
آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید
مقدمه
از دو هفته پیش هفده تن از زندانیان سیاسی زندان اوین در اعتراض به سرکوبهای وحشیانه زندانبانان و جهت کسب حقوق رفاهی خود در زندان اوین دست به اعتصاب عذا زده و اعلام کرده اند که تا برآورده نشدنخواسته های خود به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد. خانواده زندانیان در همبستگی با عزیزان خود در این مدت با شیوه های مختلف دست به پیکت سیاسی زده اند. طبق اخرین اخبار، خانواده این زندانیان روز شنبه هفتم اگوست در مقابل زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده اند. در مقابل این اعتصاب غذا چه موضعی باید گرفت؟
اولا باید تاکید کنم که خواست ازادی زندانیان سیاسی فارغ از هر مرام و سیاستی که دارند، همواره در مرکز سیاست ما بوده است و دستیابی به این خواسته را بخشی از حرکت مردم جهت سرنگونی رزیم اسلامی میدانیم. ثانیا جمهوری اسلامی مسئول مستقیم جان و سلامتی اعتصاب کنندگان است و باید با برپایی کارزارهای بین المللی ، رزیم اسلامی را وادار به عقب نشینی نماییم. اما برای رسیدن به تمامی این خواسته ها، اعتصاب غذا شیوه و روش ما نیست. روشن است که رزیم اسلامی با تحمیل ضد انسانی ترین شرایط، وضعیتی را بر زندانها حاکم کرده است که زندانیان برای کسب اولیه ترین حقوق خود، مجبور به اعتصاب غذا میشوند و به سلامتی تن و جسم خود اسیب وارد میکنند. اما علیرغم شرایط دهشتناک زندان، اعتصاب غذا تنها شیوه مبارزه زندانی نیست( در ادامه همین مطلب به شیوه های دیگر مبارزه اشاره میشود). اما نقد این مطلب بر اعتصاب غذا از اجبار زندانی به این کار شروع نمی شود. سوال این است که چرا احزاب و تشکلات متعلق به جنبش ملی اسلامی در بیرون از زندان و در نبود اجبار برای برگزیدن این شیوه، بر پشیبرد این روش خاص (اعتصاب غذا) اصرار دارند و در همین یکسال گذشته در چند نوبت فراخوان به اعتصاب غذا داده اند؟ که اخرین آن فراخوان حزب مشارکت به روزه سیاسی( نام اسلامی اعتصاب غذا) در هفتم آگوست بود.
سال پیش در نقد اعتصاب غذای اکبر گنجی و حواریون در مقابل سازمان مللف مطلبی را تحت عنوان "اعتصاب غذا سنت پیشرو و مدرنی در مبارزه مردم نیست" منتشر کردم که در ان با فوکوس بر اعتصاب غذای اکبر گنجی ، علت مخالفتم با اعتصاب غذا را بیان کردم. استدلالهای عمومی آن مقاله را به این نوشته منتقل و تلاش کردم تا انجایی که به اسکلت نوشته آسیبی نرسد، گرد زمان را از برخی نکات مطرح شده بزدایم. یکی از تاکیدات بزرک این نوشته این است که چگونه میتوان با یک فرهنگ پیشرو، انقلابی و متمدن یک اعتراض سیاسی را در خارج کشور سازمان داد. کارزار بزرگ حزب کمونیست کارگری در دفاع از سکینه اشتیانی که امروز به بزرگترین اکسیون سیاسی سی ساله اخیر تبدیل شده است، شاهدی بر این مدعاست.
