عليه موج گسترش يابنده اعدام

عليه جمهورى اسلامى

اصغر کريمى

asqar-karimi@ukonline.co.uk

ماشين آدم کشى جمهورى اسلامى هرروز فعالتر ميشود. اعدام به امر هرروزه اى تبديل شده و اکثرا در ملاء عام اجرا ميشود. طى ماههاى گذشته صدها نفر اعدام و چند نفر نيز سنگسار شده اند. دهها نفر نيز در ليست اعدام قرار دارند. قربانيان يکى دو سال اخير عموما متهمين به قتل عمد و يا توزيع مواد مخدر بوده اند. اما هدف از اعدام آنها سياسى بود. پيام به جامعه بود که جمهورى اسلامى حاکم است، که ظرفيت آدمکشى و سبعيت زيادى دارد، که سر جاى خودتان بنشينيد. در ماههاى اخير نه تنها آمار اعدامها مرتبا افزايش يافته است بلکه همچنين رده ديگرى در ليست قرار گرفته اند. فعالين سياسى سابق و يا کسانى که به جرم هائى مثل اهانت به اسلام و مقدسات حکومت به اعدام محکوم شده اند. وضعيت خطيرى ايجاد شده است و عکس العمل سريع، قاطع و قدرتمندى طلب ميکند. کسى که نسبت به سرنوشت اين جامعه و بهبودى در زندگى مردم احساس مسئوليت ميکند نميتواند به اين وضعيت بى تفاوت باشد و راحت از کنار آن بگذرد. بايد با تمام قوا به مقابله با آن برخاست.

سران رژيم در شرايطى دارند پرونده ٢٤ سال جنايتشان را قطور تر ميکنند و کيفرخواستشان را سنگين تر ميکنند، که وحشت از گسترش مبارزه مردم خواب و راحت را از آنان گرفته است. اعلام حکم اعدام آقاجرى، بعنوان يکى از خوديها و حاميان رژيم، به جرم اينکه گفته است مردم ميمون نيستند که تقليد کنند، صرفنظر از جنبه جنايتکارانه حکم اعدام او، وضعيت شکننده رژيم و عمق وخامت آنها را نشان ميدهد. در چنين شرايطى سازمان دادن يک اعتراض همه جانبه در سطح جهانى ميتواند رژيم را به عقب براند. اين تفاوت موقعيت جنبش اعتراضى مردم در مقايسه با دهه شصت و هفتاد است. امروز خود سران رژيم هم ميدانند که اگر اين جنايات تاثيرى هم داشته باشد موقتى و گذرا است. موقعيت شکننده رژيم بر سران آن هم پوشيده نيست. اعدامهاى امروز از استيصال است.

سران رژيم اسلامى ٢٤ سال است که بعنوان مشتى آدمکش حرفه اى و به معنى واقعى کلمه جانى و خونريز به جان مردم افتاده اند. اينها جنايتکارانى هستند در رديف هيتلر و پينوشه. اين هويت واقعى همه آنها است. خودشان اصرار دارند که رابطه شان با مردم را اينگونه توصيف کنند. در ملاء عام اعدام و سنگسار ميکنند و شلاق ميزنند تا کل جامعه پيامشان را بگيرد و يادش نرود که چه کسى در مسند حکومت نشسته است. آنوقت مشتى مرتجع فرصت طلب زندگى سياسى شان را وقف کرده اند تا تصوير ديگرى از رژيم ارائه دهند. مدياى غرب نيز همراه تعدادى از راديوهاى فارسى زبان به تبعيت از سياست وزارت امورخارجه هايشان تلاش ميکنند تا تصويرى دروغين از رژيم اسلامى به خورد مردم بدهند.

اين تصاوير دروغين را بايد رسوا کرد. ميتوان و بايد با اتکا به مهاجرين آزاديخواه و به اتکاء حمايت سازمانهاى کارگرى، احزاب، نهادها و شخصيتهاى مترقى و انساندوست يک جنبش گسترده سازمان داد که رسانه هاى دست راستى غرب را هم وادار کند دست از سکوت درمورد اعدامهاى ايران و دادن تصاوير غيرواقعى از جمهورى اسلامى بردارند. افکار عمومى غرب بايد جمهورى اسلامى را همانطور که هست بشناسد. تصاوير تکان دهنده اعدامهاى اخير آنچنان گويا است که هويت واقعى همه سران رژيم و معنى واقعى حکومت طالبانهاى ايران را به همگان نشان ميدهد. اين تصاوير، سمبل و نشانه حکومت اسلامى است و بايد آنقدر گسترده در معرض ديد همگان قرار گيرد که همه جا حکومت اسلام با آنها تداعى شود. افکار عمومى دنيا به ما و مبارزه ما، به مبارزه مردم آزاديخواه عليه بيحقوقى و زن ستيزى، به مبارزه مردم کارگر و زحمتکش براى رفاه و آزادى، احساس احترام ميکند و در کنار ما است. مردم دنيا طالبان را ديده اند، اسلاميهاى الجزاير و اندونزى و چچن را ديده اند. جنبش اسلامى ايران را هم کم و بيش ميشناسند. اين نيرو را بايد به حرکت درآورد.

در داخل ايران نيز نفرت از اعدامها گسترش يافته است. حتى اعدام متهمين به قتل و جنايت کسى را خوشحال نميکند. مردم ميدانند که اينها خود قربانيان فقر و محروميت و بى افقى هستند. دادگاههاى نمايشى حکومت را هم ميشناسند. ميدانند که اين حکومت صلاحيت دستگيرى و محاکمه هيچکس را ندارد. ميدانند در آن مملکت تا وقتى جمهورى اسلامى هست، چيزى به اسم عدالت و قضا وجود ندارد. اما انزجار عمومى مردم بايد به اعتراض تبديل شود. صحنه هاى اعدام و سنگسار بايد به تجمعات اعتراضى مردم تبديل شود. بايد جمهورى اسلامى را به عقب راند و سياستش را به ضدخودش تبديل کرد.

اعدامهاى اخير ضرورت سرنگونى فورى حکومت اسلامى را هزار بار تاکيد ميکند. حتى دوام يک روز حکومت، با خاتمى يا بدون آن، به معنى قربانى بيشتر، اعدام بيشتر، تباهى بيشتر و محروميت بيشتر است. اينها را بايد از قدرت بزير کشيد. و سران حکومت و آن جنايتکارى که در دادگاه حکم صادر ميکند و آن آخوند و امام جمعه اى که حکم را اجرا ميکند و طناب دار به گردن کسى مياندازد همه مجرمند و بايد به دادگاههاى مردمى سپرده شوند.

٧ نوامبر ٢٠٠٢