
جوانان کمونیست ۴۴۳
از روزهاي آغازين انقلاب جاري در خرداد ماه امسال نقش زنان و دختران در انقلاب و تحولات بسيار برجسته بود. حضور گسترده و تعرضي شان در تظاهرات ها، کوتاه نيامدنشان از حضور در هر جا و هر تظاهراتي عليرغم همه تهديد ها و جناياتي که رژيم ضد زن اسلامي انجام مي داد و اخبارش که از همان روزهاي اول به بيرون درز کرده بود، همه نشان مي دادند يکي از ويژگي هاي منحصر به فرد اين انقلاب زنانه بودن آن است. زنانه بودن به اين معني که مطالبات زنان و ظلم ستم بي پاياني که در اين ۳۱ سال به انان شده يکي از موتورهاي محرک انقلاب است.
وضعيت زنان و ستم بي پاياني که در جمهوري اسلامي به آنان شده است، داستان غم انگيزي ست که همه مي دانيم، شهروند درجه ۲ مودبانه ترين و کمترين تحقيري ست که وضعيت زنان را توصيف مي کرد. در اين جا هم نمي خواهيم به اين مظالم بپردازيم.
در اين نوشته بيشتر مي خواهيم به اين موضوع بپردازيم که عليرغم نقش برجسته و تاثير گذاري عظيم زنان در انقلاب و اعتراضات جاري هنوز عده اي طرح مسائل زنان مثل حجاب و غيره را براي اعتراضات غير ضروري، زود رس و فرعي مي دانند. هنوز هم عده اي مي گويند مطالبات زنان فرعي ست و مثلا دموکراسي و اتحاد مهم است. گويا اتحاد تناقضي با حق زن دارد! و وقتي به دموکراسي رسيديم مسائل متعدد زنان هم مثل حجاب و حق طلاق و غيره حل مي شودو امروز نبايد از لغو حجاب که مشخص ترين تحقير و توهين و تضييع حقوق اوليه زنان است حرفي بزنيم يا بخواهيم آن را عملي کنيم، و همه اين هجمه ها به بي حجابي و حق زن در آستانه ۸ مارس (۱۷ اسفند)روز جهاني زن صورت مي گيرد و اتفاقا در اين روزها برجسته تر مي شود!
گويا اين ادعا ظاهر خيلي منطقي هم دارد، ولي پشت آن شارلاتايسم سياسي گنديده اي نهفته است. سياستي که هنوز هم مي خواهد زنان را از صحنه به در کند، يا حد اکثر اگر نمي تواند از صحنه بيرونشان کند مي خواهد مطالباتشان مطرح نشود. مي خواهد بگويد زن و خواسته هايش همچنان درجه دو هستند و انشاء الله بعدا رسيدگي مي کنيم!حضور پر رنگ زنان و دختران در تظاهرات ها، شکستن ديوارهاي جداسازي جنسيتي، و ضد مذهبي بودن فوق العاده اعتراضات زنگ خطري براي اين جماعت است. ضديت با مذهب و همه اين مشخصات بالا را امروز در ايران بيش از هر کسي زنان نمايندگي مي کنند. زناني که از مذهب و جداسازي جنيستي به جز تحقير و سرکوب و بي حقوقي و نابرابري نديده اند.۳۱ سال حقشان پايمال شد و به هيچ گرفته شدند و در بهترين حالت ها در رديف اولويت هاي اخر قرار گرفتند و امروز هم همچنان بعضي ها پيدا مي شوند که مي گويند مسائل زنان بعدا طرح و حل مي شود فعلا چيزهاي مهمتري هست!
اما آيا اين که مي گويند وقتي دموکراسي بيايد حقوق زنان هم مي آيد درست است؟ چرا مي گويم شارلاتانيسم سياسي ست؟ اگر اين خط و سياست بر مبارزات و اعتراضات غالب بشود، اگر چنين تفکري که، حالا وقت طرح مطالبات زنان نيست، زنان به همين حجاب و تحقير اسلامي تن بدهند تا فردا ببينيم چه مي شود دست بالا بگيرد و در جامعه پذيرفته شود، خيل عظيم زنان و دختراني که بعد از ۳۱ سال که تحت همين سياست ها از طرف حکومت بوده اند، عرصه را خالي مي کنند. زنان مي دانند وقتي از همان روز اول چنين برخوردي بشود و چنين سياسيتي در پيش گرفته شود روز آخر معلوم نيست حق زن سر از نا کجا آباد در خواهد آورد. امروز که در گرماگرم مبارزه و انقلاب، با حضور ميليوني زنان در صحنه و نقش تعيين کننده شان قرار نيست حق و حقوقشان مطرح شود و باز در شهروند درجه دو محسوب مي شوند و به ته صف رانده مي شوند، واي به حال فردا که اين شور و شوق مبارزه و اعتراض بخوابد و مسائل از کانال هاي اداري و نظر اين مرجع عالي قدر و آن آيت الله بخواهد بگذرد!