چرا اعتصاب غذا
به نظرم انتخاب اعتصاب غذا بعنوان یک روش مبارزه چه در شکل و خصوصا اهداف ناظر بر آن ، متعلقات استراتژیک یک جنبش سیاسی و اجتماعی معین است که دست بر قضا نه به مبارزه مردم ایران، نه به آزادی و نه به سرنگونی رژیم اسلامی مربوط است. واقعیت این است که در ایران یک جنبش سیاسی و اعتراضی وسیع به راه افتاده تا نظام اسلامی را بیندازد. در مواجهه با این خیزش انقلابی، جنبشهای مختلف و از آن جمله جنبش ملی- اسلامی یا جنبش راست پرو غربی و یا جنبش کمونیسم کارگری هر یک تلاش میکنند تا در پس پاسخگویی به آن، راه حل و آلترناتیو سیاسی خود را به جلو صحنه برانند. جنبش سبز موسوی و کروبی هدف خود را نجات عمارت این حکومت و تعدیلاتی در آن قرار داده است. وجه مشخصه سیاست این جنبش، تلاش برای رنگ زدن اسلام خوش خیم سبز به شعائر و سنتهای مبارزه مردم است. جنبش ملی-اسلامی تمام تلاش خود را کرده و میکند که در داخل ایران از چپ تر شدن خیزش انقلابی مردم ممانعت به عمل بیاورد و در خارج کشور با روشهای حساب شده معین و از جمله تلاش برای زدن رنگ مذهبی و شرقزده به اعتراضات، جلو ابراز همبستگی مردم متمدن دنیا را از مبارزات مردم ایران بگیرد. تمام خاصیت تلاشهای افرادی چون اکبر گنجی، شیرین عبادی ،حزب توده، اکثریت، آیت الله بی بی سی و صدای آمریکا و... بر این پایه استوار شده است. آوردن شعار و پرچم الله اکبر در خیابانهای کشورهای اروپایی، عقب نشینی کردن به سنگر سکوت در تظاهراتهای سال 2009 و برپا داشتن اعتصاب غذا (اکبر کنجی در مقابل سازمان ملل) به جای سنن مبارزه مترقی و متمدن غربی از آن جمله است. به نظر ما جنبشی که پشت این حرکت میباشد با مشاهده اولین تظاهرات میلیونی مردم قهرمان تهران و کلیدی بودن شعار آزادی زندانیان سیاسی، تصمیم گرفتند که این مبارزه را وارونه نموده و به صورت اعتصاب غذا مانیپولاتسیون کرده و به میدان بیاورد.
اعتصاب غذا سنت کدام جنبش؟
1- اعتصاب غذا سنت پیشرویی در جنبش اعتراضی مردم نیست. اعتصاب غذا را جنبش ملی-اسلامی بویژه در خارج زندان و در سالهای اخیر در مقابل جنبش علیه اعدام، زندان و شکنجه به میدان آورده است. اعتصاب غذا هیچگاه فرهنگ و سنت مبارزه مردم ایران برای تحقق هیچ خواست و مطالبه ایی نبوده است، این سنت در هیچ جغرافیایی پیشرو نبوده است. تا آنجاییکه به ایران بر می گردد، اعتصاب غذا بخشی از همان فرهنگ خود زنی و شهید پروری جنبش ملی اسلامی است. خود آزاری تحت هیچ بحث و "شرایط ویژه ای" قابل توجیه نمی باشد و نمیتواند ابزاری پیشرو برای بسیج مردم متمدن باشد. سنن جنبش ملی اسلامی طی چندین دهه بر فضای روشنفکری و سیاسی جامعه ایران حاکم بوده است، که همین منجر به آن شد که نتنها در بیان سیاست، بلکه حتی در عرصه شیوه ابراز وجود سیاسی هم، بخش اعظم اپوزیسیون در چهارچوبهای این جنبش باقی بماند و از آن خارج نشود. حزب توده ایران که ماهرترین حزب این جنبش میباشد، تجارب بسیار زیادی درزمینه رواج این سنن عقب مانده ارتجاعی،مذهبی و شرقزده دارد. سیاسیون دهه های قبل هنوز از خاطر نبرده اند که چگونه حزب توده به بهانه های مختلف علی را سوسیالیست و شرکت در تاسوعا و عاشورا را عین فعالیت سیاسی میدید. این شیوه ها در اپوزیسیون زمان شاه و بعدها در بخشی از مخالفین رژیم اسلامی، چنان متداول گردید که از نظر حاملین آن، این تنها شیوه و مقبولترین روش برای پراتیک کردن سیاست در جامعه است. چپ جامعه ایران بعد از سال 57 به همت منصور حکمت بیشترین تلاش را کرد که کمونیسم و سنت اعتراض مدرن را در نقد سنتهای ملی-اسلامی و سنتهای توده ایستی به میدان بیاورد. واقعیت این است که سنت سیاسی یکسان، بدنبال خود فرهنگ و شیوه مبارزه یکسانی ببار می آورد . اعتصاب غذا یکی از شیو ه های همین جنبش است که به علت نقد ناکافی کماکان در اعتراضات سیاسی از آن بعنوان یک روش اعتراض استفاده می شود. تصور می کنم در سالهای اخیر با رشد و اعتلای جنبشهای مترقی و منبعث از سنت فرهنگ غربی در جامعه ایران، جنبشهایی که بستر اصلی آنها ضدیت با اسلام، قوانین و فرهنگ عقبمانده اسلامی است ، مانند جنبش علیه اعدام، جنبش علیه سنگسار، علیه قصاص، جنبش علیه شکنجه، جنبش برای آزادی زندانیان سیاسی یک تلاش ارتجاعی و عقب مانده تحت نام اپوزیسیون خود را به جلو صحنه آورده که شاخص آن ضدیت با فرهنگ پیشرو و شیوه های مدرن در مبارزات مردم است. اعتصاب غذا نوزاد همین تلاش عقبمانده اسلامی است.
