انتخابات ترکيه

آيا اسلام سياسى دوباره جان مى گيرد؟

 

محسن ابراهيمى

ebrahimi1@yahoo.com

سوم نوامبر، حزب اسلامى "عدالت و توسعه"، در انتخابات ترکيه اکثريت کرسيهاى پارلمان را بدست آورد. اين اتفاق سياسى، سئوالات سياسى متعددى را از زوياى متنوعى به ميان آورده است. مهمترين سئوال، نگرانيها، اميدها، دلهره هاى شصت و پنج ميليون مردم ترکيه است که به "يمن" همسايگى با يک حکومت اسلامى، با چهره تاريک حکومت اسلام از نزديک آشنا هستند. آيا راى ٣٤ درصدى حزب اسلامى "عدالت و توسعه" نشان دهنده اين نيست که مردم ترکيه براى رهايى از فقر و محروميت، اسلام سياسى را انتخاب کرده اند؟ خواسته اند زندگى بشدت فقر زده شان را با راه افتادن بساط سنگسار و دست بريدن و عزادارى و اذان و غم و اختناق اسلامى اندوهبارتر کنند؟ اسلام سياسى منفور در جهان، محبوب مردم ترکيه واقع شده است؟ اسلام سياسى در حال افول، جايى براى عروج مجدد پيدا کرده است؟

پاسخ به طور قطع منفى است. حتى اگر فقط آمار مبناى تحليل باشد، ٦٦ درصد مردم شرکت کننده در راى گيرى، يا به هيچ حزب سياسى راى نداده اند و يا به احزابى که خود را سکولار مينامند راى داده اند. خبرنگار بوستون گلوب با تعجب اين مشاهده سياسى را به جهان مخابره کرد که مردم در ترکيه با صداى بلند موذن ها در بلندگوها به سوى مساجد نميروند اما همان مردم به حزب "عدالت و توسعه" راى ميدهند! حقيقت مهمى در اين ابهام گزارشگر بوستون گلوب نهفته است. جلوه اى از اين حقيقت را ميتوان در پاسخ پيرمردى در مقابل دوربين خبرنگاران پيدا کرد که انگيزه اش براى راى دادن به اين حزب را به اين ربط داد که اردوغان رهبر اين حزب وقتى شهردار استانبول بود براى جارى کردن آب آشاميدنى در لوله هاى شهر اقدام کرد. ميبينيد که نظر اين پيرمرد را، آب آشاميدنى شهر جلب کرده نه تبليغات و اقدامات اسلامى گذشته او. جلوه ديگر همين حقيقت را باز هم ميتوان در تبليغات انتخاباتى رهبر اين حزب يافت: آب آشاميدنى در هر خانه، مواد سوختى ارزان به کشاورزان. راه انداختن شبکه هاى خيريه يکى از شگردهاى سنتى احزاب اسلامى براى جذب مردم بوده است که قاعدتا فقر حاکم در کشورهاى سرمايه دارى برايش زمينه فراهم ميکند. حزب رفاه اسلامى نجم الدين اربکان هم که حزب عدالت و توسعه از درونش بيرون آمده، براى جلب نظر مردم فقر زده ترکيه، چند سال پيش جرئت نداشت بگويد طرفدار سنگسار زنان حامله است که پا ا ز دايره شريعت اسلامى بيرون گذاشته اند بلکه سعى ميکرد وعده آمبولانس مجانى براى زنان حامله و مداد و قلم براى کودکان مدارس بدهد. روشن است که مردم، حتى مردمى که به حزب اسلامى راى داده اند رفاه ميخواهند نه حکومت اسلام. در يک سطح کلى، انتخابات در کشورهاى فقر زده سرمايه دارى، شيفت راى مردم از اين حزب به آن حزب طبقات حاکم، به هيچ وجه نشاندهنده گرايش ايدئولوژيک مردم به احزاب سرمايه دارى نيست. اين حقيقت هم در تبليغات اين احزاب منعکس است و هم در رفتار انتخاباتى مردم. همه اين احزاب بدون استثنا ناگزيرند برنامه هاشان را به نحوى به رفاه و عدالت اجتماعى ربط دهند. و در ميان مردم، اين يک روند عمومى است که يا در انتخابات شرکت نميکنند و يا معمولا به اعتراض به حزب حاکم به حزب در اپوزيسيون راى ميدهند. و هميشه احزاب حاکم متهمند که به وعده خود درباره رفاه اجتماعى عمل نکرده اند. در انتخابات ترکيه، اين گرايش سياسى به نحو بارزى جلوه گر شد. همه احزابى که در دولت ائتلافى به نحوى سهم داشتند حتى نتوانستند ده درصد آرا لازم براى حضور در پارلمان را کسب کنند. و حزب اصلى حاکم، که مسبب فقر و گرسنگى مردم تلقى ميشود نتوانست حتى يک درصد آرا مردم را بدست آورد. برعکس دو حزب اپوزيسيون، حزب جمهوريخواه خلق به نمايندگى از جريان ناسيوناليستى طرفدار مناسبات طبقاتى موجود و حزب توسعه و عدالت به نمايندگى از جريان اسلامى طرفدار نظم موجود به مجلس راه يافتند. اردوغان بلافاصله بعد از پيروزى، خطاب به رسانه هاى بين المللى گفت: ما در برنامه مان آورده ايم که يک حزب با جهت گيرى مذهبى نيستيم. بلافاصله تعهد داد که از سکولاريسم در ترکيه، پيوستن به اتحاديه اروپا، تبعيت از برنامه رياضت صندوق بين المللى پول تبعيت خواهد کرد. اين سخنان از زبان کسى جارى ميشود که چهار سال پيش خطاب به مردم ترکيه اين شعر اسلامى را خواند: "مساجد سنگر ما، گنبدها کلاه خود ما، مناره ها سرنيزه ما و مومنين سربازان ما هستند". چه عواملى در چهار سال گذشته باعث شده اين رجز خوانى اسلامى-ايدوئولوژيک، آنهم بعداز پيروزى انتخاباتى، جاى خود را به اين درجه از پراگماتسيم سياسى بين المللى بدهد؟

