جنبش خلاصى فرهنگى

ثريا شهابى
٢٨ اکتبر ٢٠٠٢

shahabi_99yahoo.com

اين متن بر مبناى مصاحبه راديو انترناسيونال با ثريا شهابى تهيه شده است که شنبه ١٩ اکتبر پخش شد.

راديو انترناسيونال: شما در نشريه جوانان کمونيست شماره ٥٩ مطلبى داشتيد تحت عنوان جنبش خلاصى فرهنگى.

اين مقاله اشاراتى داشت به فشارى که جمهورى اسلامى از نظر قانونى به جوان مى آورد، و اينکه جوانان ميخواهند آنطورى که دلشان ميخواهد زندگى کنند و به زندگى مخفى و زير زمينى کشيده شدن جوانان! مى دانيم که از طرف ديگر رژيم طى عمر بيست وچند ساله اش، هميشه سعى کرده که فرهنگ اسلامى و مذهبى را به زندگى مردم و بخصوص جوانان قالب کند. شما اين تناقض را چطور توضيح مى دهيد.

ثريا شهابى: مى پرسيد که جوانان چه رابطه اى با جمهورى اسلامى دارند! و چرا جوانان به زندگى «مخفى» کشيده ميشوند. واقعيت اين است که زندگى جوانى و زندگى انسانى کردن در جمهورى اسلامى جرم است! اما اين جرم بودن، جوانى کردن و زندگى انسانى کردن را از زندگى مردم و جامعه ايران حذف نکرده است. بلکه آن را به مخفى گاهها و زير زمين ها کشانده است. در واقع آنچيزى که دارد رژيم اسلامى ايران را از جا ميکند، همين زندگى «زير زمينى» است که ما به آن حنبش خلاصى فرهنگى مى گوئيم.

راديو انترناسيونال: چرا مى گوييد جنبش؟ مشخصات و خصوصيات اين جنبش چى است؟

ثريا شهابى: جنبش فقط آن حرکتى نيست که مردم در هر لحظه به خيابانها بيايند و اعتراض کنند. يک جنبش اشکال بروز متفاوتى دارد. جنبش مى تواند متفاوت از شکل بروزش باشد. جنبش خلاصى فرهنگى، شکل بروزش زير پا گذاشتن مقررات اسلامى است. و نه تنها زير پا گذاشتن مقررات اسلامى بلکه انجام دادن نوع ديگرى از فعاليت سياسى - اجتماعى و شخصى، آنطورى که مردم خودشان مى خواهند. اين جنبش است. به اين خاطر که شبکه وسيع و ميليونى از کسانى که وسايل فرهنگى - سياسى و اجتماعى مورد نياز اين حبنش را توليد و توزيع مى کنند، آن را شکل داده اند. از هنرمندان و هنردوستان تا احزاب و فعالين سياسى، از صاحبين کسب و کار تا رسانه ها و مطبوعات، از زنان و جوانان تا معترضين و مبارزين، از اين جنبش تغذيه ميکنند و آن را غذا مى دهند. بر بستر اين جنبش ميليونها نفر دارند جورى اقدام مى کنند و جورى زندگى مى کنند که درست خلاف آن چيزى است که رژيم اسلامى ميخواهد. اين جنبش هم عمر رژيم اسلامى است. نمى توان گفت که تنها يک نافرمانى است که مردم دارند انجام مى دهند! جنبش خلاصى فرهنگى يک جنبش عظيم و ميليونى تحميل فرهنگ غير اسلامى به يک حکومت کور و قرون وسطايى اسلامى است. اين جنبش اکثريت عظيم جامعه را با خودش دارد. بخصوص زنان و جوان در مرکز و کانون اين جنبش قرار دارند.

از نظر مشخصات، ميتوان گفت که اين جنبش از نظر فرهنگى، ايدئولوژى و اخلاقى درست نقطه مقابل فرهنگ اسلامى است. فرهنگى اسلامى فرهنگ تقدس فقر (طبعا نه براى خودشان، بلکه براى مردم)، تحقير رفاه دنيوى و وعده دادن آن به آخرت است! جنبش خلاصى فرهنگى اما جنبشى است که رفاه، آنهم همين امروز، ميخواهد! تساوى طلب است! برخلاف فرهنگ اسلامى و جنبش اسلامى که حتى در نحوه لباس پوشيدن و آرايش کردن مردم هم دخالت مى کند، جنبش خلاصى فرهنگى آزاديخواه است! از ابتدايى ترين آزاديها، که آزادى هاى شخصى است، آزادى هاى فردى و آزادى پوشش است، قويا حمايت مى کند. اين جنبشى است که همين امروز آزديخواهى اش را دارد در دل رژيم اسلامى تمرين مى کند، منتها مخفيانه و «زيرزمينى»! و به اعتقاد من اين جنبش دارد از مخفى گاه و «زير زمين» بيرون مى آيد. جوانان دارند مشخصات جنبش شان را به حکومت اسلامى تحميل مى کنند. اين جبنشى است که طرفدار موزيک روز غربى است. جنبشى است که وسيعا دسترسى به دنياى بيرون را ميخواهد. و اينترنت اين امکان را برايش فراهم کرده است که بتواند با دنياى علمى - سياسى و فرهنگى بيرون، که اين بيرون غرب است، ارتباط داشته باشد.

