انترناسیونال ٤٣٦
انترناسیونال: دعوای غرب با جمهوری اسلامی بسیار بالا گرفته است. تحریم خرید نفت از جمهوری اسلامی از سوی اتحادیه اروپا کاملا جدی شده و آمریکا آشکارا ژاپن و کره جنوبی و چین را تحت فشار و تشویق قرار داده که خرید نفت از رژیم اسلامی را قطع و محدود کنند. و بنظر میرسد موافقتهایی هم صورت گرفته. بانک مرکزی جمهوری اسلامی هم از مدتی قبل درلیست تحریم قرار گرفته است. بنظر میرسد یک تغییر تعیین کننده در رابطه غرب و جمهوری اسلامی صورت گرفته و اینها تنها نشانه های این تغییر هستند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟
حمید تقوائی : به نظر من هم تشدید تحریمهای اقتصادی و تبلیغات جنگی نشانه دور تازه ای در رابطه غرب و جمهوری اسلامی است. البته هدف غرب تغییر نکرده است. کماکان هدف اعلام شده متوقف کردن پروژه هسته ای و هدف اعلام نشده و (استراتژیک تر) رام کردن جمهوری اسلامی در چارچوب سیاستهای غرب در منطقه است. آنچه تغییر کرده شیوه پیشبرد این سیاست است. برای مدتها آمریکا و دیگر دولتهای غربی برای رسیدن به اهدافشان راه مذاکره با جمهوری اسلامی را انتخاب کرده بودند. شیوه غالب مذاکره مستقیم و یا غیر مستقیم در حاشیه نشستهای بین المللی و به شکل رسمی و غیر رسمی و مخفی یا علنی بود و نه رو در روئی و نه حتی تهدیدات علنی اقتصادی-نظامی. در این رویکرد تحریم و اعمال فشار اساسا بعنوان اهرمی در مذاکرات بکار برده میشد. با روی کار آمدن اوباما و دراز کردن دست دوستی به سمت دولتها ونیروهای اسلامی، این شیوه دیپلماتیک تنظیم مناسبات حتی نقش برجسته تری پیدا کرد. اما در یکسال اخیر بدنبال انقلابات منطقه شرایط کاملا تغییر کرده است. اکنون دیگر غرب ( و نه جمهوری اسلامی) حاضر به ادامه این تانگوی دیپلماتیک نیست و راه تشدید فشار و تهدیدات علنی را برگزیده است. این تغییر روش البته بسیاری از فاکتورها در روابط فی مابین را تغییر میدهد. امکان مانور و انعطاف کمتر میشود و هر عقب نشینی و پیشرفتی شکل شکست و یا پیروزی یکی از طرفین را بخود میگیرد. یک فضای پر تنش و انفجاری ایجاد میشود و مانورهای دیپلماتیک جای خود را تهدیدات جنگی و خط و نشان کشیدنها و رزمایشهای نظامی میدهد. وضعیتی که امروز شاهد آن هستیم.
برای جمهوی اسلامی که غرب ستیزی و رجزخوانی علیه "شیطان بزرگ" یک رکن هویتی اوست وضعیت تازه بسیار نامطلوب است. تا زمانی که این رجز خوانیها جزئی از جدل لفظی - رتوریک- محسوب میشد و بده بستانهای مخفی و نیمه مخفی در سر میز مذاکره مبنای روابط واقعی بود ( نظیر قضیه ایران کنترا در دوره ریگان) مقامات رژیم مشکل چندانی نداشتند. رجزشان را میخواندند و روابط و معاملات اقتصادی و سیاسی شان را به پیش میبردند. اما وقتی جدل لفظی به تقابل واقعی ( حال به شکل تحریم اقتصادی و یا جنگ و حمله نظامی) تبدیل شود دیگر ادامه روابط دیپلماتیک - اقتصادی با حفظ ظاهر ضدآمریکائی ممکن نیست. "مقابله با شیطان بزرگ" یا باید به سیاست واقعی تبدیل شود و یا کنار گذاشته شود. و جمهوری اسلامی قادر به عملی کردن هیچیک ازین دو آلترناتیو نیست. اگر در برابر غرب کوتاه بیاید - و به هر اندازه چنین کند- هویت خود را انکار کرده و پایه های ایدنولوژیک- استراتژیک حکومت خود را اره کرده است و اگر بایستد و مقاومت کند از لحاظ سیاسی و اقتصادی در عرصه داخلی و منطقه ای و جهانی خود را منزوی تر و مفلوک تر کرده است. در حال حاضر جمهوری اسلامی تلاش دارد که با تبلیغات و مانورهای جنگی صورت خودش را سرخ نگهدارد ولی حتی در پس این رجزخوانیها نیز بن بست و استیصال رژیم و به اعتراف خودشان "هراس بعضی از مقامات" کاملا قابل مشاهده است.
