Bookmark and Share

نويد مينائي: بحران حکومتي، بيکاري جوانان

فرستادن به ایمیل چاپ

navid_minae
جوانان کمونیست ۴۶۸

اخيرا نرخ بيکاري در ايران اعلام شده است. البته نرخي که توسط مراجع رسمي جمهوري اسلامي اعلام مي شود با واقعيت فاصله زيادي دارد. چند سال پيش اعلام کردند سربازان و زنان خانه دار شاغل محسوب مي شوند با اين حال در حال طبق آمار رسمي حدود ۳ و نيم ميليون نفر در ايران بي کارند. نکته مهم اين که اين تعداد در سال گذشته ۲ و نيم ميليون نفر اعلام شده بود يعني در عرض کمتر از ۱ سال ۱ ميليون نفر به جمعيت بيکاران در ايران اضافه شده است. اکثر اين بيکاران جواناني هستند که در ابتداي زندگي قرار دارند. نياز هايشان در هر زمينه اي سرکوب مي شود و با بيکاري هم مواجه هستند. جوانان و مردمي که با وجود جمهوري اسلامي آينده روشني براي خود متصور نيستند.

بيکاري یکی از عواقب يکي از بحران هاي رژيم اسلامي ست . اما بحراني که حکومت اسلامي با آن درگير است تمام جنبه هاي وجودي اين حکومت را در بر گرفته. بحران سياسي، هم در سطح داخلي که به صورت تنش هاي بين بخش هاي مختلف حکومت بروز مي کند و جناح هاي حکومتي را به جان هم مي اندازد و حتي درون هر کدام از جناح ها درگيري ايجاد مي کند و هم در سطح بين المللي که از جمهوري اسلامي حکومتي ورشکسته در مقابل حکومت هاي ديگر و در نظر افکار عمومي آدمکش و ضد انسان و منفور ساخته است. بحران فرهنگي حکومت اسلامي هم که کار دستش داده و مجبور است هر روز بيشتر از قبل براي مقابله با فرهنگ مدرن و امروزي که خواست اکثر جامعه و به خصوص زنان و جوانان است تلاش کند و نتيجه نگيرد.

اما بحران اقتصادي جمهوري اسلامي که اساس مسئله بيکاري ست مسئله اي اساسي تر و پايه اي تر است به همراه بحران هاي ديگرش حکومت اسلامي را به لبه پرتگاه کشانده و راه گريزي هم برايش متصور نيست. شايد بتواند با قلدري و چماق و اسيد پاشي جلوي جواناني که فرهنگ پوسيده حکومتي را نمي خواهند بايستد، شايد با باج دادن به حکومت هاي ديگر و عقب نشيني هاي موضعي بتواند بحران سياسي اش را موقتا کمي تسکين دهد ولي بحران اقتصادي حکومت اسلامي راه تسکين و فراري ندارد.

جمهوري اسلامي از همان روز اول با بحران زاده شد و اين بحران ريشه در پايه هاي هويتي اش داشت و دارد. اين حکومت به عنوان يک حکومت سرمايه داري بايد مي توانست در بازار جهاني و چرخه سرمايه جهاني موقعيتي داشته باشد ولي چنين موقعيتي براي جمهوري اسلامي متصور نيست. ضد آمريکايي گري و اسلامي گريش کار دستش داد. دو پايه هويتي جمهوري اسلامي که دقيقا براي مقابله و سرکوب انقلاب و مبارزات آزاديخواهانه سال ۵۷ مجبور بود به انان متوصل بشود، مبارزاتي که تا امروز هم ادامه دارد و عامل توليد کننده هاي اين بحران هاست. نه اينکه ضد امريکايي گري مترادف ضد آزاديخواهي باشد ولي حکومت اسلامي در صحنه سياسي آن روزها براي تثبيت خود و طرف معامله قرار دادن خود با کشورهاي ديگر و براي سرکوب هر حرکت آزاديخواهانه اي مجبور بود هويتي براي خودش بتراشد، در کنار اسلامي گري ضد آمريکايي گري اين بهانه ها را به دست حکومتي ها مي داد. و اتفاقا همين دو پايه امروز مانع پيوستن جمهوري اسلامي به بازار جهاني و همراهيش با اقتصاد جهاني شده است. براي يک حکومت سرمايه داري چنين موقعيتي کشنده است و آن را به ورطه نابودي مي کشاند، اتفاقي که براي جمهوري اسلامي افتاده است.

