انترناسيونال ۳۶۱
صفحه بازتاب هفته
هفته گذشته سخنرانی یکی از بازجویان جمهوری اسلامی به نام "سردار مشفق" منتشر شد. این پاسدار به سناریویي اشاره میکند که خود تدارک آنرا دیده اند که "اصلاح طلبان" رژیم را تصفیه کنند. این ازشیوه روتین جمهوری اسلامی بوده است. هر گاه خواسته اند گروهی را سرکوب کنند دست به سناریو سازی میزنند که از رابطه با امریکا تا روابط جنسی در این سناریو جا دارد. اینها ظاهرا برای این است که جامعه را قانع کنند تا توجیهی باشد برای سرکوب گری ایشان. اما سوال اینجاست که چرا اکنون این سخنرانی منتشر شده است؟ چه کسانی را میخواهند قانع کنند؟ مسلم است که توده مردم "هدف" نیستند. چون این مردم در یکسال گذشته بخصوص نشان داده اند که این سناریوهای کثیف دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی که از ذهن بیمار امثال حسین شریعتمداری ها و سردار مشفق ها بیرون میزند کارساز نیست. در دهه هفتاد برنامه ای به نام "هویت" از سیمای جمهوری اسلامی پخش میشد تا مثلا نویسندگان و شعرا را از چشم مردم بیندازند تا بعد بتوانند آنها را نابود کنند. این برنامه ها جز ایجاد نفرت بیشتر بر علیه سازندگان آن هیچ ثمری نداشت. اکنون اما "هدف" صفوف خود "اصول گرایان" است. امیر محبیان از نظریه پردازان این باند جمهوری اسلامی به صراحت گفته که: "اصولگرایي معضل نظام شده است". مصباح یزدی معروف به "پدر معنوی" احمدی نژاد با نگرانی اشاره کرده است که "فتنه شدیدتری" نظام را تهدید میکند و هشدار داده که افرادی دیگری از رژیم ریزش خواهند کرد و چند روز بعد مستقیما دولت احمدی نژاد را هدف گرفت و گفت: "کسانی که بیشرمانه مکتب ايران را بهجای مکتب اسلام معرفی می کنند، خودی نبوده غيرخودیاند و بايد حواسمان جمع باشد". اشاره او به رحیم مشایی رئیس دفتر احمدی نژاد است. مشایی هفته گذشته در نمایش مسخره "همايش ایرانیان مقیم خارج" مدعی شده بود که باید بر مکتب ایران و رستم و سهراب تاکید کرد نه مکتب اسلام. این بهانه ای شده است تا هر کسی از باند احمدی نژد که از او ناامید شده بود حتی پدر معنوی اش شدیدا به کسی حمله کنند که حتی با اصرار خامنه ای برای دوری جستن از او، احمدی نژاد تمرد کرد و به رئیس دفتری خود منصوبش کرد. علی مطهری برآشفته گفت: "آیا قرار است به جای حمزه سید الشهدا و علی علیه السلام و حسین بن علی علیهالسلام و مالک اشتر و عمار یاسر و ابوالفضل العباس و سلمان و ابوذر و مغداد، از این پس رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش الگوی ما باشند؟" فیروز آبادی رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح خواستار محاکمه مشایی شده است. احمدی نژاد در دفاع از مشایی میگوید: چرا مخالفین دعوا راه می اندازند. و با ادبیات دوم خردادی ها بیان کرده است: "نبايد فضا را صفر و صد كنيم." و هم کیشان خود را دعوت به مناظره کرده است. از سوی دیگر یکی از برادران لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی شدیدا به احمدی نژاد حمله کرده و تازه یادش آمده که احمدی نژاد مودب و متین و منصف نیست! برادر دیگر لاریجانی ها که رئيس مجلس است در مورد قوانینی که احمدی نژاد با آنها موافق نيست و به همين دليل اجرا نميكند مرتب ابلاغيه صادر ميكند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی به التماس افتاده که به این مباحث "ملال انگیز" پایان دهند و به حرف آقا گوش کنند و احمدی نژاد به خامنه ای شکایت کرده و مدعی شده میخواهند دولت را محدود کنند. و آقا فعلا صم و بکم و ساکت است. چه بگوید!؟
بطور واقعي جنگ بین مکتب اسلام و مکتب ایران نیست. جنگ به خاطر بد دهنی احمدی نژاد هم نیست. جنگ بر سر هست و نیست جمهوری اسلامی است. بهانه لازم بود تا این جنگ خودش را با عیاني بیشتری نشان دهد. انتشار سخنرانی مشفق از یک سو هشدار به صفوف بهم ریخته شان است که در محاصره مردم هستند. او اشاره کرده که در تهران تعدادی محدودی خانواده(!) علیه نظام هستند و ما شاهد بودیم که در روز ۶ دی این "تعداد محدود" این رژیم را تا مرز سقوط پیش بردند. از سویي اين نزاعها تهدید همدیگر است. همان بلايي كه سر باند موسوی و کروبی خاتمی و رفسنجانی آوردند در انتظار همه هست. هر باندی از این رژیم میتواند همان بلایي را سر دیگری بیاورد که در سخنرانی مشفق عیان است. توطئه چینی و زندان و شکنجه و قتل شیوه همیشگی کارگزاران جمهوری اسلامی است برای خفه کردن همدیگر و اپوزیسیون. سونامی احمدی نژاد قرار بود با همین روشها "دهه خوش ۶۰ " را حیا کند. اما احمدی نژاد سونامی است که قبل از اينكه تماما مدفون شود دارد "خودیها" را نابود میکند. هر گونه تقلای رژیم برای خلاصی از این سونامی نابودی خودش را در پی خواهد داشت و ماندن بیشتر از این دولت احمدی نژاد هم حکم نابودی شان را دارد. اینها همه نشانه قدرت انقلاب مردم است که برای این رژیم سفاک نه راه پس گذاشته و نه راه پیش. سه ماه است که دارند زور میزنند که شاید روسری زنان روی سرشان بماند و یا مانتوهایشان که روز به روز آب میرود بلندتر گردد. اما درست برعکس زنان روز به روز از قد و بالای حجاب اسلامی دارند میزنند. حزب الله آشکارا اعتراف کرده که دراین جامعه جای ندارد، در مراکزی که مردم شاد هستند غریبه هستند. البته همیشه همین گونه بوده چیزی که فرق کرده این است که به مانند گذشته نمی توانند عربده کشی و چماق کشی کنند و از نیروی انتظامی مدد خواسته اند. نیروی انتظامی اما خود در کار خویش درمانده شده است. در یک هفته گذشته این نیرو بارها هشدار داده که در ماه رمضان هر کس که "روزه خواری" کند را چنان میکنیم و چنین. و همین هشدارهای پی درپی نشان میدهد که شیرازه اسلامی این حکومت در حال نابودی است. جنگ اگر که هست، که هست؛ جنگ بین مکتب اسلام است و مردمی که مکتب شان رفاه و شادی است. و این مکتب شادی هنوز كه این جمهوری سیاه و نکبت بار حاکم است به پیروزيهای برگشت ناپذیري دست یافته است. این را همه کارگزاران رژیم فهمیده اند برای همین بیشتر از پیش پای همدیگر را لگد میکنند، و همدیگر را تهدید به نابودی میکنند.*
| < قبلی | بعدی > |
|---|