اعتصاب غذا بطور علی العموم و فارغ از علل برگزیدن آن، یک شیوه شکست طلبانه سیاسی است. جمعی که تصمیم می گیرند در اعتراض به مسئله ای به جان و سلامت خود آسیب وارد کنند، قبل از آن در مقابل نیروی دشمن، شکست خود را اعلام کرده است. نفس اینکه عده ای برای پیشبرد سیاستی بجای حمله به حاکمیت ، بجای متحد کردن صفوف معترضین، بجای تلاش برای بسیج افکار عمومی، به خود آسیب می رسانند، گواه بزرگی بر ضعف و عقب بودن یک سیاست است. شاهدی بر تقابل این سنت با جنبشی است که روشهای مدرنتری را در مبارزه باب کرده است.
پاسخ به یک بحث:
2- عده ای با چهارچوبهای عمومی این نقد موافق هستند، اما استدلال می کنند که اعتصاب غذا تنها ابزار اعتراض زندانیان است و لذا نمی توان در زندان بر این شیوه خرده گرفت. این شایعترین استدلالی است که در مقابل نقد اعتصاب غذا ، ذکر می شود. اولا باید گفت که میان اجبار یک نفر زندانی برای دست زدن به اعتصاب غذای تحمیلی با انتخاب یک نیروی سیاسی در ارائه یک "سنت" باید تفاوت قائل شد. اگر یک زندانی را مجبور کنند که برای بیان اعتراض خود، جسمش را داغان کند، یک مسئله قابل بررسی است، اما اگر یک جریان سیاسی تصمیم بگیرد که از این امر تئوری، تز، سنت و فرهنگ در جامعه درست کند امر دیگری است. در اوائل قرون گذشته کارگران در انگلستان برای بیان اعتراض خود به سرمایه به ماشینها و وسائل تولید حمله میکردند. این بیان خودبخودی عصیان طبقه کارگر تازه متولد شده کشورهای صنعتی غربی بود. اما زمانی که سرو کله احزابی پیدا شد که به عنوان سنت و هدف مبارزه خود آنارشیسم و خرد کردن وسائل تولید را فراخوان میدادند، جامعه و جنبش سوسیالیستی کارگری با آنها به گونه دیگری برخورد نمود. کلا استناد به مردم برای توجیه سنت فرهنگ ملی-اسلامی جهت مبارزه یک روش شناخته شده توده ایستی است. مضاف بر اینکه در سالهای اخیر ما حتی در برخورد به کسانی که در زندانهای رژیم مجبور شده اند اعتصاب غذا کنند، ضمن حمایت و دخالتگری فعال سیاسی رهنمود داده ایم که به جسم خود آسیب نزنند چرا که بر خلاف جنبش اسلامی و یا ناسیونالیستی که انسان همیشه برای آنها وثیقه پیشبرد اهداف سیاسی بوده است ، در جنبش ما حرمت و سلامتی انسان بالاترین و مقدسترین عنصر است. در همین سالها در خود زندانهای رژیم اسلامی ما با سنتها و فرهنگ بالایی در انتخاب نحوه مبارزه نیز مواجه بوده ایم. فرزاد کمانگر نمونه بارز این مدعاست. ایشان با نوشته هایش بیشتر از هر سنت شهادت طلبانه اسلامی جهان متمدن را صدا زد. فرزاد کمانگر امروز نماد مبارزه در درون زندان است.
