Bookmark and Share

محمد شكوهي: در حاشیه روز "قدس" جمهوری اسلامی

فرستادن به ایمیل چاپ

m-shekohi (60 x 80)

انترناسيونال ۳۶۴

جمهوری اسلامی در تدارک برگزاری روز"قدس" برای روز جمعه ۱۱ شهریور می باشد. به همین مناسبت کل حکومت جانیان اسلامی از ترس تکرار اعتراضات سال گذشته مردم و تبدیل این روز به یک روز مبارزه و مقابله با جمهوری اسلامی، و برای زهر چشم گرفتن از مردم مترصد فرصت برای به زیر کشیدن کل بساط حکومت دوباره شروع به عربده کشی و تهدید مردم کرده اند.و این ترس و وحشت رژیم واقعی است. پائین تر به آن خواهم پرداخت. اما اینجا بد نیست اشاره ای هرچند کوتاه به تاریخچه این روز حکومت انداخته و در پرتو تغییرو تحولات دو دهه گذشته، مرور کوتاهی به شجره نامه و شعار هویتی جریان اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی در منطقه داشته و به ارزیابی کوتاه از موقعیت فعلی آن پرداخته شود. این روز را خمینی ۳۰ سال پیش روز"آزادی قدس ونابودی اسرائیل" نام گذاشت و حکومت در حال شکل گیری جمهوری اسلامی را موظف کرد هر ساله آخرین جمعه ماه اسلامی رمضان را به این روز اختصاص داده و ایده "آزادی سرزمین های اسلامی" را زنده نگه دارند. با اعلام این روز داعیه های منطقه ای اسلام سیاسی و نماینده رسمی آن جمهوری اسلامی و تروریسم اسلامی به قدرت رسیده وارد مرحله جدیدی شد. مرحله ای که "صدور انقلاب اسلامی" و "آزادی قدس"، دو محور اصلی سیاستهای بخشا هویتی جریان اسلام سیاسی و رژیم در منطقه گشت.

