بر طبق خبري از خبرگزاري مهر، دوشنبه گذشته حادثه اي دلخراش و تکان دهنده در يک واحد توليد قير در شهر صنعتي سلفچگان رخ داد. سه کارگر افغانستاني به داخل چاهک قير به عمق ٤ متري افتادند و به طرز وحشتناکي جان باختند. جسمي داخل چاهک ٤ متري قير مي افتد. کارگر اول به درون چاه ميرود تا جسم را خارج کند. دچار گاز سمي ميشود و به ته چاه و درون قير داغ سقوط ميکند و زنده زنده ميسوزد. دو کارگر ديگر براي نجات او به درون چاه ميروند و آنها هم به درون قير داغ سقوط ميکنند زنده زنده ميسوزند!
به اظهارات حسن حبيبي فرمانده عمليات امداد و نجات ايستگاه شماره ٦ آتش نشاني قم دقت کنيد. مو بر تنتان سيخ ميشود اما در عين حال آدرس دقيق قاتل اصلي اين سه کارگر را هم رديابي ميکنيد:
"با اعزام اکيپ مجهز عملياتي آتش نشاني از ايستگاه شش قم به محل حادثه (حادثه در سلفچگان رخ ميدهد. آتش نشاني از قم اعزام ميشود!) و مشاهده اقداماتي از جمله نصب فن خنک کننده از سوي حاضران، ... با تقسيم کار صورت گرفته ابتدا آقايان کريم رستمي و حميد رضا فريدي از عوامل ايثارگر و زحمتکش آتش نشاني با تجهيزات کامل وارد چاهک قير شدند اما گازهاي موجود در چاه کار را براي بچهها سخت کرده بود که طي آن يکي از عوامل ما دچار سوختگي شديد از ناحيه پا شد. خود من هم به مسموميت شديد گاز دچار شدم. ...
با سختتر شدن عمليات درخواست ٤ دستگاه سيلندر تنفسي کرديم تا اندکي هوا و جو سنگين داخل چاه فروکش کند و پس از آن اقدام به خروج اجساد از عمق چاه کرديم. ... با ورود عوامل آتش نشاني به درون چاه صحنههايي را مشاهده کرديم که تا به حال نديده بوديم. يکي از کارگران با صورت روي قيرها افتاده بود و تمام مغز و سر و صورتش سوخته بود. کارگر ديگري هم که با پهلو روي قيرها افتاده بود تمام ريههايش دچار پختگي شده بود و از بيني، دهان و همه جاي بدنش خونابه بيرون زده بود. ديگر فرد حادثه ديده نيز وضعيت مشابهي داشت. دست به هر جاي بدنشان که ميزديم مثل گوشت پخته، جدا ميشد. همه جاي بدنشان پخته شده بود. با توجه به اين وضعيت تصميم گرفتيم با ريسمان طوري اجساد را ببنديم که بدنشان از هم جدا نشود. با اين کار موفق شديم اجساد پخته شده حادثه ديدگان را از عمق چاهک خارج کرده و تحويل عوامل انتظامي دهيم."
سرپرست شهرک صنعتي سلفچگان نيز در تشريح جزئيات اين حادثه به خبرنگار مهر در قم گفته است: "کارگران کشته شده که هر سه تبعه افغان بودهاند در يک کارخانه بازيافت پسماندههاي روغني و قير مشغول فعاليت بودند که با افتادن يک گوني درون چاهک قير با بياحتياطي کامل اقدام به ورود به چاه و رفع مشکل ميکنند اما متأسفانه بدليل گازهاي متصاعد در چاه دچار گاز گرفتگي شده و به درون چاه سقوط ميکنند."
"مدير شهرکها و نواحي صنعتي قم نيز با ابراز بي اطلاعي از جزئيات اين حادثه دلخراش بطور تلويحي کارفرما را در اين حادثه مقصر دانست و افزود: کارفرما حتما بايد صلاحيت کارگران را بررسي و تأييد ميکرد و نکات ايمني و آموزشي را به آنان متذکر ميشد."
طبق همين گزارش خبرگزاري مهر، "به رغم وجود کارخانجات فراوان شيميايي و خطر آفرين در شهرک صنعتي سلفچگان و وقوع حوادث وحشتناک از اين دست، هنوز در اين شهرک از وجود ايستگاه آتش نشاني و درمانگاه خبري نيست لذا خسارات فراوان جاني و مالي ناشي از حوادث را بايد کارگران و کارخانهداران (کارخانه داران هم؟!) فعال شهرک صنعتي به جان بخرند."