اما انگیزه اعتصاب غذای زندانی چیست؟ قطعا نمی خواهد بازجویان زندان را تحت تاثیر قرار دهد. زندانی با اعتصاب غذای خود تلاش می کند افکار عمومی خارج از زندان را از وضعیت و اعتراض خود با خبر سازد. اما اینکار معمولا زمانی بخوبی انجام میشود که نیرویی خارج از زندان(سازمان، کمیته، احزاب و نهاد های حمایت از زندانیان) کار خبررسانی و بسیج سیاسی را عهده دار شود. بنابراین نیروی فشار بر حاکمیت در این تصویر، افکار عمومی و مردمی است که مطلع گشته و دست به اعتراض می زنند. بنابراین برای تحقق خواسته های زندانیان، باید نیرویی در بیرون بسیج شود و به حکومت فشار وارد سازد. اگر بسیج افکار عمومی چه در داخل و چه در سطح بین المللی در مرکز این اکسیون سیاسی قرار دارد ، دیگرنمی توان ادعا نمود که اعتصاب غذا یگانه روش زندانی برای اعتراض است. آیا نامه پر شور فرزاد کمانگر از سلول انفرادی خود ، افکار عمومی داخل و خارج ایران را تکان نداد؟ آیا زمانیکه تعدادی از زندانیان طی بیانیه ای خواستار لغو حکم اعدام در سراسر جهان شدند، کم مورد توجه قرار گرفتند؟ خلاصه کنم. اعتصاب غذا بعنوان تنها ابزار زندانی برای اعتراض، بحث مجازی نیست، مضاف بر اینکه خود اعتصاب غذا موتور محرک پیشبرد اعتراض نمی باشد.
اعتصاب غذا: دول غربی و افکار عمومی
3- جنبش ملی-اسلامی در سالهای اخیر هدف خود را نه بسیج افکار عمومی مردم کشورهای غربی، بلکه جلب توجه و حمایت دولتها از افراد خود قرار داده بود. دولتهای غربی نیز در خاورمیانه از جنبشهای سیاسی حمایت میکردند که در کاتگوری اسلام خوش خیم باشد. دولتهای غربی برای ایزوله کردن بخشهای غیر قابل سازش جنبش اسلام سیاسی، به اسلام میانه رو میدان میدادند. لذا و به همین خاطر چهره های "سبز" شده این جنبش در خارج کشور هدف خود را در درجه اول بدست آوردن دل این دولتها قرار داده بودند و بنابراین باید در شکل و سنت اعتراضی خود نیز در چهارچوبه ارزشهای اسلامی دست به اعتراض میزدند. مانند راه انداختن اعتصاب غذا در مقابل سازمان ملل در سال 2009 ، که هدفش فقط جلب نظر دول غربی بوده است. ملی- اسلامیها با مشاهده مبارزه میلیونی و متمدن مردم ایران بر علیه زندانی کردن افراد به جرم عقیده سیاسی ، مترصد این شدند تا به دول غربی اطمینان بدهند که نمیگذارند این مبارزه از چهارچوب "سبز خوش خیم" فراتر برود. مردم پیشرو و متمدن غرب از این ارزشها بیزارند. مردم متمدن غرب از خود زنی، شهادت طلبی، جهاد و بمب بستن به خود به عنوان روش مبارزه هیچگاه حمایت نکرده و نمیکنند. جنبش ما که فوکوس خود را افکار عمومی مردم غرب قرار داده ، در سنت پیشرو و مدرن غربی و متناظر با جهان نگری انسانی و ضد اسلامی خود در این زمینه حرکت و تلاش کرده و میکند.