در ادامه این تلاش ها همزمان گروههای ترور سپاه پاسداران و حزب االله رژیم شروع به سازماندهی گروههای تروریست اسلامی در مناطق اشغالی فلسطین و جنوب لبنان زدند. با خرج میلیونها دلار و با صدور تسلیحات نظامی، جمهوری اسلامی چنگال خونین حکومت بربریت اسلامی را به این منطقه بحرانی دراز کرد. جمهوری اسلامی و شخص خمینی به این دار و دسته های تروریست اسلامی فرمان"جهاد" برای "آزادی قدس" را صادر نموده و اعلام کرد " تا آزادی قدس" جهاد مقدس اسلامی ادامه خواهد داشت. در مدت کوتاهی دهها باند و گروه تروریست اسلامی توسط رژیم درمنطقه سازمان داده شده و در راستای سیاست های رژیم اسلامی و برای تثبیت سیاستهای جمهوری اسلامی در این منطقه بحرانی به فعالیت پرداختند. با ورود گروههای تروریست اسلامی مورد حمایت رژیم، بویژه جهاد اسلامی، جنبش امل اسلامی،حزب الله، حماس،به لبنان و با همکاری سوریه و تحرکات این دار و دسته ها، بهانه به دست دولت نژاد پرست اسرائیل داد تا جنگی تمام عیار در جنوب لبنان را آغاز نماید. از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی و با حمله اسرائیل به جنوب لبنان، تروریسم دولتی اسرائیل و تروریسم اسلامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، لبنان را عرصه جنگ های خونین و وحشیانه خود قرار دادند. نزدیک به دودهه تمام شدیدترین کشتارها و جنایات از طرف دولت اسرائیل، دار و دسته های تروریست اسلامی در این منطقه سازماندهی و به اجرا در آمد. هزاران نفر کشته و و بیش از ۲ میلیون نفر آواره گشتند. جنگ اسرائیل و گروههای تروریست اسلامی مورد حمایت جمهوری اسلامی وسوریه، کل منطقه را برای مدت بیش از دو دهه تبديل به صحنه جنگ تروریستها بر علیه مردم فلسطین کرد. جنایات و قتل عام های انجام شده توسط جریانات اسلامی و دولت نژاد پرست اسرائیل در صبرا، شتیلا و ساير اردوگاههای پناهندگان فلسطینی در نوار مرزی جنوب لبنان و دره اردن، نمونه هایی از ابعاد کشتارهای هزاران نفری و قتل عام مردم بی دفاع توسط گروههای تروریست اسلامی و دولت اسرائیل می باشد. پشت این جنون و جنایات جنگی مورد حمایت رژیم ایران، جمهوری اسلامی اهداف استراتژیک تری را در سر می پروراند. جمهوری اسلامی با سیاست "صدور انقلاب اسلامی و آزادی قدس" در جنوب لبنان در نظر داشت، در شرایطی که اکثر کشورهای عربی وارد برقراری مناسبات سیاسی با اسرائیل شده بودند، فشار بر روی این کشورها گذاشته و آنها را در مسیر سیاست های خود بخط نماید، که موفق نشد. اما هدف مهمتر جمهوری اسلامی در کنار این سیاست گشودن جبهه جدیدی بر علیه اسرائیل در بیخ گوش این دولت و تلاش برای تغییر توازن قوا در منطقه بحرانی به نفع جمهوری اسلامی بوده، که برای مدت بیش از دو دهه است ادامه دارد. در مقابل حمایت های جمهوری اسلامی از احزاب و دار و دسته های تروریست اسلامی، جوخه های ترور و تروریستهای وابسته به این احزاب رسما وارد شبکه های تروریستی جمهوری اسلامی شده و در جهت ترور مخالفان رژیم در اقصی نقاط دنیا دست به کار شدند. بر اساس گزارشات منتشر شده در کشورهای اروپایی بخش اعظم ترورهای مخالفان رژیم جمهوری اسلامی توسط عناصر وابسته به دار و دسته های تروریست عربی مورد حمایت جمهوری اسلامی صورت گرفته است. تا همین امروز تعدادی از این افراد در جریان محاکمات ترورهای جمهوری اسلامی در وین و میکونوس برلین اعتراف کرده اند. علاوه بر این جمهوری اسلامی اکثر عملیات های تروریستی اش را از طریق این عناصر در کشورهای منطقه سازمان داده وبه اجرا در می آورد. در پس این سیاست ارتجاعی رسما و علنا تروریسم اسلامی سازمان یافته جمهور اسلامی است که هنوز که هنور است در مناطق فلسطینی نشین و جنوب لبنان دست به ترور و جنایت می زند. اکنون اوضاع جهانی و منطقه ای عوض شده. بعد از مرگ خمینی و پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق، بعد از جنگهای خونین اول و دوم خلیج و بالاخره فروپاشی بلوک شرق و... داعیه های آزادی قدس و نابودی اسرائیل دیگر حنایش رنگ باخته و مجموعه گروههای تروریست اسلامی ناچار شده اند فعلا در مناطق تحت کنترل شان در جنوب لبنان و سرزمین های اشغالی عقب نشسته و آنجا را جولانگاه جنگ و جنایاتشان قرار بدهند. بویژه بعد از برگزاری مذاکرات صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها و برقراری "صلح مسلح" در این منطقه، از دایره نفوذ این باندهای تروریست و به طبع آن جمهوری اسلامی کاسته شده است. تغییر و تحولات دهه ۹۰ میلادی و فشارهای جهانی به جمهوری اسلامی، وی را وادار کرد که تا حدودی از حمایت های گسترده از این جریانات در ازای گرفتن امتیازاتی از غرب دست بردارد. ولی این به معنای پایان دوران جنگ تروریستهای اسلامی در منطقه نبوده و نیست. در داخل خود حکومت اسلامی فشارهای جهانی و ایزوله شدن بیش از پیش رژیم بویژه در دوره حکومت اصلاح طلبان حکومتی از دامنه همکاریهای رژیم با جریانات تروریستی اسلامی ناچارا کاسته شد. با واقعه حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر و جنگ در افعانستان و عراق