
هفته گذشته مینا احدی و اكبر گنجی هر دو در پارلمان اروپا در مورد اوضاع سیاسی ایران و آینده جامعه ایران سخنرانی كردند. متن این دو سخنرانی در رسانه های متعددی منعكس شد. من اینجا نمی خواهم به مضمون مشخص این سخنرانی ها و نقد و بررسی
آنها بپردازم. این کار را می شود در فرصت دیگری انجام داد. در اینجا می خواهم نگاه کلی تری داشته باشم به این دو چهره و آنها را به محک قضاوت تاریخ و حقیقت بگذارم.
اكبر گنجی كیست؟ وی خود را برآمده از یک سنت مذهبی می داند. سنتی که به عضویت وی در سپاه پاسداران در اوایل حکومت اسلامی و پادوی اش برای رژیم منجر شد. همان سپاهی که در اوائل انقلاب در سرکوب خونین مردم کردستان و ترکمن صحرا شرکت داشت و نیروهایش در خیابانها به سر و صورت زنان بی حجاب پونز می کوبید. البته گنجی علاقه چندانی به حرف زدن در مورد این گذشته سیاه ندارد.( وی وقتی که اخیرا در شهر استکهلم و زیر فشار سیاسی مجبور به سخن گفتن در این مورد شد٬ تازه مخالفین را هم بدهکار کرد و از خود یک قهرمان ساخت!) او سپس مدتی بعنوان رابط فرهنگی سفارت رژیم در ترکیه کار کرد و با اعضای وزرات اطلاعات رژیم که بینانگذارش حجاریان بود روابط حسنه ای داشت. او نهایتا در ایران مورد غضب قرار گرفت و دستگیر و روانه زندان شد. بدین ترتیب دستگاه جنایتی كه خودش یكی از سازندگان آن بود٬ حتی به دوستان قدیمی و سازندگان خود رحم نکرد. او پس از خروج از ایران مورد توجه رسانه ها و دولتهای غربی که بدنبال نوعی اسلام خوش خیم بودند٬ قرار گرفت و سعی کردند از او شخصیتی بسازند. اینطور بود که ایشان از بچه پاسدار به "شاگرد ولتر و دمکرات" ارتقا مقام پیدا کرد و البته خودش هم باورش شد. غافل از اینکه این نوع صنعت رهبر و چهره سازی کمک چندانی به گنجی نمیکند. اکبر گنجی به جنبشی تعلق دارد که خمینی ها و خامنه ای ها و احمدی نژادها یعنی از دژخیم ترین جلادن تاریخ معاصر را بیرون داده است. این جنبشی است که درخت شریعت اسلام را با خون کمونیستها و مردم منتسب به دین و باور دیگر آبیاری کرده است. این جنبشی است که رهبرانش با وعده آزادی به قدرت رسیدند و در اولین فرصت با شکافتن سینه کارگران بیکار و حمله به زنان٬ آزادی را به اسارت گرفتند۔ این جنبش خونین ترین تعرض به دانشجویان تحت نام "انقلاب فرهنگی" است. این جنبشی است که با شست و شوی مغزی کودکان آنها را به روی مین میادین جنگ فرستاد تا "کیان اسلام" را حراست کنند. این جنبش٬ نشان مسلم جهل٬ ریا٬ فریبکاری٬ سرکوب و ارتجاع مذهبی است. این جنبش که بخشی از آن در حال حاضر به اپوزیسیون نیم بند رژیم تبدیل شده است٬ با رفتن کامل جمهوری اسلامی بطور قطع مضمحل خواهد شد و چیز زیادی ازآن باقی نخواهد ماند.
