سرعت تحولات سیاسی در ایران بسیار تند و سریع است. جامعه بسرعت به حلقه های اصلی رسیده است. یکی از این حلقه ها مسئله حجاب اسلامی است. مسئله ای که بود و نبود رژیم اسلامی به آن گره خورده است. بحث بر سر حجاب اسلامی و تعیین تکلیف کردن با آن امروز به جلو صحنه رانده شده است. به گزارش سايت جهان نیوز در نوزدهم دی نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی تعدای از زنان را در خیابانها "بجرم" کشف حجاب و یا داشتن حجاب نامتعارف! دستگیر کرده اند. فاطمه گوارایی از عناصر جنبش ملی-اسلامی در مصاحبه با رادیو فردا در این زمینه میگوید: " این مسله را از دو جهت میشود بررسی کرد یک اینکه از طرف یکسری محافل خارجه نشین سازماندهی شده که اساسا مورد قبول فعالان زن نمی تواند باشد... از سوی دیگر ، جهت دیگر بحث این است که این یک اقدام سازمان یافته است ، تلاش میشود تا بنام آنهایی که حالا در داخل ایران یا در خارج از کشور حضور دارند بنام اینها اقداماتی صورت بگیرد تا با بهره برداری تبلیغاتی از ان بتوانند به برخی از اهداف خودشان جامه عمل بپوشانند....افرادی را دستگیر میکنند می اورند که اینها بعضا در دادگاه و مصاحبه های تلویزیونی بگویند ما وابسته به گروه هایی هستیم که جامعه ایران نسبت به انها حساس پذیره؟!". ایشان میگوید کشف حجاب زنان در خیابان یا متعلق به "محافل خارجه نشین" است و یا توطئه رژیم برای سرکوب بیشتر، که در هر دو صورت مورد قبول ایشان و یارانش نمی باشد. از علاقه وافر ایشان به استفاده از ادبیات "معموله" امنیت چی های رژیم اسلامی که بگذریم، باید گفت که خانم گوارایی و کل جنبش ملی اسلامی دیگر نمی توانند با حقه های اسلامی حجاب را آویزان گردن زنان جامعه نگه دارند. ملی اسلامیون سبز، وزارت اطلاعات را لولوی سر خرمن کرده اند تا سیاستهای ارتجاعی خود در قبال حجاب اسلامی را توجیه کنند. وزارت اطلاعات در این لحظات آخر مرگ رژیم اسلامی اگر زورش برسد برای سرکوب و متوقف کردن جنبش مردم، ممکن است دست به هر اقدامی بزند. اما آیا دختران جوانی که در خرداد ماه گذشته تف به حجاب کردند و بی حجاب در خیابانها رقصیدند، عوامل وزرات اطلاعات بودند؟ صدها هزار زنانی که در همین یکسال اخیر در سراسر ایران "بجرم" بد حجابی توسط عوامل رژیم دستگیر شدند، از نگاه اسلامی فاطمه گوارایی، به کدام جبهه متعلق هستند؟ با این تقلاها نمی توان صورت مسئله را تخفیف داد. اما این موضع رندانه فاطمه گوارایی از گلوی رادیو فردا هم پایین نرفت. بالاخره ایشان مجبور شدند پرده ها را کنار بزند و سیاست جنبشش را در قبال واقعه عظیم حجاب سوزان و حجاب برگیران که عنقریب در ایران بوقوع خواهد پیوست، اعلام نماید. رادیو فردا سوال میکند: " خانم گوارایی، : اکنون بیش از سی سال است که جمهوری اسلامی که حجاب اجباری را برای دختران و زنان در یک کشور اعمال میکند. خواسته های بانوان ایرانی در این میان چه میشود، مطالباتی که پس از اجباری شدن حجاب در راه پیمایی بزرگ دختران و زنان ایران در ١٨ اسفند ماه سال ٥٧ یعنی حدود یکماه پس از انقلاب ٢٢ بهمن نمود یافت؟ فاطمه گوارایی اینبار دیگر به صراحت سخن میگوید. ایشان میگوید ما به " حجاب اجباری اعتقاد" ی نداریم ، حجاب برایشان " یک مقوله اختیاری ناشی از اعتقادات هر کسی" است ، اما کل این اجبار و اختیار فاطمه گواراریی یک اما دارد که این اما همان پرچم جنبش ملی اسلامی در مواجهه با مسئله حجاب اسلامی است: " اما اینرا شما در نظر بگیرید که بافت جامعه ما یک جامعه مذهبی است. من فکر میکنم در شرایطی که اساسا جنبش ما با مساله تضاد آزادی- دمکراسی مواجه هست و درست در یک پیچ حساس تاریخی قرار گرفته که فکر میکنم که الان مسله مشترک برای همه ما این هست که این پیچ را با توجه به تمام حساسیتهایی که وجود دارد، بدرستی بگذارند.....". پس از نظر ایشان جامعه مذهبی است و تمام آن بحث اجبار و اختیار برای اعلام همین موضع بود که در حال حاضر حجاب را نباید عمده کرد، فعلا باید به بازی استبداد- دمکراسی سید و شیخ پیوست. اما بالاخره چه روزی میتوان زبان گشود و در باره حجاب حرف زد؟ فاطمه گوارایی ما را به روزهای "سبز" حواله میدهد: "من فکر میکنم اگر یکروز برسیم بزمانیکه جامعه ایران بتواند چه قوه مقننه خودش را چه قوه مجریه خودش را چه قوه قضاییه خودش را در یک شرایط آزاد بدور از فشارهایی که وجود دارد، تعیین بکند، در آنصورت حق خیلی از چیزها به عهده توده های مردم گذاشته میشود. الان طیف وسیعی از زنان ایران با گرایشات مختلف، در زندان هستند، یعنی شما از گرایشات سکولار و لاییک میبینید تا گرایشات ملی-مذهبی تا گرایشات روشنفکر دینی، و اینها اساس مسله ای را به این عنوان نه برایشان مهم هست نه وارد این فاز میشوند، بلکه آنچیزی که الان مهم هست عبور بسلامت جنبش سبز از این مرحله تاریخی اش هست". امروز یک رستاخیز عظیم ضد مذهبی در ایران در جریان است. بزودی زبانه آتش حجاب سوزان به زیر ریش "آقا" هم خواهد رسید. مردم با مسئله حجاب در اثنا و در پروسه سرنگونی رژیم اسلامی، تعیین تکلیف خواهند کرد. این رستاخیز عظیم بدست همان زنان "بی شناسنامه ای" صورت خواهد گرفت، که سالیان متمادی برای بدور انداختن حجاب با رژیم اسلامی جنگیدند. کلک الان نوبت شاه است، حجاب مهم نیست، دیگر زیادی کهنه و نخ نما شده است. این سمبل تحقیر، این نماد سرکوب و جنایت جنبش اسلامی بر متن قیام مردم نابود و بکناری زده خواهد شد. جنبش زنان در ایران رادیکالتر از آن است که برای برچیدن بساط اسلامی حجاب، بدنبال روزهای آفتابی و آرام "قانونگذاری" فاطمه گوارایی و ملی اسلامیون، روانه گردد. این آخوندهای مونث بزودی خواهند دید که وجود حجاب و کل سمبلهای اسلامی در جامعه نه اعتقادات مردم، بلکه نتیجه تحمیل و سرکوب سی ساله مردم توسط ماشین جنایت رژیم اسلامی بوده است.*
| < قبلی | بعدی > |
|---|