دوباره بخش هایی ار این دار و دسته های فعال شده اند. اما در ورای همه تغییر و تحولات منطقه ای و جهانی که تاثیرات مستقیمی درعقب نشینی تروریسم اسلامی مورد حمایت جمهوری اسلامی داشته اند، یک فاکتور جدید و بسیار مهم وارد معادلات سیاسی در منطقه شده است. و آن اعتراض و مبارزه فعال مردم ايران برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. اعتراض و مبارزات گسترده ای که از سال پیش برای مدت بیش از ۳ ماه پایه های جمهوری اسلامی را به لرزه درآورد. انقلاب مردم برای سرنگونی آغاز شده بود. ابعاد و دامنه این اعتراضات تا حدی بود که خود خامنه ای وسران حکومت بارها اعتراف کرده و هنوز هم می می کنند، که شکرگزار هستند که حکومتشان هنوز بر سر کار است. یکی از مهمترین نقطه عطف های مبارزات سال گذشته مردم بر علیه جمهوری اسلامی، اعتراضات گسترده و میلیونی بر علیه همین روز قدس حکومت بود. برای اولین بار مردم هویت جریان اسلامی و یک استراتژی اصلی اسلام سیاسی یعنی روز قدس حکومت را تبدیل به روز اعتراض برعلیه سیاستهای پان اسلامیستی و تروریستی رژیم کردند. در این روز مردم عکس های خمینی، خامنه ای و سران حکومتی را آتش زدند، بساط مراسم حکومتی قدس را بر سرشان خراب کردند و بر علیه روز قدس شعارداده و پلاکاردها و پرچمهای رژیم را که سطح شهرها که در حمایت از تروریسم حزب الله و جریانات اسلامی نصب شده بود، را به زیر کشیدند. موج اعتراض و خشم مردم در این روز همه جریات اسلامی کل صفوف و بساط حکومت را در هم ریخت. هنوز که هنوز است بعد از یک سال سران رژیم در هرمناسبتی رسما و علنا بر علیه مخالفان قدس، یعنی مبارزات مردم خط و نشان کشیده و تهدید می کنند. روز قدس سال گذشته تبدیل به روز بزرگ و پر شکوه در تقویم مبارزات رهایی بخش مردم برای رهایی از شر حکومت جانوران اسلامی شده است. تقلاهای دار و دسته های وابسته به موسوی و کروبی که در نظرر داشته و دارند به جناج خامنه ای بقبولانند که اینها در این ماجرا، یعنی اعتراضات ضد حکومتی بر علیه روز قدس نقشی نداشته اند، تبدیل به تف سربالا برای این باند خارج حکومت شد. اهمیت شکست سیاستهای جمهوری اسلامی در رابطه با روز قدس فقط مربوط به داخل ایران نبوده و نیست. ابعاد و تاثیرات عقب نشینی های اسلام سیاسی و شکست سیاستهای آن ابعاد فرا منطقه ای بزرگی به دنبال داشته و دارد. يك نتيجه برگشت ناپذير جنبش و انقلاب مردم در سال گذشته اين بود كه جمهوري اسلامي بعنوان نقطه اتكاء ايدئولوژيك و روحي و فكري اسلام سياسي در دنيا و در منطقه، شكست خورد. سال گذشته برای اولین بار در کشورهای لبنان، مصر و اردن مردم این مناطق جرات کرده و در حمایت از مبارزات مردم بر علیه رژیم جمهوری اسلامی تظاهرات و متینگ گذاشتند. در نوع خود این یک تحول در منطقه بوده و مردم منطقه نشان دادند که تروریسم اسلامی و گروههای تروریست اسلامی مورد حمایت جمهوری اسلامی و به معنایی کل حکومت اسلامی را نمی خواهند و خوشحال هستند که مردم ایران پیشرو مبارزه بر علیه اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی در منطقه بوده و از این مبارزات مردم حمایت کردند. عقب نشینی و شکست جمهوری اسلامی به معنای مرگ جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی و تمام دار و دسته های تروریست و ابسته به آن، و به معنای مرگ رژیم جمهوری اسلامی و گسترش جنبش ضد اسلام سیاسی در منطقه و رهایی مردم از شر ارتجاع و اسلامی سیاسی خواهد بود. با توجه به وقایع سال گذشته در این روز و به میدان آمدن جنبش اعتراضی مردم بر علیه این روز، ترس و هراس رژیم بیشتر شده و نگران شده اند. به همدیگر و بر علیه همدیگر عربده کشی راه انداخته اند. ترس از بازگشت اعتراضات مردمی در این روز، خواب آرام را از حکومتیان گرفته است. به همین خاطر است که امسال از یک ماه پیش مسیرهای هفت گانه راهپیمایی حکومتی را اعلام کرده و در تمام مسیرها هزاران نفر از نیروهای سرکوبگرشان را به عنوان "مردم شرکت کننده" در راهپیمایی روز قدس از شهرستانها به تهران آورده و قرار است درخیابانها بچرخانند. هزاران نفر از نیروهای انتظامی را در همین مسیرهای هفتگانه مستقر خواهند کرد، تا از مخالفان این روز، یعنی مردم معترض مثلا زهر چشم بگیرند. حسابی کاسه و کوزه حکومتشان به هم ریخته است. ترس و وحشت برشان داشته که چه خواهد شد. اما در این میان مردم و مخالفان این روز هم قطعا ساکت ننشسته اند. احتمال اینکه در این روز کنترل اوضاع از دست حکومت خارج شده و جنبش اعتراضی مردم دوباره برگردد، وجود داشته وبه همین خاطر است که حکومت به دست و پا افتاده تا این روز را "بی خطر" هر چه زودتر از سرش بگذراند. روز قدس حکومت یک روز هویتی اسلام سیاسی و نماینده رسمی آن جمهوری اسلامی می باشد. این روز اعتراض کردن و به خیابان آمدن و دست به مبارزه زدن به معنای نه بزرگ مردم ایران به کل جریان تروریسم اسلامی و اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی بوده و این بربریت را بیشتر از پیش به عقب خواهد راند.*

 

 

  Share/Bookmark

آخرین مقالات