
دبیر شورای انضباطی دانشجویی وزارت بهداشت اعلام کرده است با دانشجویانی که افکار التقاطی و الحادی را اشاعه دهند و با گروهک های مخالف نظام و غیر قانونی همکاری و برای آنان تبلیغ کنند برخورد می شود. البته ایشان برای محکم کاری گفته است تا کنون هیچ مورد این چنینی در دانشگاهها مشاهده نشده ولی برای پیشگیری قوانینی در این زمینه ها وضع شده است! معلوم است افکار "الحادی و تبلیغ برای گروه های مخالف نظام" در دانشگاه ها بار دیگر زنگ خطر را برای این جانیان به صدا درآورده است.
دانشگاه همیشه برای جمهوری اسلامی مشکل ساز بوده است. از روز اولی که جمهوری اسلامی با قلع و قمع مردم و جوانان مبارز بر سر کار امد با اعلام انقلاب فرهنگی در پی حمله ای خونین به دانشگاه ها دانشگاه ها را برای مدت ۲ سال تعطیل کرد تا به تصفیه دانشجویان و دست اندرکارانی که مخالف رژیم بودند بپردازد. تعداد زیادی را کشت و تعداد دیگری را از تحصیل محروم کرد. این روند، یعنی درگیری حکومت با دانشگاه هنوز و هر روزه ادامه دارد. بعد از انتخابات سال گذشته و آغاز اعتراضات میلیونی مردم دانشگاه اولین جایی بود که شب ۲۴ خرداد مورد هجوم رژیم واقع شد و جایی بود که رژیم فکر می کرد قبل از هر جایی باید سرکوب و ساکت شود، ولی بعد در روزهای اوج اعتراضات شاهد شرکت و دخالت گسترده دانشجویان در اعتراضات بودیم. از دانشگاه بود که شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه بیرون آمد و زوزه و فغان همه حکومتیان را درآورد. حکومتیان در قدرت خطر را بیخ گوش خود احساس کردند و مغضوبین حکومتی مثل موسوی و شرکاء توصیه کردند ساختار شکنی نکنید و سعی کردند شعارها و مطالبات مردم را مهار کنند.
البته این واقعیتی بسیار طبیعی ست. مخالفت با جمهوری اسلامی از بند بند هر بخشی از جامعه ایران مشهود است. سال هاست که فقط مزدوران حکومتی، کسانی که زندگی و بود و نبودشان به این حکومت وابسته است خواهان حفظ این نظام کثیف هستند. نظامی که سنگسار می کند را با هیچ بهانه ای نمی توان موجه نشان داد. دانشگاه هم که محل تجمع جوانانی است با هیچ کدام از سیاست ها و معیار های حکومت اسلامی جور در نمی آیند. نه محدودیت در آزادی بیان و نه دخالت در زندگی خصوصی افراد و ترویج فرهنگ پوسیده و ارتجاعی اسلامی، نه مقابله با تشکل و نشریات دانشجویی و نه هیچ کدام از سیاست های دیگر نظام مورد قبول و حتی تحمل جوانان و دانشجویان نیست. به خصوص در این چند سال اخیر که به واسطه حضور اینترنت و ماهواره و ارتباطات گسترده گند و کثافت سیاست ای رژیم اسلامی دنیا را برداشته است.
جوانان و مردمی که تشنه آزادی و رفاه و برابری هستند با جانورانی در حکومت در تقابل هستند که برای هر گوشه از خصوصی ترین جنبه زندگی شان قانون، از نوع ارتجاعی ترین آن وضع می کنند. یکی از نمونه های تحجر و عقب ماندگی و همزمان استیصال و درماندگی رژیم در دانشگاه ها گفته های دبیرشورای انضباطی دانشجویان وزارت بهداشت است. مهدی طیبی تفرشی برای پیشگیری از انتشار افکار التقاطی و تبلیغ برای گروه های مخالف رژیم و مکاتب الحادی مجازات هایی را در دستور کار کمیته های انضباطی دانشگاه ها قرار داده است و اعلام کرده است با دانشجویانی که افکار التقاطی را اشاعه دهند برخورد خواهند کرد. گروه های مخالف رژیم و مکاتب الحادی دقیقا معلوم است چه جریاناتی را شامل می شود: کمونیست ها! ایشان برای جلوگیری از نفوذ و گسترش آزادیخواهی و متشکل و گسترده شدن این ایده ها مجبورند با گروه ها و مکاتب الحادی مقابله کنند و برای این منظور دانشجویان را تهدید کنند. معلوم است که ضدیت با اسلام و حکومت اسلامی در کنار آزادیخواهی در دانشگاه ها منجر به گرایش دانشجویان به "الحاد و گروه های الحادی"! می شود چرا که امروز هیچ راهی به جز این برای خلاصی از شر اسلام و حکومتش وجود ندارد که با دخالت مردم و جوانان همراه باشد.خیلی واضح است که منظور دبیر شورای انضباطی از این عبارات مقابله با گسترش چپ و سوسیالیسم در دانشگاه هاست. جانوران اسلامی گمان می کردند با زدن و سرکوب دانشجویان چپ در سال های قبل می توانند ایده آزادیخواهی و برابری طلبی در دانشگاه ها را بخشکانند. ولی چنین ایده ها و مطالباتی امروز بیش از هر زمانی برای جامعه ضروریست.
کدام آرمان و افکاری بیش از سوسیالیسم، امروز مطالبات مردم ایران را نمایندگی می کند؟ کدام ایده و آرمانی امروز بیش از هر زمانی مقابله با حکومت اسلام را نمایندگی می کند؟ معلوم است که جوانان برای خلاصی از شر مذهب و دخالت آن در زندگی، برای داشتن آزادی بدون هر قید و شرط مذهبی و یا مقدسات ملی به افکار "الحادی"! نیاز مند هستند. افکار الحادی که به زبان آدمیزاد سوسیالیسم نامیده می شود امروز تنها راه نجات جامعه ایران از شر هرگونه محدودیت به هر بهانه ایست. اگر دانشجویان به افکار "الحادی" روی می آورند دقیقا به این دلیل است که چنین افکار و آرمان هایی راه برون رفت از وضعیت موجود است. باید از ایشان پرسید چرا جوانان به افکار توحیدی روی نمی آورند؟ چرا حکومت باید میلیاردها خرج کند تا اسلام و قوانین و حکومتش زیر پای جوانان له و نابود نشود؟ معلوم است جامعه ایران برای برون رفت از مشکلاتش راه حل مناسبش را پیدا کرده است.
زنده باد سوسیالیسم
زنده باد حکومت انسانی
| < قبلی | بعدی > |
|---|


