انترناسيونال ٣٣٥
محسن ابراهيمي
ستون اول
انقلاب مردم از حرکت باز نمي ايستد!
نبرد انقلاب و ضدانقلاب در سالگرد ٢٢ بهمن
پنج هفته پيش در ٦ دي، در روز عاشورا، جمهوري اسلامي ضربه اي گيج کننده از مردم دريافت کرد. هنوز حکومت از آثار اين ضربه گيج ميخورد که کابوسي ديگر خوابش را آشفته کرد: سالگرد ٢٢ بهمن. حکومت از همان فرداي ٦ دي، خود را با تمام قوا براي گذر از اين کابوس آماده ميکرد. تمام نهادها و تمام شخصيتهاي حکومت از خود خامنه اي گرفته تا اطلاعات و سرداران و آيت الله هايش شبانه روز تلاش کردند که ٢٢ بهمن را با کمترين تلفات از سر بگذرانند. به هر توحش و هر حيله اي دست زدند؛ صدها نفر را دستگير کردند؛ دو نفر را اعدام کردند و تعدادي ديگر را به اعدام محکوم کردند؛ شايع کردند که تعدادي ديگر را هم در ملا عام اعدام خواهند کرد؛ زندانيان سياسي سابق را احضار کردند و تهديد کردند که اگر در تظاهرات شرکت کنند به عنوان محارب محاکمه خواهند شد؛ سرداران سرکوب رسما و علنا گفتند که هر کسي هر شعاري عليه حکومت بدهد سرکوب خواهد شد؛ نيروهاي امنيتي و سپاه و انتظامي و بسيج را از کل شهرستانها و دهات ايران به تهران کشاندند تا ٢٢ بهمن روز پايان حيات ننگينشان نباشد؛ و بالاخر همه اين جمعيت کرايه اي را در ميدان آزادي جمع کردند تا نقش امت دشمن شکن زورکي را بازي کنند، مردم انقلابي را مرعوب کنند و نظام اسلامي رو به موت را نجات دهند.
در کنار و به موازات اين تقلاهاي جناح حاکم، چند هفته کامل است که جناح مغضوب، همان اپوزيسيون درون حکومتي حافظ نظام هم بيکار ننشسته و تماما دنبال راهي بود تا نظام را از اين گردنه به سلامت عبور دهد. بعد از چند هفته گله گذاري و چشک زدن و تطميع و تهديد و رفت و برگشت متقابل ميان اين جناح و باند حاکم، بعد از چند هفته التماس به مردم که از "خشونت کلامي" اجتناب کنند (يعني شعار عليه نظام و قاتلان نظام ندهند)، بعد از چند هفته دلالي پشت پرده سر دلالان اسلامي يعني رفسنجان، بالاخره سران اين جناح حرف دلشان را زدند: از مردم خواستند که در تظاهرات "يوم الله" شرکت کنند اما فقط يک شعار بدهند: "آزادي، استقلال، جمهوري اسلامي"! (گاها انسان در سلامتي عقل اين نارهبران شک ميکند!)
نتيجه همه اين تلاشها قرار بود اين باشد که مردم معترض يا از ترس تهديدات باند حاکم در خانه بمانند و يا با نصايح باند مغضوب به شعاري مشغول باشند که ٨ ماه است علنا و ميليوني عليه اش مبارزه ميکنند. قرار بود مردم جهان و ايران، نمايش مضحک ميدان آزادي را فقط از درون دوربين خبرنگاران محاصره شده توسط نيروي انتظامي مشاهده کنند و قانع شوند که نه خير، نظام محبوب است، رهبر مشروع است، مردم تهران و به تبع آن مردم ايران جان برکف در خدمت رهبرند. قرار بود جهان شگفت زده شود. مردم مرعوب شوند. خامنه اي اميدوار شود. احمدي نژاد همچنان به مردم نيشخند بزند و ...