انترناسیونال: فکر میکنید چه شرایطی باعث این وضعیت جدید در رابطه غرب با جمهوری اسلامی شده است؟ شما به انقلابات منطقه اشاره کردید. چه رابطه ای بین این تحولات و سیاست غرب نسبت یه جمهوری اسلامی وجود دارد؟
حمید تقوایی: انقلابات یکسال اخیر شرایط سیاسی را کاملا به ضرر جمهوری اسلامی و موقعیتش در منطقه تغییر داده است. یک قربانی اصلی تحولات اخیر جنبش اسلام سیاسی است. گرچه این انقلابات در آغاز علیه دیکتاتوریهای کاملا و علنا وابسته به غرب نظیر تونس و مصرصورت گرفت اما حتی در همان انقلابات هم اسلام سیاسی کاملا حاشیه ای و بیربط و در مورد مصر علنا همراه و حامی ضد انقلاب بود و هنوز هم هست. جمهوری اسلامی در ابتدا سعی کرد انقلابات منطقه را اسلامی و تاییدی بر خط ضد غربی و ضد آمریکائیگری خود قلمداد کند. اما این تبلیغات پوچ تر و بی پایه تر از آن بود که حتی خود گویندگانش آنرا جدی بگیرند. انقلابات منطقه اگر چیزی را در رابطه با وضعیت سیاسی ایران تاکید میکرد حقانیت و اعتبار انقلاب ٨٨ بود و نه حکومتی که جنایاتش دست کمی از دیکتاتورهای سرنگون شده در مصر و تونس و لیبی نداشت. بخصوص امروز که انقلاب در سوریه دست اندرکار بزیر کشیدن بشار اسد، هم پیمان بسیار نزدیک و استراتژیک جمهوری اسلامی، است این هم سنخی و همسرنوشتی جمهوری اسلامی با دیکتاتورهای ساقط شده و رو به سقوط بیش از پیش برجسته میشود و موقعیت رژیم را نه تنها در عرصه سیاست داخلی بلکه در کل منطقه تحت تاثیر قرار میدهد. اینجا در مورد موقعیت رژیم اسلامی در جامعه ایران بیشتر توضیح نمیدهم چون موضوع این مصاحبه نیست. اما در منطقه
یک نتیجه مستقیم تحولات یکسال اخیر تضعیف و به حاشیه رانده شدن محور ایران- سوریه و نیروهای وابسته به آن نظیر حماس و حزب الله لبنان و حتی دولتهای پشتیبان این بلوک نظیر روسیه و چین بوده است. رژیم اسد در حال سقوط است، حزب الله ساکت و نظاره گر است- و هر جا هم مثل مورد دفاع از قذافی و یا اسد موضعی میگیرد بیشتر خود را منزوی میکند-، حماس به الفتح نزدیک میشود و چین و روسیه نیز بناگزیر از جمهوری اسلامی فاصله میگیرند و بدنبال سیاستهای غرب کشیده میشوند. در مقابل این بلوک، محور هژمونیک تازه ای حول ترکیه و اتحادیه عرب و مشخصا عربستان و امیر نشینهای خلیج در حال شکل گیری است که علنا در کنار غرب و عملا در برابر جمهوری اسلامی قرار دارد.