خوب در جزئيات اين گزارش دقت کرديد؟ اول دو کارگر ديگر براي نجات شتافته و زنده زنده ميسوزند. بعدا کارگران حاضر فن خنک کننده نصب ميکنند که کاري بکنند و بعد از همه اين کارها تازه آتش نشاني حکومت قاتل اسلامي از راه فرا ميرسد. چرا اينقدر تاخير؟ چون در شهرک صنعي و کارگري سلفچگان از ايستگاه آتش نشاني خبري نيست و از قم بايد آتش نشاني ميامد. قاعدتا بايد در قم آتش نشاني زياد باشد آنهم نه به خاطر مردم محروم قم بلکه به اين خاطر که اينجا محل سکونت ارازلي به نام آيت الله و حجت الاسلام است؛ اينجا محل "کار" و سکونت اوباشي است که جهل و خرافات اسلامي و شرعي توليد و توزيع ميکنند و دستگاه خونين قضا و عدالت حکومت اسلامي را با ايدئولوژي آدمخوار اسلامي تغذيه ميکنند و البته مهمتر از همه اينجا جايي است که بزودي آتش خشم مردم اين ارازل را به کام شعله هايش خواهد کشيد. آري اينجا درمانگاه و آتش نشاني و ... لازم دارد نه شهرک کارگري سلفچگان.
شهرک کارگرنشين سلفچگان به "خدمات" ديگري نياز دارد! در زير سلطه حکومت اسلامي، در زير سلطه حکومتي که پاسدار چپاول کارگران توسط سرمايه است، طبيعي است که شهرکي صنعتي با تعداد زيادي کارخانجات شيميايي و خطر آفرين از آتش نشاني و درمانگاه خبري نباشد! اما دستگاه سرکوب چه؟ آيا در اين شهرک از دستگاه سرکوب و کشتار کارگران هم خبري نيست؟ آيا در اين شهرک از کميته و سپاه و حراست و گارد ويژه و مسجد و حسينيه و بسيج و لباس شخصي و مسلسل و چماق و باتون و چاقو و چاقوکش اسلامي هم خبري نيست؟ نه خير، اينها ضرورت نظام اسلامي سرمايه هستند. اينها براي حفظ مقدسات نظام اسلامي حاکم، يعني مالکيت و پول و ثروت سرمايه داران، براي تداوم چپاول دسترنج همين کارگران از نان شب هم واجبتر است. اينها جزو تعريف حکومت اسلامي سرمايه است به اين خاطر که شغل اين حکومت در امان نگه داشتن سرمايه و سرمايه داران از خشم و نفرت و اعتراض و انقلاب کارگران است. به اين خاطر که اگر همان سه جانباخته کارگر و هم طبقه اي هاشان عليه اين همه بي تاميني و فقر و بيحقوقي بپا خيرند به سراغشان بفرستند. جمهوري اسلامي، به تعريف، ابزار اسلامي تامين امنيت سرمايه است نه ابزار درمان و سلامت و امنيت کارگران. اگر همين کارگران که بعد از زنده زنده سوختنشان تازه از قم ماشين آتش نشاني ميايد تا با افتخار اجساد پخته شده شان را از چاه بيرون بکشد در اعتصاب بودند، صدها ماشين و موتور و مسلسل و پاسدار و گاردويژه در عرض چند دقيقه به خدمت اين معترضين ميرسد تا سرمايه و سرمايه داران و حکومت اسلامي را از تعرض کارگران محافظت کنند.
نه خير، کشته شدن دلخراش اين جانباختگان، "بي احتياطي" اين کارگران نيست. قاتل اصلي و مستقيم اينها آن نظامي است که اين کارگران را بدون آموزش و امکانات و تجهيزات ايمني به قعر چاه قير ميفرستد تا براي مفتخوران سرمايه ثروت توليد کنند. قاتل آن نظامي است که رسما و علنا اين زحمتشکان را يک بار به نام کارگر و بار ديگر به نام کارگر خارجي زير چرخ و دنده اش خرد و خمير ميکند. قاتل آن نظامي است که کودکان همين کارگران را رسما وعلنا به نام خارجي و غيرقانوني از آموزش و بهداشت، از مدرسه و درمانگاه محروم کرده است. قاتل آن نظامي است که بعد از مکيدن شيره جان صدها هزار هم طبقه اي اين سه کارگر افغاني، آنها را در همين چند سال گذشته همراه کودکانشان وسط زمستان اخراج کرد و به کام سرما و جانواران رها کرد. قاتل نظام سرمايه داري است. قاتل نظام اسلامي سرمايه است. قاتل حکومت اسلامي است. قاتلين همين نشانه هاي خون آشام خدا در زمين، يعني همان آيت الله هاي ميلياردر هستند. قاتلين پيروان چرکين پيغمبر و نايبان فاسد امام زمان در روي زمين هستند. قاتلين سران حکومت اسلامي هستند. قاتلين همانهايي هستند که قتلهاي زنجيره اي در زندان گوهر دشت را سازمان داده اند. اين ٣ کارگر جانباخته، فقط سه قرباني از قتل زنجيره اي است که نظام سرمايه داري اسلامي در سي سال گذشته عليه کارگران مرتکب شده است. اينها فقط سه قرباني از هزاران کارگري هستند که به خاطر فقدان امکانات ايمني در محلهاي کار به صورت زنجيره اي به قتل رسيده اند. (٣ سال پيش معاون وزير کار اعلام کرد که فقط در سال ٨٥ بيش از ١٠ هزارو ۴٠ کارگر، قرباني حوادث ناشي از کار شده اند.)
برگرفته از انترناسيونال ٣٢٣
| < قبلی | بعدی > |
|---|


