Bookmark and Share

محسن ابراهیمی: اعدام و انقلاب!

فرستادن به ایمیل چاپ

خبری بسیار مهم:

همین الان خبر رسید که خانواده های زندانیان سیاسی امروز در مقابل زندان اوین تجمع کرده اند و به اعدام دو نفر در روز گذشته اعتراض میکنند و خواهان توقف حکم اعدام آزادی عزیزانشان و زندانیان سیاسی هستند. در فاصله کوتاهی، تعداد این معترضین به بیش از ٢ هزار نفر رسیده است. و مهمتر از همه اینکه حتی زندانیانی که تازه از این دژ مخوف اسلامی رها شده اند در میان معترضین بوده اند.

 

این خبر بسیار مهم است به این دلایل:

همین دیروز نظام اسلامی جان دو انسان را گرفت و پرونده جنایتگریش را قطور کرد. همچنین در چند روز گذشته اسامی ٦٥ نفر به عنوان قربانیان بعدی دستگاه کشتار اسلامی اعلام شده است. حکم اعدام ٥ نفر هم داده شده است و شایع کرده اند که دستگاه عدل اسلامی قصد دارد این قربانیان را در ملا عام، در مسیر "انقلاب به آزادی" به دار بکشد! یکی از سرخونخواران اسلامی، جنتی هم در نماز جمعه این هفته بر طبل اعدام بیشتر کوبیده است و اعلام کرده است که اگر در ١٨ تیر اعدام میکردید امروز نظام به این پیسی نمی افتاد. فرمانده سپاه محمد رسول الله هم اولتیماتوم داده است که با هر عده ای که در سالگرد انقلاب بهمن علیه ضد انقلاب اسلامی نفس بکشد قلع و قمع خواهد شد! آخوندکی به نام حسنی اصلا خواسته است که باید جنازه اعدام شده گان در شهر چرخانده شود که معترضین عبرت بگیرند! و ...

 

روشن است که چرا این خونخواران بوی خون راه انداخته اند. سالگرد ٢٢ بهمن فرا میرسد و ابلهانه تصور میکنند تنها راه نجات از مشتهای گره کرده میلیونها انسان آزادیخواه علیه نظام اسلامی، توحش اسلام و ارعاب مردم با نشان دادن طنابهای دار است. این توهم را با خود نظام اسلامی به گور خواهند برد. تجمع بیش از دو هزار نفر آنهم در مقابل کشتارگاه اوین به خوبی نشان میدهد که هر طناب دار جدید، حلقه را دور گردن کل نظام اسلامی تنگتر و تنگتر میکند. این تجمع یعنی اینکه مردم نترسیده اند. مردم درست زیر برق شمشیر خونریز اسلام و درست در مقابل کشتارگاه اسلام جمع میشوند و اعتراض میکنند. این همان اوین ای است که فقط اسمش زبان را در کام خشک میکرد!

 

اما چند نکته:

 

در چند هفته گذشته، ظاهر اوضاع نشان میداد که "همه چیز" به سمت "سازش" و حل بحران سیر میکند. همه شاهد چشمکهای متقابل میان ولی فقیه و جناح مغضوب بوده اند. رهبر، اراذل بیتش را به قانون و قانون مداری دعوت کرده بود و باند رفسنجانی هم رهبر را لایقترین فرد برای حل بحران حکومت اسلامی اعلام کرده بودند و اعتقادشان به اصل ولایت فقیه و انزجارشان از اصل شعار مرگ بر "اصل ولایت فقیه" را اعلام کرده بودند. میانه روهای دو جناح میدان دار شده بودند و مثلا رفسنجانی داشت میرفت توی بورس و همین چند روز گذشته هم هر دو جناح، با ابیات سیاسی مشابه، مردم را دعوت کرده بودند که وسیعا در سالگرد ٢٢ بهمن به عنوان یک روز ملی شرکت کنند. مرد بحرانها خواسته بود که همه "با حضور حماسي در راهپيمايي روز ٢٢ بهمن، اين روز را به مانور وحدت ملي براي حفظ نظام و حمايت از جمهوري اسلامي علي‌رغم برخي اختلاف سليقه‌ها تبديل كنند و با اين حضور و مانور سراسري، دشمنان خارجي را از دستيابي به اهداف شومشان مايوس نمايند. و ... ٢٢ بهمن نقطه مشترك حفظ و تقويت وحدت و نماد وفاداري مردم به نظام اسلامي است كه اميدواريم با شكوه خاص خود برگزار شود."

و ظاهرا سازشی میان دو جناح شکل میگرفت و همه چیز به خوشی و خرمی پیش میرفت و همه اینها به خاطر رفع کابوس ٢٢ بهمن از سر نظام بود که یکباره طنابهای دار اسلامی براه افتادند.