4- اعتصاب غذا: شکل مبارزه، سطح مبارزه
در بالا گفته شد که اعتصاب غذا یک شیوه شکست طلبانه در اعتراضات سیاسی است. امروز جامعه ایران وارد یک دوره انقلابی شده است. مردم نتنها دیگر ترسی از حکومت به دل ندارند، بلکه در تمامی اعتراضات یکسال گذشته، جوانان کشور نیروهای سرکوب رژیم را علیرغم تمام توحشی که دارند، ذله کرده اند. ما در دوره ایی بسر می بریم که مردم در وسیعترین شکل تمایل به تشکل؛ حرکت جمعی و هجومی دارند. اعتصاب غذا در کجای این تصویر قرار می گیرد؟ چه سنخیتی با سطح مبارزه مردم در داخل و بویژه در خارج کشور دارد؟. وقتی مردم سال پیش پایگاه بسیج در تهران را آتش زدند، جوابش در خارج کشور، اشغال سفارت بود، نه اعتصاب غذا(کاریکه اکبر گنجی و متعلقین در نیویورک انجام دادند). وقتی مردم بدنبال شناسایی قاتلین جوانان ما می باشند، جمع آوری 40 هزار امضاء در شکایت از خامنه ای و تظاهرات مقابل دادگاه لاهه با خواست دستگیری خامنه ای در خارج کشور پاسخ مسئله بود و نه اعتصاب غذا. کل مردم جهان جسارت جوانان ان کشور را ستودند که چگونه با دست خالی به جنگ ده ها هزار مزدور و آدمکش اسلامی در خیابان رفتند. از داخل هم مردم با ارسال کلیپ و فیلم تمامی لحظات این جنگ نابرابر را به جهان مخابره کردند. مردم در تلویزیونهای خود مشاهده کردند که چگونه رژیم اسلامی جوانان را در خیابان با تک تیر اندازها به خون می کشند، اما جوانان عقب نمی نشینند. و مردم هم می خواستند همین پیام را به جهان بدهند. ریختند شبانه خوابگاه دانشجویان را با خاک یکسان کردند ، اما علیرغم این فضای جنایتکارانه ، کسی نگفت برویم در دانشگاه اعتصاب غذا کنیم، تا کسی صدایمان را بشنود، بلکه به همراه بقیه مردم ریختند به خیابانها و مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای سر دادند. اعتصاب غذا نشان دهنده قدرت نیست، بلکه عین بی قدرتی است. اعتصاب غذا امروز نمی تواند انعکاس دهنده هیچ بخشی از مبارزه مردم ایران باشد. مبارزه مردم در ایران، هجومی است، مدعی است، مطالبه دارد و از زدن رژیم کوتاه نمی آید. اعتصاب غذا تلاشی در مقابل این تصویر است.
اعتصاب غذا در غرب سمپاتی ایجاد نمی کند
5- از همه عجیبتر اینکه عده ایی در خارج کشور برای رساندن صدای زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زدند. سوال این است که این جمع ها و تشکلات چرا از ابزارهای متداول سیاسی همین جوامع استفاده نمی کنند؟ اعتصاب غذا شیوه شناخته شده ای برای مردم اروپا و امریکا نیست. این روش مهر اسلامی و جهان سومی بر خود دارد. مردم غرب در اعتراضات سیاسی و اجتماعی بشدت به حرکت های جمعی و پر شور تمایل دارند. این شیوه ها را می پسندند. چرا اگر هدف ،همین افکار عمومی است ، از شیوه هایی استفاده نمی شود که برای این مردم غریب نیستند؟ حداقل در اروپا اعتصاب غذا با پ کا کا و جریانات اسلامی تداعی می شود. سمپاتی ایجاد نمی کند.
چهره جهانی مبارزات مردم
6- مبارزه مردم ایران بر علیه رژیم اسلامی یک مبارزه جهانی است و نتایج جنبش مردم هم جهانی خواهد بود. مردم برای زدن کله جنبش اسلام سیاسی در جهان خیز برداشته اند. سرنگونی رژیم اسلامی، صف بندی های جهانی را تغییر خواهد داد. رفتن رژیم اسلامی، شکل و مدل حکومتی در خاورمیانه را بلافاصله دچار بحران خواهد ساخت. حزب الله و حماس بدون پدر خوانده خود در تهران حتی یک هفته هم نمی توانند دوام بیاورند. توازن قوای سیاسی در فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان به هم خواهد خورد. حضور نیروهای ناتو در خاورمیانه با علامت سوال بزرگی روبرو خواهد شد. روابط روسیه با دول غربی در غیاب رژیم اسلامی، باید مجددا باز تعریف شود. اتفاقات بزگی در راه