
انترناسيونال ۳۵۸
خيزش انقلابي اخير مردم ايران هنوز كار جمهوري اسلامي را تمام نكرده است اما في الحال يكي از پايه ها و مقدسات اصلي اين حكومت يعني ولي فقيه را پايين آورده است. هيچگاه رهبر جمهوری اسلامی به این اندازه خوار و ذلیل نبوده است. بی اعتباری و موقعیت لرزان خامنه ای چنان است که او اخیرا در پاسخ به سئوالی معنای التزام به ولایت فقیه را اطاعت بی چون و چرا از دستورات خود قلمداد کرده است۔ او در پاسخ به يك استفتتا يا سوالي كه معلوم نيست چه كسي مطرح كرده است جواب ميدهد "ولایت فقیه به معنای حاکمیت مجتهد جامعالشرایط در عصر غیبت است و شعبهای است از ولایت ائمه اطهار که همان ولایت رسول الله میباشد و همین که از دستورات حکومتی ولی امر مسلمین اطاعت کنید، نشانگر التزام کامل به آن است" ( ایلنا- ۲۹ تیر ۱۳۸۹) دیکتاتور تک و تنها به کمک خود شتافته است و بعنوان "ولي امر مسلمين" اطاعت از خودرا واجب دانسته است!. همه می دانند که در جریان خیزش انقلابی اخیر٬ خامنه اى و نفس ولايت فقيه آماج مستقيم حملات مردم بوده است. مردم در خیابانهای شهرهای مختلف شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر اصل ولایت فقیه سر دادند و آشکارا نفرت و بیزاری خود را از ولایت مطلقه مذهبی و دیکتاتوری اسلامی ابراز داشتند. خامنه ای نه فقط در انظار مردم ایران به عنوان یک جنایتکار و قاتل مورد نفرت و اعتراض قرار گرفت که در سطح جهانی نیزبعنوان دیکتاتور سال معرفی شد. در صفوف خود جمهوری اسلامی نیز نقش و موقیعت خامنه ای هر چه بیشتر مورد سئوال قرار گرفت است. عده ای او را فرد صالحی برای پست ولی فقیه نمی دانند و می گویند باید عزل شود. وضع اکنون به گونه ای است که پرووکاتورهاى راست نیز نمی توانند با قیل و قالشان و حزب الله چرخانی های خیابانی کمکی برای "آقا" باشند و خامنه ای اینبار با صدور "حکم حکومتی" مبنی بر اطاعت بی چون چرا از ولی فقیه به کمک خود شتافته است۔
عده ای نيز با تضعيف موقعيت ولي فقيه٬ فيلشان ياد هندوستان كرده و اين را گامي در "اصلاح جمهوري اسلامي" قلمداد ميكنند و از جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه حرف می زنند۔ منظورشان اينست كه كار عقب راندن جمهوري اسلامي به همينجا خاتمه يابد و حكومت سرجايش بماند اما بدون ولي فقيه. حتي محمد خاتمی نيز كه تاكنون از گل نازك تر به رهبر نگفته بود امروز لب به انتقاد گشوده است و از جمهوریت نظام اسلامی و مشروعیت آن حرف زده است و گفته است که " پیامبر و امامان هم بدون رضایت مردم حکومت نمیکردند"! اینها عادات دارند و فی الواقع نقششان این است که پشت سر مردم خود را پنهان می کنند تا راه حل جدیدی برای نجات نظام اسلامی بیابند۔ راه حلی که به زعم خودشان متضمن نوعی از سازش و کنار آمدن با مردم باشد تا مبادا بساط همه اینها توسط انقلاب مردم از بیخ و بن جارو شود. چه دست بردن خامنه اى به تمام سرمايه الهى ولايت مطلقه برای حفظ موقعیت جناحی خود و نجات نظام اسلامی و چه ابراز نگرانی جناج رقیب از بی مصرف شدن نمایشات انتخابابی برای مشروع جلوه دادن رژیم٬ هر دو به یک واقعیت واحد اشاره دارند۔ این رژیم در مصاف با مردم و خیزش انقلابی آنها به نفس نفس افتاده است۔ زلزله اجتماعی و عظیم مردم در دوره اخیر چنان ترکهایی را بر پیکر این حکومت وارد آورده است که حکومتگران زیر پای خود را سست می بییند و به تقلا افتاده اند تا از ریزش جلوگیری کنند۔ یکی به ولایت فقیه دخیل بسته است و دیگری باز گشت به قانون اساسی را راه نجات می داند۔
اما آنچه غير قابل انكار است اينستكه ضربات كاري انقلاب مردم به ولي فقيه گامي در جهت در هم كوبيدن كل ماشين جنايت حاكم است. زير سوال رفتن و به ذلت افتادن خامنه اي پايان كار نيست بلكه آغاز كار است. جامعه ایران تشنه تغییرات اساسی است۔ مردم نه با بگیر و ببند حکومت و خط و نشان کشیدنهای دستگاه ولایت مرعوب می شوند و نه خواهان بازگشت به دوره امام و التزام به قانون اساسی هستند۔ مسئله مردم کل نظام اسلامی است که ۳۱ سال است زندگی آنها را به یک جهنم واقعی تبدیل کرده است۔ مردمى که از اسلاميت و ارتجاع فرهنگى به تنگ آمده اند٬ مردمى که از استبداد و بى حقوقى و فعال مايشائى مذهب و مذهبيون به تنگ آمده اند٬ مردمى که از فقر و ناامنى و چپاول و افق تاريک جامعه در خشم اند٬ کارگران٬ زنان و جوانانی که حق و حقوق مسلم خود را طلب می کنند٬ اینها مترصدند کاری را که آغاز کرده اند به سرانجام نهایی آن برسانند۔ رژیم اسلامی راه پس و پیشی در مقابل خود ندارد و باید برود۔ این رژیم تا همین امروز نیز با اعتراضات و خیزش انقلابی مردم به لبه پرتگاه سرنگونی رانده شده است۔
دوره ما مردم شروع شده است۔ در پس دست و پازدنهای جناحهای مختلف رژیم برای بقا٬ صفير جماعتى وحشت زده را ميشود شنيد که ديگر از نجات خويش قطع اميد کرده است. این جنبش انقلابی مردم ایران است که امید تغییر در جامعه را شعله ور نگه داشته است. سرنگونی کامل جمهوری اسلامی و نظام ولایت بخشی از این تغییر است که توسط مردم رقم زده خواهد شد و بی گمان راه را برای پی افکندن یک جامعه آزاد و برابر و انسانی هموار خواهد کرد۔
| < قبلی | بعدی > |
|---|