دومين نکته مهم اينست که کساني که مي گويند وقتي دموکراسي آمد حقوق زن هم مي آيد چه تضميني دارند "دموکراسي " مورد نظر ايشان حقوق زن را برآورده مي کند در حاليکه امروز مي گويد حرف "حق زن" را نزنيد! از کجا معلوم کدام نوع دموکراسي با چه مشخصاتي در ايران فردا حاکم شود؟ از کجا معلوم فردا باز هم اولويت هاي بالاتري وجود نداشته باشد که حق و حقوق زن را به ته صف مطالبات جامعه براند؟! به نظر من اگر اين خط و سياست که امروز حق زن را در ته صف قرار مي دهد به قدرت برسد، فردا هم چنين مي کند و باز کلاه حق زن پس معرکه است. همانطور که مي دانيم دموکراسي تعريف يگانه اي ندارد و معلوم نيست در کدام نوعش حق زن کجاي اولويت ها قرار مي گيرد و اين شعار "اول دموکراسي بعد حق زن" نشان دهنده نوعي شارلاتانيسم سياسي ست که اصلا با حق زن در تضاد است.
سوم اينکه وقتي زن ها به خيابان آمده اند و حق برابر مي خواهند، اگر کسي بگويد "بعدا" در واقع دارد همين چيزي که هست را به زبان بي زباني تاييد مي کند. اين که به حق زن بگوييم بعدا نوبت تو مي شود! ادامه همين سنت و فرهنگ ضد زن اسلامي ست که هميشه زنان را در پس تو ها و در اندروني ها مي خواهد و نه در صف اول مبارزه و مطالبه حقوق از دست رفته. با اين خط و سياست که به حقوق زن و لغو حجاب مي گويد اول دموکراسي بعد حق زن، بعد آزادي پوشش، بعد برابري زن و مرد مي توان با همه مبارزات برخورد کرد. مثلا به کارگران گفت اول دموکراسي و بعد حقوق معوقه، فعلا فقط براي دموکراسي مبارزه کنيم و وقتي دموکراسي آمد حقوق شما هم پرداخت مي شود. به جامعه بگوييم براي آزادي بيان مبارزه نکند و طلبش نکند بلکه فقط براي دموکراسي مبارزه کنيم. براي آزادي زنداني سياسي هم همين صادق است. ولي وقتي اين خط و سياست فقط در مورد زنان تبليغ مي شود پرده از چهره ضد زن اين جماعت برداشته مي شود. معلوم نيست اتحاد و دموکراسي اي که امروز حقوق زن را نمي خواهد مطرح کند چه مشخصاتي دارد؟! معلوم نيست اصلا جايگاه حقوق زن کجاي اين دموکراسي و اتحاد است، معلوم نيست اصلا به آن پايبند باشد يا نه هيچ تضميني وجود ندارد! در واقع اين دموکراسي و اتحاد براي سرکوب حقوق زن و زنان به ميدان آمده اند. امروز مي گويند حجاب را رعايت کنيد تا فردا بگويند ما فعلا حجاب را داشته باشيد، فعلا از حقوق برابر زن و مرد حرفي نزنيد.
مبارزه اي که موهوم باشد و معلوم نباشد مشخصات و مطالباتش چيست! معلوم نباشد مردمي که به خيابان آمده اند مشخصا و دقيقا چه نمي خواهند و چه مي خواهند و در شعارهايشان خواسته هاي واقعي شان مطرح نشود را مي شود خيلي راحت به بيراهه برد. به هواي دموکراسي بردش و سرش را زير آب کرد و کارش را تمام کرد. هر مبارزه اي براي اينکه پيروز بشود قبل از هر چيزي بايد بداند چه نمي خواهد و تا کجا نمي خواهد. آيا آزادي بي قيد و شرط و برابري مطلق زن و مرد را مي خواهد يا مثلا آزادي دوچرخه سواري آن هم با روسري هاي گل گلي را مي خواهد؟ حضور زنان در مبارزات جاري و نحوه حضور آنان به هر ناظري اين را نشان مي دهد که زنان در ايران همه آزادي و از نوع بي قيد و شرطش را مي خواهند و رنگ اين خواست را به انقلاب زده اند.
و اما حجاب که مشخصه ضديت با زن و تحقير عملي و علني در جامعه و در دنيا ست در ايران نقشي اساسي در حکومت بازي مي کند. حضور زنان با حجاب چه در ايران و چه در خارج از ايران نشان مي دهد زنان در ايران تحت چه ستم و تحقيرعظيمي هستند. حکومت هم جانش به اين تحقير و بي حقوقي زنان بسته است، اصلا حجاب پرچم حکومت اسلامي ست و حتي برايش از "خون شهدا" مهم تر است چرا که هم با همين حجاب به ظاهر ناقابل و چند متر پارچه همه جامعه را مرعوب مي کند و هم در سطح بين المللي سيگنال هاي مهمي به دار و دسته هاي تروريست اسلامي مي دهد. از اين رو حضور بي حجاب زنان در جامعه و در مبارزات و حمايت عمومي از بي حجابي يکي از بزرگ ترين مبارزات در مقابل حکومت اسلامي و بي حقوقي مطلق زنان در ايران است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|

