مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از مبارزه برای تشكل كارگری و مبارزه برای آزادی بیان جدا نیست. اگر جمهوری اسلامی بتواند تمام فعالین اجتماعی ای را كه با فعالیت برای آزادی نهادهای مستقل تداعی می شوند بدون دردسر به زندان بیاندازد، بر سر راه مبارزه و تلاش برای آزادی تشكل و نهادهای مستقل، مانع مهمی را ایجاد كرده است. هم اكنون رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده، منصور اسانلو، ابراهیم مددی و دهها فعال كارگری و فعال عرصه جنبش معلمان و دانشجوئی و غیره در زندان هستند و بر سر راه دهها تن دیگر موانع دیگری چون قرار وثیقه و غیره قرار داده اند كه امر سازماندهی جنبشهای اعتراضی را پرهزینه كنند. منتها این امر گرهی از مشكلات جمهوری اسلامی را باز نمی كند، چرا كه موقعیت زندگی زیر سیطره جمهوری اسلامی فقط اعتراض می آفریند و این اعتراضات هم به همراه خود كسانی را از دل خود بیرون خواهد داد كه آن را فرموله خواهند كرد. جامعه به نظر من دیر یا زود از این وضعیت بحرانی یك گام جلوتر خواهد رفت و با انفجارهائی كه در راه است، درب زندانها را خواهد شكست و طومار جمهوری اسلامی را در هم خواهد كوبید. منتها از هم اكنون تا آن زمان باید مبارزه برای پس زدن جمهوری اسلامی در دست درازی به جان و آزادی فعالین اجتماعی یك ركن اصلی مبارزه نهادهای كارگری و فعالین كارگری هم در ایران و هم در سطح بین المللی باشد. سندیكای واحد، كمیته هماهنگی، كمیته پیگیری و اتحادیه آزاد كارگران در این امر اطلاع رسانی به موقع و مهمی را به پیش می برند و مبارزه برای آزادی فعالین كارگری را مسمتر دنبال می كنند. در سطح بین المللی هم نهادهای مختلفی به این امر كمك رسانده اند. هم اكنون كمپین مهمی تحت عنوان "كمپين براي آزادي كارگران زنداني" از طرف "كمیته همبستگی بین المللی حزب كمونیست كارگری" در جریان است كه ادامه اعتراض به حضور سفرای جمهوری اسلامی در آی ال او است و هم چنین پا بپای مبارزه بر علیه سنگسار به پیش می رود. نقطه ضعفی كه در این بین به چشم می خورد، عدم هماهنگی لازم بین فعالین كارگری و نهادهای كارگری است كه با رفع این نقطه ضعف، مبارزه بر علیه اذیت و آزار فعالین كارگری و اجتماعی را یك گام قوی بجلو سوق می داد.
نكته دیگر و مهم اینكه به محض دستگیری یك فعال كارگری و اجتماعی، باید نهادهای دفاع از آن فعال ایجاد و سازماندهی بشوند و در سطحی وسیع این مسئله را پیگیری كنند. تجربه مبارزه برای آزادی سكینه محمدی آشتیانی یك نمونه بسیار باارزش اینچنینی است. فرزندان سكینه زیر سرنیزه جمهوری اسلامی ای كه زیر فشاری خرد كننده بین المللی برای حكم سنگسار سكینه است، جلو آمده اند و با كسانی چون مینا احدی هر لحظه در تماس هستند و این كمپین را به پیش می برند. در مورد فعالین كارگری هم دقیقا یك چنین وضعیتی می تواند كمك كننده باشد. همسر و مادر و فرزند اسانلو یا رضا شهابی و یا مثلا بهنام ابراهیم زاده می توانند سخنگوی نهاد برای آزادی فعال زندانی مربوطه باشند و جمهوری اسلامی را برای اذیت و آزار عزیز خود در سطح بین المللی زیر فشار قرار دهند. این موضوع بخصوص در كردستان زمینه ای بسیار مناسب دارد؛ چرا كه قبلا تجربه فعالین كارگری سنندج و كمیته دفاع از محمود صالحی را داشته ایم كه كمابیش موفق هم بوده اند. این امر می تواند تجربه خوب دیگری را جلوی جنبشهای اعتراضی باز كند و راه حل موفقی را جلو فعالین این عرصه بگذارد.
مطمئنا این مسئله مشكلات خود را دارد، اما این مشكل در بحبوحه مبارزات رادیكال جامعه بر علیه جمهوری اسلامی، نمی تواند سدی بر سر راه تلاش در این راه بشود.
٣٠ اوت ٢٠١٠
| < قبلی | بعدی > |
|---|