زمینه و علت رویکرد جدید غرب به "مساله ایران" را باید در این شرایط جست. این شرایط از یکسو آمریکا و اتحادیه اروپا را از نظر سیاسی در موقعیت بمراتب قویتر و تعرضی تری نسبت به جمهوری اسلامی قرار میدهد و از سوی دیگر غرب را ناگزیر میکند که برای کنترل اوضاع انقلابی و متحول و غیر قابل پیش بینی ای که در خاورمیانه پیش آمده است بفکر چاره اندیشی باشد. این چاره اندیشی برای کنترل اوضاع و حفظ منافع خود در شرایط جدید، که اوباما آنرا "قرار گرفتن در طرف درست تاریخ" نامید، در مصر به پیش کشیدن ارتش بجای مبارک و در لیبی دخالت نظامی ناتو منجر شد. اکنون معضل دولتهای غرب اینست که در رابطه با جمهوری اسلامی چه طرح و سناریوئی را باید در دستور بگذارند. سناریوی لیبی و مصر در مورد ایران کاربردی ندارد و به نظر من خود دولتهای غربی هم بر این واقعیت واقف اند. جنبش اعتراضی و سرنگونی طلبانه - که انقلاب ٨٨ آخرین برآمد آن بود- و کلا موقعیت چپ در جامعه ایران قویتر از آنست که شیوه و سناریوی کنترل اوضاع نظیر مصر و لیبی قابل پیاده کردن در ایران باشد - از این بگذریم که در خود لیبی و بویژه مصر هم هنوز مساله کاملا باز است.
وزیر خارجه روسیه روز گذشته غرب را متهم کرد که میخواهد به نارضایتی و اعتراض در ایران دامن بزند. این در واقع نوعی ابراز نگرانی از فضای اعتراض و شرایط انفجار آمیزی است که در ایران وجود دارد. برای همه - از روسیه و آمریکا و اروپای واحد تا خود جمهوری اسلامی- روشن است که برای بالاگرفتن نارضائیها و اعتراضات در ایران نیازی به اعمال فشارهای دول غربی نیست. سیاستهای جمهوری اسلامی باندازه کافی زمینه نارضائی و اعتراض را تا سر حد یک انفجار فراهم کرده است و در این میان همانطور که بالا تر اشاره کردم زنجیره انقلابات در یکسال اخیر نیز بیش از پیش "خطر انفجار" را بر فراز سر بالائیها قرار داده است. این تحولات شرایط سیاسی در ایران و منطقه را به ضرر رژیم و به نفع مردم و آلترناتیو انقلاب و سرنگونی رژیم بدست مردم تغییر داه است. غرب امیدوارست این شرایط را جمهوری اسلامی نیز ببیند و در مناسبات خود با غرب بحساب بیاورد. یعنی از ترس "خطر انقلاب" و دچار شدن به سرنوشت مبارک و قذافی و بزودی بشار اسد، به کنار آمدن با غرب ( توقف پروژه اتمی و دست شستن از غرب ستیزی و غیره) رضایت بدهد. این اساس سیاست تشدید فشارها است.
انترناسیونال: تاثیر این تغییرات در رابطه غرب با جمهوری اسلامی بر زندگی مردم ایران چیست؟ از لحاظ اقتصادی و معیشتی و از لحاظ سیاسی و مبارزاتی این تحول تا چه حد بر معادلات سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران تاثیر میگذارد؟
حمید تقوایی: تحریمهای اقتصادی تا همینجا فشار زیادی به توده مردم که قبل از این تحریمها نیز با فقر و بیکاری و گرانی دست بگریبان بودند وارد کرده است. یک نتیجه این تحریمها افزایش بیش از شصت درصدی قیمت دلار بوده است و این خود به افزایش سرسام آور و ناگهانی قیمت بسیاری از کالاهای مورد نیاز مردم منجر شده است. اگر تحریمها ادامه پیدا کند کمبود دارو و مواد غذائی و دیگر مواد اولیه و معیشتی نیز به مشکلات مردم اضافه خواهد شد. کشورهای غربی سیاست تحریم اقتصادی را با اعمال فشار به رژیم توجیه میکنند ولی به نظر من قربانیان واقعی این سیاست در درجه اول مردم ایران هستند. رژیم حتی میتواند فقر و بیکاری و گرانی را - که قبل ازین تحریمها نیز در جامعه بیداد میکرد- به گردن تحریم اقتصادی بیاندازد و بکوشد نارضایتی و اعتراضات مردم را به سمت غرب جهت بدهد.
در صورتی که این شرایط به جنگ منجر بشود ابعاد فاجعه بسیار وسیعتر خواهد شد. من وقوع جنگ را در شرایط حاضر محتمل نمیدانم - در این مورد در مصاحبه های قبلی توضیح داده ام- اما این احتمال هر چه باشد مقابله با خطر جنگ و تهدیدات جنگی امریست که باید مستقل از ضعف و قوت احتمال وقوع آن به پیش برده شود. در یک تصویر عمومی و استراتژیک تر به نطر من هم تحریمهای اقتصادی و هم جنگ و تهدیدات جنگی شیوه ها و تاکتیکهائی در رابطه میان بالائیها و برای تنظیم مناسبات بین دولتهای غربی و با جمهوری اسلامی است. چنین سیاستهائی درهمان سطح و به همان اندازه که عملی بشود و حتی فضای سیاسی را تحت تاثیر قرار بدهد به ضرر مردم و مبارزات و اعتراضات آنان خواهد بود.