البته برخي عوامل خارجي مثل بحران سرمايه داري اخير و مخصوصا تحريم ها تاثير ويژه اي بر اقتصاد مرده رژيم داشته است ولي اين ها به هيچ وجه توضيح دهنده بحران اقتصادي رژيم به تنهايي نيستند بلکه مجموعه شرايط و به خصوص پايه هاي هويتي حکومت هستند که کار حکومت را به اينجا کشانده اند.

عاملي که شرايط سياسي و فرهنگي و اقتصادي جمهوري اسلامي را به بحران هاي لاينحل حکومتي تبديل کرده اين واقعيت است که مردم چنين شرايطي را نپذيرفته اند و با آن مقابله مي کنند و براي تغييرش دست به کار شده اند. اگر مبارزات هر روزه مردم در مقابل رژيم نبود شرايط ذکر شده در بالا به خودي خود نمي توانستند حکومت اسلامي را به چنين موقعيتي بيندازند. اگر مقاومت و مبارزه هر روزه جوانان و زنان در مقابل احکام اسلامي حکومت براي محدوديت در آزادي هاي فردي و اجتماعي نبود، وضع چنين قوانيني به خودي خود براي حکومت بحران آفرين نمي شد و مثلا مثل عربستان مردم مي پذيرفتند و حکومت هم دچار مشکل نمي شد. يا اگر مبارزات مردم چه در داخل ايران و چه در خارج کشور نبود، سنگسار و اعدام و زنداني کردن مردم توسط حکومت اسلامي به خودي خود افتضاحي که امروز برايش بالا امده صورت نمي گرفت. تمام مسئله اينست که حکومتي غير متعارف و متحجر و ضد انسان در مقابل مردمي به شدت متمدن انسان دوست و آزاديخواه قرار گرفته است، تمامي بدي و زشتي روزگار در مقابل مردمي شريف و آزادي خواه قرار گرفته است، مردمي که اين بدي و ظلم و ستم را نپذيرفته اند و در مقابلش ايستاده اند و کار رژيم را به اينجا کشانده اند که در هيچ کجا پذيرفته نيست. امروز موقعيت رژيم اسلامي مانند خانواده ايست که هم افراد خانه با هم نمي سازند و دعوا دارند و هم هيچ کدام از همسايه ها آنها را قبول ندارند، اين خانواده بايد برود! با اين تفاوت که با انقلابي اجتماعي بايد برود، مردم بايد بيرونش کنند و خود زمام امور را به دست بگيرند.

جوانان قربانبان اصلي و گسترده ترين طيف درگير با مسئله بيکاري در ايران هستند. همانطور که در عرصه هاي فرهنگي و سياسي هر روز در مقابل حکومت مي ايستند و طرح هاي سرکوبگرانه اش را با شکست مواجه مي کنندف همانطور که در مقابل قوانين اسلامي اش مي ايستند و کار خودشان را مي کنند، کاري که گور رژيم را مي کند، در عرصه اقتصادي و بيکاري هم بايد همين مبارزات و اعتراضات را سازمان بدهند. حکومت عملا هيچ وظيفه و مسئوليتي در قبال امر معيشت مردم ندارد، در عرصه اقتصادي فقط و فقط دو هدف را دنبال مي کند، اول چپاول و دزدي و دوم تجهيز نيروهاي سرکوبگر براي حفاظت از چنين موقعيتي. حتي وزير کار هم آمار بيکاري را اول انکار مي کند و بعد با اکراه مي پذيرد.

براي داشتن رفاه و زندگي امن و شاد خيلي واضح است که اولين و بزرگترين مانع وجود حکومت دزدان و چپاولگران اسلامي ست. براي برداشتن چنين مانعي بايد از هر فرصتي براي مبارزه و اعتراض استفاده کرد. جوانان و کلا خيل بيکاران نيروي عظيمي هستند که مي توانند با مبارزاتشان با اعتراضات سازمانيافته شان عليه حکومت سرنگوني حکومت را تسريع کنند. تجربه مبارزات کارگران بيکار با همين جمهوري اسلامي در سال هاي اول بعد از انقلاب ۵۷ نمونه خوبي براي مبارزه جوانان و کارگران بيکار با جمهوري اسلامي ست که سعي مي

 

 

  Share/Bookmark

آخرین مقالات