " مى داند، قبول کرده و در عمل دست بوش و متحدينش را براى آغاز جنگ بر عليه عراق باز کرد. در اين ميان رژيم عراق که تا به حال توانسته بود در شکاف ها و اختلافات موجود در صفوف متحدين آمريکا ديپلماسى فعال سياسى را دنبال کرده و بدين ترتيب تهديدات بوش را تا حدودى بى اثر نمايد، اين بار ظاهرا متحدين آمريکا حداقل تا آنجايى که به "قوانين بين المللى" بر مى گردد، آن را رعايت کرده و در عمل از طريق شوراى امنيت و براى يک "اقدام جهانى" بر عليه عراق وارد عمل مى شوند. تصويب اين قطعنامه به يک معنا تصميم گيرى را با پشتوانه شوراى امنيت در مورد رعايت و عدم رعايت در خواستهاى شوراى امنيت از عراق را بر عهده بازرسان سازمان ملل قرار داده است. بدين ترتيب رژيم صدام حسين ديگر راههاى مانور سياسى ازش گرفته شد در عمل چاره اى ندارد که پيش شرطهاى شوراى امنيت سازمان ملل و در خواستهايش را عملى نمايد. باتوجه به اينکه تمامى راهها بر روى رژيم عراق بسته است بعيد به نظر نمى رسد که صدام حسين براى نجات رژيمش و ادامه حکومتش اين قطعنامه را قبول نمايد. چيزى که بيشتر باب طبع بوش و بلر مى باشد. چرا که در غير اين صورت با حمله نظامى آمريکا و متحدينش روبرو شده و مهمتر از همه مردم عراق که زير ديکتاتورى خشن و سرکوبگرى چون رژيم صدام حسين زندگى مى کنند و خواهان سرنگونى اش مى باشند، وارد صحنه شده و روند اوضاع را خودشان رقم خواهند زد. در اينکه رژيم صدام حسين يک رژيم ديکتاتورى سرکوبگر و وحشى و مورد حمايت غرب بوده و است شکى نيست، در اينکه تکنيک و امکانات دسترسى چنين رژيم هايى به سلاح هاى کشتار جمعى با موافقت خود آمريکا همراه بوده و اين خود آمريکا بوده که تصميم گرفته به کى و چه کسى اين سلاح را بايد د ردست داشته باشد، شکى نيست. در اين هم شکى نيست که ادعاى " آزادى مردم عراق" از شر صدام حسين يک دروغ محض بوده و مى باشد. نتيجه سياستهاى جنگ طلبانه آمريکا بر عليه عراق در عمل باعث تقويت رژيم صدام حسين و ادامه و کمک به امر نسل کشى مردم اين کشور به خصوص سياست ضد انسانى چون محاصره اقتصادى عراق عمر چنين رژيمى را طولانى تر کرده است. خود آمريکا داراى بزرگترين زرادخانه تسلحيات اتمى و ميکروبى بوده و خودشان افتخار نه فقط توليد و استفاده از اين سلاح ها را نصيب شان کرده اند. بنابراين ادعاى بوش مبنى بر "مبارزه بر عليه تروريسم و جلوگيرى از دسترسى تروريستها و رژيم هاى تروريست پرور به سلاح هاى شيميايى" يک دروغ محض بوده و فقط برد و مصرف داخلى دارد. تبليغات جنگى و ميليتاريزه کردن منطقه از طرف آمريکا، قلدرى جينگوئيسم آمريکايى و سرکار نگه داشتن و حمايت از رژيم هايى چون صدام حسين در دهه هاى گذشته بخشى اصلى از سياستهاى ضد مردمى آمريکا و شرکاى منطقه اى اش براى سرکوبى انقلابات مردمى و جلوگيرى از آن بوده و مى باشد. مردم منطقه و به خصوص مردم عراق در اين ميان اولين قربانيان اين جنون و جنايات جنگى بوش و صدام بوده و مى باشند. سرنگونى رژيم صدام حسين آرزوى قلبى مردم عراق بوده و مى باشد. اين مردم عراق بوده و هستند که بايد تکليف صدام حسين را يکسره نمايند. فضا و جو بوجود آمده فقط به بقا و ادامه حکومتهاى سرکوبگرى چون رژيم عراق کمک کرده و ميدان حضور فعال سياسى و دخالتگرى را از مردم عراق مى گيرد. جنگ و تهديدات جنگى بر عليه عراق محکوم مى باشد. ادامه اين وضعيت رژيم صدام حسين را تقويت کرده و مردم عراق و مبارزه شان براى رهايى از شر حکومت کثيف عراق کند کرده و دست سرکوبگران مردم را در سرکوب شديتر مردم باز خواهد گذاشت. مردم عراق حق طبيعى و انسانى شان است که نظام آينده شان را خودشان انتخاب نمايند. سياست غرب و بوش دور زدن مردم عراق، نظامى کردن فضا و جو منظقه براى پيشبرد سياستهاى ضد بشرى و جنگ طلبانه شان مى باشد. در نهايت امر اين سياستهابر عليه مردم منطقه و تلاش و مبارزه شان براى رسيدن به آزادى و رهايى واقعى مى باشد. بايد به اين وضعيت پايان داد.

١٧ آبان برابر با ٨ نوامبر ٢٠٠٢