با تمام ارعاب و توحش ٥ هفته گذشته، تهران و شهرهاي بزرگ، امرور شاهد دو صحنه موازي بود. يکي صحنه نمايش مضحک حکومتي و نظامي و فرمايشي و خودفريبانه. ديگري صحنه شورانگيز نبرد با حکومت. صحنه اول اساسا در ميدان آزادي اجرا شد. در اين صحنه دلقک حکومت، در پشت چندين رديف حصار امنيتي از موانع فلزي و سپاه و ناجا و بسيج براي يک جمعيت اجير در باره قدرت و عظمت اسلام و حکومت اسلامي رو به موت رجز خواني کرد. صحنه دوم در مشهد و اصفهان و اهواز و شيراز و ... مهمتر از همه در تهران بيخ گوش خامنه اي اجرا شد. در اين صحنه، انقلاب يک بار ديگر، اين بار در مقابل يک لشکرکشي نظامي تمام عيار حکومتي درمانده صف آرايي کرد. يکبار ديگر چهره مصصم خود را نشان داد. يکبار ديگر مردم در ابعادي عظيم به خيابانها ريختند و مصممانه براي آزادي و عدالت و برابري و انسانيت نبرد کردند؛ جايي حجابها را زير پا انداختند؛ جايي کنترل محل را در اختيار گرفتند (آرياشهر)؛ جايي به نبردي تن به تن با مسلسل چيان اسلام پرداختند؛ و در همه جا و هر گوشه اي که جمع شدند فرياد زدند: مرگ بر خامنه اي، مرگ برديکتاتور. با فرياد "زنداني سياسي آزاد بايد گردد" به سمت دژ خونين اسلامي، زندان اوين رژه رفتند؛ چشم در چشم ماشه بدستان و قمه چرخانان خامنه اي دوختند و فرياد زدند: خامنه اي قاتله، ولايتش باطله؛ چشم در چشم متجاوزين اسلامي دوختند و فرياد زدند: تجاوز، جنايت، مرگ بر اين ولايت. و در حاليکه در ميدان آزادي، حکومت با قطعنامه پيروزي خودفريبي ميکرد که گويا "ملت ايران بار ديگر بر پيمان ناگسستني خود با آرمانهاي حضرت امام خميني و بيعت دشمنشکن خود با حضرت آيتالله العظمي خامنهاي" تاکيد کرده اند، چند قدم آنطرفتر تمثال مشترک همين خميني و خامنه اي زير پاهاي انقلاب لگدمال ميشد.
حکومت اسلامي با دلهره وارد سالگرد ٢٢ بهمن شد و با خودفريبي از آن خارج شد. رهبر مفلوک از "ملت" تشکر کرد که با حضور خود "شگفتي" آفريده است. (آيا واقعا اين رهبر آنقدر الدنگ و سفيه است که از عمق منفور بودنش در ميان مردم اطلاع ندارد؟!) اما همه ديکتاتوريها، در اوج توحش و خودفريبي سرنگون شده اند. همه ديکتاتورها تا لحظه آخر به خود دلداري داده اند که انشاالله گربه است. تمام ديکتاتورها از اوج توهمات سفيهانه در باره اقتدار حکومتشان به پايين کشيده شده اند، آنچنان که اغلب حتي فرصتي براي بستن چمدانشان هم پيدا نکرده اند. سرنوشت جمهوري اسلامي دقيقا همين خواهد بود.
***
٢٢ بهمن امسال با اتفاقات ناگوار ديگري براي حکومت اسلامي مصادف شد. درست در مقطعي که رعشه مرگ همه وجود اين حکومت را گرفته است، اعتراضات و اعتصابات کارگري به نحو محسوسي افزايش پيدا کرده است. نه تنها اين، بلکه کارگران در قامت جديدي ظاهر شده اند. کارگران اراک اعتصاب و اعتراضشان را به مقابل قلب سياسي شهر يعني فرمانداري کشاندند و با شعار "مرگ بر ديکتاتور" قلب سياسي حکومت را نشانه گرفتند. کارگران اراک مباره کارگران را مستقيما به خود ديکتاتور وصل کردند. آنها راه باز کردند. همچنين، درست يک روز مانده به سالگرد قيام بهمن، چهار تشکل کارگري، "منشور مطالبات حداقلي کارگران ايران" (عين اين منشور در همين شماره چاپ شده است) را اعلام و با اين منشور حضور طبقه کارگر در انقلاب عليه نظام اسلامي را در قامتي جديد اعلام کردند. در اين منشور، به چپاولگران اسلامي و آيت الله هاي ميلياردر ياداور شدند: "ما توليد کنندگان تمامي ثروتها و نعمات موجود هستيم، چرخ توليد و زندگي در جامعه در دستان ماست". به سرکوب کنندگان انقلاب ٥٧، قدرت خود را گوشزد کردند:"پشتوانه ما تجربه اعتصاب متحدانه و شکوهمند کارگران نفت در انقلاب بهمن ٥٧ است". به کل ضد انقلاب حاکم ياد آوري کردند که مردم براي "برخورداري از يک زندگي بهتر و برچيده شدن چتر اختناق و سرکوب" انقلاب کرده اند. شبح رهبري کارگران را در مقابل چشمان وحشت زده حکومت گرفتند و آخر راه را به حکومت اسلامي نشان دادند: "طبقه کارگر ايران و پيشاپيش آنان کارگران شرکت ملي نفت با اعتصاب سراسري خود و بستن شيرهاي نفت کمر حاکميت استبداد را در هم شکستند و توده هاي ميليوني مردم با شعار "کارگر نفت ما، رهبر سر سخت ما" پاسخي شورانگيز به اين اقدام تاريخي آنان دادند و در روز ٢٢ بهمن ١٣٥٧قدرت به دست مردم افتاد." کارگران، در آستانه سالگرد ٢٢ بهمن، نک کوه عظيم طبقه کارگر را به حکومت اسلامي نشان دادند، قدرت طبقه کارگر را مقابل چشم حکومت اسلامي گرفتند که کمر نظام سلطنتي را کج کرد و ميتواند حکومت اسلامي را هم بر زمين بزند.*
| < قبلی | بعدی > |
|---|