مینا احدی كیست؟ وی از همان روز اول مخالف حكومت اسلامی بود. مینا سازمان دهنده میتینگ علیه فرمان حجاب خمینی٬ فعال دانشجویی علیه انقلاب فرهنگی و یكی از سه نماینده دانشگاه تبریز بر علیه انقلاب فرهنگی بود. او بعنوان یك فعال سیاسی مورد تعقیب حكومت اسلامی قرار گرفت و متاسفانه همسرش اسماعیل یگانه دوست در تبریز در سال ۶۰ تیرباران شد. او سپس به كردستان رفت و ده سال در كردستان علیه حكومت اسلامی مبارزه كرد. مینا احدی در سدال ۲۰۰۱ كمیته بین المللی علیه سنگسار و در سال ۲۰۰۴ كمیته علیه اعدام را بنیان گذاشت . او عضو رهبری حزب كمونسیت كارگری ایران و یك فعال سرشناس مدافع حقوق انسانی و علیه حكومت اسلامی و اسلام سیاسی است. فعالیتهای مینا احدی تا کنون در موارد متعددی به نجات جان کسانی انجامیده است که در معرض خطر اعدام و سنگسار از سوی جمهوری اسلامی قرار داشته اند۔ مینا احدی پشت به جنبشی دارد که که انسانیت و دفاع از انسان در محور فعالیتش قرار دارد۔ جنبشی که می خواهد کودک آزاری را پایان دهد٬ تساوی کامل بین زن و مرد را برقرار کند و هر گونه تبیعض و ستم و استثمار را از ریشه خشک کند و شرایط آزادی و رهایی واقعی انسانها را فراهم آورد. مینا احدی بخشی از جنبشی است که در کارخانه٬ مدرسه٬ دانشگاه و در پهنه جامعه ایران برای اعاده حرمت انسان و ارزش و حقوق آن می جنگد و می خواهد اختیار آنسان را به خود او باز گرداند۔
این دو نفر در کنفرانس برلین نیز با یکدیگر برخورد داشتند. گنجی در سنگر دفاع از حکومت اسلامی علیه کمونیستها و آزادیخواهان رجز می خواند و مینا احدی با سخرانی مشهورش که اعلام می کرد حکومت اسلامی اصلاح پذیر نیست و تلاش برای تطهیر جمهوری اسلامی محتوم به شکست است.
گنجی در پارلمان اروپا بعنوان "روشنفکر دگراندیش مذهبی" ارتجاع اسلامی را که مردم دارند با مبارزه خود از در بیرون می کنند٬ از پنجره وارد می کند تا آن را به جنسی قابل فروش دوباره در دنیای سیاست عرضه کند. می خواهد بگوید که پایان جمهوری اسلامی نوع اول پایان ارتجاع اسلامی وظرفیتهای ضد انسانی آن نیست. این آلترناتیو هنوز می تواند مصرفی داشته باشد و جلوی خطر گسترش کمونیسم را بگیرد. از همین روست که در همه جا حمله به چپ و کمونیسم را وظیفه مقدس خود قرار داده است. انقلاب را خشونت قلمداد می کند تا با همپالگی هایش موسوی و خاتمی و دیگران برای مردم ایران "دمکراسی" دوران امامشان را به ارمغان بیاورد! و از همین روست که با کینه فراوان به سرنگونی طلبان می تازد چرا که می خواهد نوع دیگری از همین وضع فاجعه آمیز را با رنگ و لعاب دیگر برقرار کند.
و از آن سو مینا احدی به اسم انسانیت و به عنوان وجدان بیدار بشر امروز به دول غربی هشدار می دهد که به مماشات با رژیم جنایتکار اسلامی خاتمه دهند. مینا احدی در پارلمان اروپا گفت كه اگر كسی مخالف اعدام و سنگسار و مخالف جداسازی جنسیتی است باید از مبارزات مردم ایران برای سرنگونی حكومت اسلامی دفاع كند. هر درجه از رفاه و آزادی و نفس كشیدن در ایران به رفتن این حكومت گره خورده است. حكومت اسلامی اصلاح پذیر نیست و این افسانه را ما در كنفرانس برلین پاسخ دادیم و همگان دیدند كه خاتمی و شركا نیز سنگسار میكردند٬ فقط تفاوتشان این بود در خفا این سنگسارها انجام میشد. در دوران خاتمی صدها نفر اعدام شدند و فقر و فلاكت از سر و روی آن جامعه بالا میزد. آینده در ایران ٬ یك آینده سكولار انسانی و بدون دخالت مذهب در زندگی مردم خواهد بود.
گنجی گذشته آلوده ای دارد و آینده را می خواهد آلوده كند. احدی اما با یك گذشته درخشان نوید یك آینده روشن را می دهد.
| < قبلی |
|---|