فشار جنبش خلاصى فرهنگى آنقدر زياد است که دارد رژيم را مى اندازد. عليرغم همه تنگ نظرى ها و قرون وسطايى بودن حکومت، عليرغم ٢٣ سال قمه کشى و نعره هاى اسلامى در مورد اينکه مهم نيست چه اتفاقى مى افتد! که رفاه مردم مهم نيست! و اسلام بايد پيروز شود! و فرهنگ اسلامى بايد پيروز شود! رژيم اسلامى و اسلامى ها مجبور شده اند «بيش از ظرفيت شان» عقب بنشينند. تا جايى که امثال آقاى گنجى جمهورى خواه ميشود و اسلاميت اش را کنار ميگذارند. اين يک جنبش ميليونى است و ابعادش خيلى فراتر از سرپيچى کردن افراد و احاد منفرد و اتميزه جامعه است. يک شبکه ميليونى از مردم مشخصات نوع، زمان و مکان اعتراض به رژيم را ترسيم کرده است. اينکه که چه جورى ميشود به رژيم اعتراض کرد، مثلا ميشود حجاب را عقب زدن، لباس اسلامى نپوشيد، مقررات و ممنوعيت ها را زير پا گذاشت و به اين ترتيب رژيم را زير فشار گذاشت، همه و همه يک تصميم عمومى ميليونى مردم است. واقعيت اين است که تنها با مرخص شدن رژيم اسلامى معلوم خواهد شد که مردم ايران چگونه با «زندگى» تحت حاکميت اسلام توانستند «کنار بيآيند»! تنها با رفتن رژيم مکانيسم ها و ظرايف جنبش خلاصى فرهنگى معلوم خواهد شد!

اجازه بدهيد باز تاکيد کنم که اساسا اين جوانان هستند که در راس اين جنبش و کانون آن اند. و طبعا شروع اعتراض جوانان هرگز به اين خاطر نبوده است که مثلا ميخواسته اند رژيم را سرنگون کنند! شروع اين جنبش آن جايى است که مردم، زنان و جوانان ميخواهند جوانى و زندگى شان را بکنند! و اين رژيم و اين سيستم درست مقابل آن قرار گرفته است. رژيم اسلامى ميخواست جوانانى که در جمهورى اسلامى چشم باز کرده و بدنيا آمده اند، را با شستشوى مغزى اسلامى کند! نتوانسته اند. جنبش خاصى فرهنگى آنقدر قوى است که رژيم با تمام کنترلى که کرد، با تمام محدوديت هايى که بوجود آورد، و با وجود ديوار آهنينى که دور ايران کشيد و ورود هرنوع افکار و فرهنگ و اخلاقيات آزاديخواهانه به آن را ممنوع کرد، و نسلى را که مبشر اين آزادى ها بود از بين برد، نتوانسته است آن را شکست دهد. وجود جنبش خلاصى فرهنگى اساسا شرط زندگى و بقا انسان قرن بيست، و بيست و يک، تحت حاکميت ارتجاع قرون وسطاى اسلامى است.

راديو انترناسيونال: چشم انداز اين جنبش را چگونه مى بينيد؟

ثريا شهابى: تا اينحا دستاورد اين جنبش اين بوده که رژيم اسلامى را مجبور کرده است که به آخرين سنگر هايش عقب نشينى کند. آنقدر عقب نشسته اند که اگر مردم و جوانان اجازه بدهند که نظام شان برجا بماند، حاضراند بروند و در قم بنشينند و مثل کشيشان در واتيکان، آخوندى شان را بکنند. اين جنبش آنقدر قوى است که يک رژيم هار قرون وسطايى به سردمدارى خمينى را، که ميگقت هرکس که مخالف نظام جمهورى اسلامى است را بايد نابود کرد، به جايى کشانده است که حاضر اند برود در قم بنشيند و به کسب و کار آخونديشان برسند! مردم اما از آنها قبول نمى کنند. مردم نابودى کامل شان را ميخواهند.

چشم انداز اين جنبش بى ترديد سرنگونى کامل و همه رژيم است. ما يکى از طرفداران پروپاقرص و محکم جنبش خلاصى فرهنگى هستيم و در راس آن قرار داريم. به اين خاطر که مطالبات بسيار روشنى که جواب نيازهاى انسانى و نيازهاى آزايخواهانه جوانان، زنان، کارگران و اکثريت عظيم جامعه را مى دهد، در برنامه مان گنجانده ايم. و ٢٣ سال است که نشان داده ايم که ما پاى محکم متحقق کردن اين خواست ها هستيم. به اعتقاد من چشم انداز اين جنبش بى ترديد سرنگونى جمهورى اسلامى است. و پيروزى آن در گرو ايجاد يک نظام سوسياليستى و يک دنياى بهتر است. ايجاد نظام و جامعه اى که ضمن اينکه ميتواند عواقب مخرب نظام اسلامى، که فقر، اعتياد، فحشا، کودکان خيابانى و زنان تن فروش است را با حمايت از قربانيان اين مصائب، از چهره جامعه پاک کند، بلکه در عين حال ميتواند يک جامعه مرفه، آزاد و برابر را براى مردم و جوانان بوجود آورد. کمونيسم ميتوانند جنبش خلاصى فرهنگى در ايران را به جامعه اى شايسته انسان منتهى کند!