نگاهى به "جهان متمدن" خانم آذر طاهرزاده
-
( سوسن صابرى )
تخاصمات دوقطب تروريسم جهانى، تروريسم دولتى امريکا، ناتو، اسرائيل و دول غربى ازيکطرف و اسلام سياسى و تروريسم اسلامى در طرف ديگر، با فاجعه ١١سپتامبر به دوران جديدى واردشد و سيماى کريه و خونين خود را هرچه بيشتر نمايان کرد. جنبشهاى مختلف اجتماعى و فکرى درچهارچوب احزاب و سازمانهاى سياسى در سطح جهان به موضعگيرى در رابطه با اين فاجعه پرداختند. بخش زيادى از اين جريانات بنابر موقعيت طبقاتى و افق سياسى وآرمانهاى اجتماعى خود به دفاع از يکى از اين دوقطب و محکوم کردن قطب ديگرمشغول شدند. حزب کمونيست کارگرى ايران جزو معدود جريانات سياسى در سطح جهان بودکه ماهيت ضدبشرى جنگ تروريستها را افشاکرد، هر دوقطب تروريستى را محکوم کرد و جهان متمدن، نيروى سوم ، جهانى که هيچگونه منفعت مشترکى ، افق و آرمان مشترکى با هيچکدام از دو قطب ندارد را به مبارزه عليه تروريسم جهانى ، عليه هر دو قطب آن ، فراخواند. منصورحکمت در سلسله مقالاتش که در جزوه اى با عنوان "دنيا پس از يازده سپتامبر-عروج وافول اسلام سياسى" منتشر شد، به درستى ماهيت اين جنگ را برملا کرد. اسلام سياسى و جريانات تروريستى اسلامى که خود دست پرورده سرمايه دارى غرب در جريان جنگ سرد بودند، ديگر نمى خواستند تنها نقش پادو را بازى کنند. ديگرسهم خود را از قدرت سياسى ميخواستند و ميخواهند. ديگر نمى خواهند تنها سفره را بچينند بلکه سهم خوداز اين سفره رنگين بورژوازى در منطقه را مى خواهند. سرمايه دارى جهانى به رهبرى سياسى - نظامى امريکا و دول غربى در تقابل با اين قدرت طلبى وارد ميدان شدند. جنگ اين دو قطب ، عليرغم تبليغات دروغين شان، جنگ قدرت است . در تقابل با اين دوقطب ارتجاعى تروريستى، جهان متمدن، کارگران و مردم زحمتکش و ستمديده جهان - هم در اسکانديناوى و هم در ايران و فلسطين - قرار دارد. نيروى سوم، اين جهان متمدن؛ کمونيستها، سکولارها، آزاديخواهان و تمامى انسانهائى را دربر ميگيرد که خواهان آزادى و برابرى، خواهان صلح و رفاه و آرامش اند. وتنها اين نيروست که قادر به مبارزه جدى و ريشه اى با تروريسم جهانى، با هر دوقطب آن است . اين چکيده نظرات حزب کمونيست کارگرى ايران است . طبيعتاآنها که "ضدامپرياليسم" شان، چشمشان را برجنايات اسلام سياسى ميبندد، آنها که "ضدامپرياليسم" شان تروريسم اسلامى در خاورميانه را "خودى" مى بيند، از درک اين منطق ساده عاجزند. چه ايرانى و چه سوئدى و چه افريقايى ، ما شاهد موضعگيريهاى راست اينها در جريان جنبش ضدجنگ بوديم. ديديم که چگونه شانه به شانه اسلاميون و مرتجعين طالبانى برعليه"امپرياليسم" شان تظاهرات کردند. ديديم که چگونه با سکوت در مقابل تروريسم خونخوار اسلامى، به سياهى لشگر طالبان و حماس و جهاد تبديل شدند. ديديم که از سر موضع "چپ" شان در مقابل امپرياليزم و سوسيال دمکراسى اروپايى، با مرتجعين ضدبشر و ضدزن اسلامى هم صدا شدندو زير پرچم الله اکبرشان سينه "ضدامپرياليستى" زدند. و حالا هم از موضع "طبقاتى" !؟ نظرات حزب کمونيست کارگرى ايران در باره يازده سپتامبر را سوسيال دمکراتيک مى خوانند. درنوشته اى که هيچ استدلالى درآن نيست و تنها به اعلام موضع بسنده شده است - و يک کلمه هم در باره تروريسم اسلامى نمى بينيد - خانم آذر طاهرزاده به بهانه نقد نوشته خليل کيوان منتشر در سايت روزنه، به نظر خودشان به نقد نظرات حزب پرداخته اند. اينکه يوران گريدرقبل از خواندن نظرات منصور حکمت از ماهيت طبقاتى تخاصمها و جنگ قدرت در منطقه خبر داشته و يا نداشته نه مشکل ماست و نه خانم طاهرزاده. مسئله - که باعث دلخورى و ناراحتى ايشان شده - اين است که حتى يک سوسيال دمکرات هم در سطح علنى و در مقابل ميليونها خواننده مقاله اش، به حقانيت نظرات منصور حکمت اعتراف مى کند. اعتراف ميکند که جنگ دو قطب تروريستى جنگ قدرت است، جنگى است که تنها با دخالت نيروى سوم، جهان متمدن پايان خواهد گرفت. و اين اعتراف، بقول خليل کيوان، اين امر را دوباره و دوباره ثابت مى کندکه جهان متمدن؛ کارگران، زنان، کمونيستها، آزاديخواهان، سکولارها و تمامى بشريتى که هيچ نفعى در ميدان بازى هيچکدام از دو قطب تروريستى ندارد، به منصور حکمت و به پرچم راديکال او نياز دارد. اثبات هر روزه حقانيت نظرات منصور حکمت، البته براى آنان که در بهترين حالت اعتراضى به اسلام سياسى و تروريسم آن ندارند، دردآور است و ناراحتشان ميکند. اما از آنجايى که همصدائى با تروريستهاى اسلامى ديگر حتى با فريادهاى "ضدغربى" و "ضدامپرياليستى" هم مثل قبل خريدارى ندارد و باعث آبروريزى است بايد از در ديگرى وارد شد. و آنهم در "چپ" و تحليل "طبقاتى" است. شايد بزودى کشف شود که تروريستهاى اسلامى به نوعى به "طبقه کارگر" مربوطند تا اينبار بشود از موضع "طبقاتى" از اسلام سياسى حمايت کرد و جريانى مانند حزب کمونيست کارگرى ايران را بدليل عدم حمايت "طبقاتى" از اسلام سياسى به سوسيال دمکراسى متهم کرد.
خيرخانم طاهرزاده، جهان متمدن ما با "مدنيت" شما هزاران فرسنگ فاصله دارد. در جهان متمدن ما نه براى سرمايه دارى جهانى و حکومتهاى مدافع تروريسمش (چه سوسيال دمکرات و چه غير سوسيال دمکرات) و ناتو و اسرائيل جائى هست و نه براى اسلام سياسى "ضدامپرياليست" و تروريستهاى اسلامى "خودى". بشريت متمدن براى تقابل با اين دوقطب ضدبشرى و براى رسيدن به يک دنياى بهتر به پرچمى روشن و راديکال نياز دارد. اين پرچم را منصور حکمت با نظرات عميقا کمونيستى و انسانى اش سالهاست که در اختيار حزب کمونيست کارگرى ايران قرار داده است .
خانم طاهرزاده ، از شما دعوت مى کنم که به اين جهان متمدن بپيونديد.
( سوسن صابرى )
|