انترناسیونال: سیاست حزب کمونیست کارگری در قبال این تحولات چیست؟ فراخوان حزب چیست؟
حمید تقوایی: تنها پاسخ رادیکال و مطلوب و ممکن مردم به شرایط حاضر تداوم و گسترش مبارزه علیه جمهوری اسلامی است. یکی از نتایج منفی جنگ و تحریم اقتصادی سر بلند کردن و بجلو رانده شدن نیروهائی در اپوزیسیون است که این نوع تهدیدات را بهانه حمایت مستقیم و غیر مستقیم از رژیم جمهوری اسلامی قرار میدهند. در ایران بخشی از نیروهای ملی- اسلامی رانده شده از حکومت و در سطح جهانی بخشی از نیروهای باصطلاح "ضد امپریالیست" که محور انقلابیگریشان ضد آمریکائی گری است از خطر حمله نظامی و تحریم اقتصادی پرچمی برای حمایت دوفاکتو از جمهوری اسلامی میسازند. این تلاشها از هم کنون شروع شده است. هم اکنون طومارهائی در محکومیت تحریمها و حمله نظامی به امضای فعالین ملی- اسلامی و همپالکیهای "ضد امپریالیستشان" در اروپا روی سایتها منتشر شده است و بیشک با بالا گرفتن خطر جنگ چنین فعالیتهائی گسترش خواهد یافت. باید در برابر این نوع تلاشهای ارتجاعی ایستاد و آنها را خنثی کرد. راه دفاع از خواستها و منافع مردم حمایت رسمی و یا عملی از هیچیک از طرفین این کشمکش ارتجاعی نیست. در قبال کشمکش میان دو قطب ارتجاعی اسلام سیاسی و میلیتاریسم نئوکنسرواتیستی در غرب اساس سیاست ما از حمایت از قطب سوم، یعنی توده مردمی بود که هیچ منفعتی در این جدال ارتجاعی نداشتند. امروز هم مبنای خط و جهت گیری حزب ما همین است. سیاست ما در قبال کشمکش میان جمهوی اسلامی ودولتهای غربی - در شکل مذاکره و معامله، تحریم اقتصادی، جنگ و تهدیدات جنگی و غیره- دامن زدن و حمایت از مبارزه مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. ما مردم ایران را فرامیخوانیم که علیه شرایط فلاکتباری که تحریمها و تهدیدات جنگی در جامعه ایجاد کرده است بمیدان بیایند و جمهوری اسلامی را هدف مستقیم مبارزات خود قرار بدهند. تنها راه خاتمه بخشیدن نه تنها به تحریمها و خطرات جنگی، بلکه فقر و بیحقوقی و اختناق و شرایط طاقت فرسائی که بر جامعه حاکم است بزیر کشیدن جمهوری اسلامی است.
در سطح جهانی ما در برابر ضد آمریکائی گری و حمایت عملی نیروهای اسلامی و چپ شبه اسلامی از رژیم ایران، آلترناتیو تحریم سیاسی جمهوری اسلامی و حمایت فعال از مبارزات مردم ایران برای بزیر کشیدن رژیم را قرار میدهیم. مخالفت با تحریمهای اقتصادی و مقابله با خطر جنگ و حمله نظامی بیشک جزئی از وطایف نیروهای چپ و ازادیخواه در سراسر جهان است اما این امر تنها زمانی از موضعی مترقی و به نفع مردم ایران و - مردم شریف و متمدن در سراسر جهان- خواهد بود که با محکوم کردن جمهوری اسلامی، خواست طرد و منزوی کردن این رژیم جنایتکار و حمایت از مبارزات مردم ایران همراه باشد. فراخوان ما به مردم جهان و به نیروهای چپ و آرادیخواه و اتحادیه ها و سازمانها کارگری اینست که دولتهای کشور خود و سازمانهای بین المللی را برای قطع رابطه با جمهوری اسلامی تحت فشار قرار دهند و با تمام قوا از مبارزات مردم ایران برای بزیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی حمایت کنند.*
| < قبلی | بعدی > |
|---|