است. از جانب دیگر اسلام سیاسی برای مردم اروپا و امریکا، یک نیروی ناشناخته خارج از مرزها نیست. جنایتش را دیده اند. بمبهای اسلامی در محل زندگیشان قربانی از آنها گرفته است. لندن، مادرید و نیویورک آثار جنایت اسلامی ها بر علیه شهروندان عادی را کماکان در حافظه خود دارد. به همین علت مردم جهان با اشتیاق فراوان از مبارزت مردم ایران حمایت کرده و می کنند. یک وجه مهم این حمایت در این حقیقت نهفته است که مردمیکه به جنگ این رژیم برخاسته اند، دیگر بنا بر تعریف نمی توانند اسلامی باشند. مردم جهان از پتانسیل ضد مذهبی نهفته در جنبش کنونی آگاه و خرسندند. حرکات و سکنات تاکنونی مردم هم نشان از فاصله گرفتن این جنبش از نمادهای اسلامی دارد. خواستند مردم را به مسجد و تکایا بکشانند، نگرفت، مردم نرفتند، در خیابان ماندند. خواستند پیراهن سیاه بر تن این جنبش بکنند، مردم تن نداند، خواستند اهل بهشت زهرا و اهل قبور جایشان بزنند، مردم رفتند به شیوه غیر اسلامی با بازماندگان جانباختگان اعلام همدردی کردند. زنان آن کشور هر جا فرصت پیدا کردند، روسری از سر گرفتند و در خیابانها رفصیدند. جوانان معترض با ارسال فیلمهای بیشمار همین ویژگی ها را به مردم دنیا مخابره کردند. جهان هم همینها را دید و از صمیم قلب به آن خوش آمد گفت. مردم غرب عاشق "اسلام ملیح" خاتمی نشده است، برای آخوند کروبی و موسوی هم هورا نمی کشد. آنها بر خلاف نیروهای پرو رژیمی اپوزیسیون، تصویر سیاسی ایران را همانگونه که هست، می بینند. مصلحتی در نگاهشان وجود ندارد.
و در آخر
7- اعتصاب غذا صرف نظر از انگیزه برگزارکنندگان آن ادامه ارائه همان تصویری است که اسلام سبز تلاش می کند به خورد افکار عمومی غرب بدهد. مردم در پلکانی که اینها می خواستند متوقف نشدند. حزب کمونیست کارگری بعنوان پرچمدار خواسته های اکثریت جامعه برای پس راندن جریاناتی که مشغول توظئه بر علیه جنبش آزادیخواهانه مردم هستند، وجب به وجب جنگیده است. این جنگ تا سرنگونی رژیم اسلامی ادامه خواهد داشت. هرچند که همین الان هم دست به نقد ورق برگشته است، اما برای انزوای این طیف باید مردم را به خیابانها کشاند و با زور مردم آنها را افشا و منزوی نمود.
باید همینجا پروزه جریانات ملی - اسلامی و اهداف پشت فراخوان به اعتصاب غذا اینها را، از انگیزه های کسانیکه خود قربانی هیولای اسلامی هستند و امروز در خارج کشور دست به اعتصاب غذا زده ، ا ز هم کاملا جدا نمایم. طیف سبز ملی اسلامی ها پروزه مشخصی دارد. اینها تا دیروز در نهاد های امنیتی رژیم اسلامی مشغول شکار آزادیخواهان کشور بوده اند و امروز پس از رفت و آمد های فراوان به سخنگویان رسمی طیف موسوی- کروبی تبدیل شد ه اند که تمام هم و غمشان حفظ نظام در برابر جنبش سرنگونی طلبی مردم است. اینها "محلل" سیاسی جنبش ملی اسلامی و پرو غربی های راست اپوزیسیون هستند. اینها سعی دارند با علم و کتل اسلام موسوی، دول غربی را به حمایت از این جناح ترغیب کنند. اما می دانند که امکان شکست جنبششان در مقابل مردم بسیار زیاد است، لذا آماده نقش آفرینی در سناریوهای دیگر که متضمن حفظ قدرت در دست نیروهای راست اپوزیسیون است، می باشند.
لدا و به همین این دلایل به آزادیخواهانی که تصور می کنند با اعتصاب غذا می توانند به زندانیان در بند یاری برسانند، باید گفت که هزاران شیوه در کشورهای اروپایی برای یاری رساندن به زندانیان وجود دارد. کمپین سکینه آشتیانی که بزرگترین کارزار سیاسی سی سال اخیر در خارج کشور بوده، شاهد این مدعاست. انسلنهای شریفی که خود قربانی رزیم اسلامیند ، باید نیروی خود را در صف چپ و آزادیخواهی صرف مبارزه با رژِیم اسلامی کنند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