اولا، موقعيت بين المللى اسلام سياسى در جهان تغيير کرده است. دول غرب بعد از يازده سپتامبر، با آن بخشى از اسلام سياسى که مزاحم منافع سرمايه دارى غرب است در افتاده اند. رسانه هاى بين الملى ناگزير شده اند سکوت شرم آورشان در رابطه با توحش اين جريان را بشکنند و مردم جهان را با گوشه هايى از جنايات اينها آشنا کنند. در افکار عمومى جهان، علاقه توريستى به ديدار از مساجد امپراطورى عثمانى، جاى خود را به تنفر از هيولاى تروريسم اسلامى داده است. ثانيا، بيخ گوش حزب اسلامى عدالت و توسعه، سمبل حکومتى اسلام سياسى، يعنى جمهورى اسلامى ايران، با شبح سرنگونى توسط مردم سر بر بالين ميگذارد و با کابوس سرنگونى بيدار ميشود. علاوه بر همه اينها، حزب اسلامى عدالت و توسعه، به نام عدالت اجتماعى در يک جامعه فقر زده بر سرکار آمده است که فقط در يکسال گذشته، به "برکت" پروژه رياضت اقتصادى صندوق بين المللى پول، از يکطرف دو ميليون انسان کارگر، به گرسنگان استانبول و آنکارا اضافه شده اند و از طرف ديگر ميلياردها دلار به ثروت ميلياردهاى ترکيه افزوده شده است. حزب عدالت و توسعه، از همان لحظات بعد از پيروزى، ادامه رياضت اقتصادى بانک جهانى را دستور اصلى خود اعلام کرد، به ميليتاريسم آمريکا در منطقه چراغ سبز نشان داد و بلافاصله واکنش هاى مثبت اين نهادهاى اقتصادى و سياسى سرمايده دارى جهانى را دريافت کرد. همه اينها حاکى از اين است که عدالت اجتماعى مورد ادعاى اين حزب، همان عوامفريبى معمول پيش از انتخابات است. در مقابل، رياضت اقتصادى، يعنى، توليد سود براى سرمايه دارى از گرده طبقه کارگر ترکيه، محتواى واقعى اقتصادى مورد نظر اين حزب است. بدون شک حزب عدالت و توسعه، ثروتمندتر شدن طبقه سرمايه دار ترکيه را به قيمت فقيرتر شدن طبقه کارگر ترکيه دنبال خواهد کرد و بسرعت حتى در ميان بخش اعظم همان ٣٤ درصد هم منفور خواهد شد.

و در آخر چند کلمه در مقايسه با موقعيت اسلام سياسى در ترکيه با موقعيت اسلام سياسى در ايران:

در ايران، جنبش اسلامى، در ادامه يک انقلاب عليه حکومت سرمايه دارى شاه و با حمايت کامل دول غرب بر سرکار آمد و توانست با اتکا به شعارهاى همان انقلاب يک حرکت عظيم انسانى براى رفاه و آزادى را در هم بکوبد و ارتجاع اسلامى را بر زندگى مردم حاکم کند. در ترکيه بعد از دو دهه، در اوج بى آبرويى و شکست جنبشهاى اسلامى در سطح جهان، در شرايط افول سمبل حکومتى اين جنبش در ايران، در شرايط انزجار افکار عمومى جهان از تروريسم اسلام سياسى، يک حزب اسلامى، با وعده رفاه و عدالت، نه با وعده حاکميت شريعت اسلامى، ٣٤ درصد آرا راى دهندگان را به خود اختصاص داده است. همه اين واقعيتها نشان ميدهد که اسلام سياسى در ترکيه، در موقعيتى بمراتب ضعيفتر از اسلام سياسى در هنگام قدرت گيرى حکومت اسلامى ايران است. اسلام سياسى در ترکيه، مجبور است حتى پيش از جاگيرى در حکومت، قسم بخورد که از تمايلات سکولار مردم تبعيت خواهد کرد. مدت زيادى طول نخواهد کشيد که حزب عدالت و توسعه، مثل حزب بلند اجويت، به عنوان مسبب فقر و بيکارى و گرسنگى، از طرف مردم ترکيه به بيرون از پارلمان پرتاب شود. اين سرنوشت تمام احزابى است که به نام عدالت اجتماعى، براى حفظ منافع ميلياردرها، براى حفظ نظام سرمايه دارى در ترکيه کار ميکنند. مردم ترکيه، کارگران ترکيه، هيچ راهى براى رهايى از فقر، رهايى از بيکارى، رهايى از بحرانهاى مکرر اقتصادى ندارند جز اينکه سرنوشت خود را از دست احزاب اسلامى و غير اسلامى نظام موجود رها کنند و خود بدست بگيرند. مسبب اصلى فلاکت اقتصاديشان، فقر و بيکاريشان، يعنى نظام سرمايه دارى را بزير بکشند.