 

چیدن بساط دار در حکومت اسلامی مخصوصا در آستانه تحقق کابوس اعتراض مردم اتفاق عجیبی نیست. لاشه این حکومت ٣٠ سال است که زیر سکوهای دار ول بوده است. اما تحولات همین چند هفته دو وجه مهم اوضاع سیاسی را مجددا برجسته کرد:

 

١- مردم در ٧ ماه گذشته، از موسوی و کروبی و کلا جناح مغضوب رژیم به مثابه چوبدستی انقلاب خودشان علیه کل این نظام استفاده کردند. اما این چوبدستیها مدتهاست که کج شده بودند و در چند هفته قبل به طور کامل شکستند. اگر جناح مغضوب نظام تا دیروز تلاش میکرد تا از نفرت و انزجار مردم علیه نظام به مثابه عصایی برای حفظ نظام استفاده کند، امروز دیگر این تاکتیک دارد به لحظات آخر شکستش میرسد. با قیام ٦دی (روز عاشورا)، جناح مغضوب متوجه شد که اتکا به مردم دیگر نقض غرض است. قرار بود به مردم آویزان شوند تا نظام ضد مردمی اسلامی را حفظ کنند. وقتی مردم کل نظام را نشانه گرفتند دیگر چنگهای عناصر اصلی آن جناح سست شدند و بر زمین افتادند و از مردم و شعارهایشان و ساختارشکنیشان ابراز انزجار کردند. حتی تا آنجا پیش رفتند که دولت دلقکی به نام احمدی نژاد را به همراه رهبر فاسدش که مورد تنفر مردم است، مستقیم و ضمنی برسمیت شناختند. و همه اینها در شرایطی اتفاق میافتد که جناح حاکم خبر گسترش بساط دار را به اطلاع مردم میرساند و البته نباید تعجب کرد که همه اعتراض این سلحشوران اصلاح حکومت اسلامی در کنار این حوض خونین اسلامی فقط این است که گویا جریان دادرسی این اعدامها ایراد و اشکال تکنیکی داشته است. همین. با این حساب روشن است که چرا از نظر مردم و قیام کنندگان سنگرهای خیابانی، این چوبدستیها به طور کامل شکسته اند.

 

٢- نظام اسلامی دارد اعدام و اثراتش برای ارعاب را تست میکند. به این خاطر میگویم تست میکند که این نظام در رابطه با خون ریختن تعارف ندارد. هم ایدئولوژی کشتار را دارد و هم به اندازه کافی قاتل برای اجرای قتل تربیت کرده است. این همان نظامی است که در دهه ٦٠، اعدامیها را در تعداد دهها نفره در هر روز با اسم و رسم در روزنامه هایش اعلام کرده است. اگر همان اوضاع امروز برقرار بود مطمئنا صد صد اعدام میکرد و در روزنامه هایش هم اعلام میکرد. امروز در چنین وضعیتی نیست. اما بالاتر از سیاهی رنگی نیست. کسانی که در کابوس تارومار شدن کل نظام شب بر بالین میگذارند، مجبورند نصف شب بیدار شوند و تعدادی را از سلولها بیرون بکشند و به سوی سکوی اعدام ببرند. در آستانه سالگرد ٢٢ بهمن، در آستانه کابوس یک اعتراض میلیونی، حکومت اسلامی مجبور است طنابهای دارش را آویزان کند. اما همچنانکه از نقطه نظر حکومت اسلامی بالاتر از سیاهی رنگی نیست، برای مردم هم بالاتر از سیاهی رنگی نیست. کوچکترین نشانه ای از ترس و عقب نشینی در میان مردم کافی است که قصابان اسلامی هوس راه انداختن کشتارگاه در خیابانها را بکنند. اما برعکس، تعرض متقابل مردم، همین جانیان را مجبور میکند پیش از سفارش هر طناب دار دو بار فکر کنند. متوجه شان میکند که هر طناب داری، حلقه طنابی را تنگتر میکند که نظام اسلامی را برای همیشه از نفس خواهد انداخت. تجمع اعتراضی وسیع امروز در مقابل کشتارگاه مشهور و منفور رژیم راه را نشان میدهد. باید در داخل و خارج، روزگار این حکومت را به خاطر همین دو اعدام و هوس اعدامهای بیشتر در ملا عام سیاه کرد. این تنها و تنها و تنها راه مقابله با شهوت خونریزی قصابان اسلامی است. این تنها راه باز کردن راه پیشروی انقلاب مردم علیه نظام اسلامی است.

 

٣٠ ژانویه ٢٠١٠، ١٠ بهمن ١٣٨٨<-->

  Share/Bookmark

آخرین مقالات