Bookmark and Share

نوید مینائی: چرا حکومت انسانی؟

فرستادن به ایمیل چاپ

navid-m-web

جوانان کمونیست ۴۴۶

پاسخ به سوالات شما


سوال: مدتیست شعار آزادی برابری حکومت انسانی‌ از طرف حزب مطرح میشود. آیا بهتر نبود مستقیما صحبت از حکومت سوسیالیستی شود تا شبه ای به وجود نیاید؟ چراکه همانطوری که از نام حزب پیداست "حزب کمونیست کارگری"، این حزب نمیخواهد هر نوع حکومتی بر قرار کند. و تنها اندختن جمهوری اسلامی مطرح نیست بلکه مسئله سوسیالیسم است. آیا فکر نمیکنید باید در اینگونه مسائل دقت بیشتری شود و مستقیماً و کامل شعار ها مطرح شوند و سوسیالیسم به امانیسم تنها تعبیر نشود؟

قبل از هر چیزی لازم است به نکته ای تشکیلاتی اشاره بکنیم که شاید کمتر به آن اشاره شده است. شعارهایی که حزب به طور رسمی استفاده می کند حاصل پروسه مفصل بحث و بررسی و جدل نظری و سیاسی هستند. "زنده باد جمهوری سوسیالیستی" از جمله این شعارهاست که امروز مدت هاست از شعارهای رسمی حزب محسوب می شود و پایین اطلاعیه های رسمی حزب دیده می شوند. "آزادی برابری حکومت کارگری" و غیره هم همین پروسه های بحث و بررسی را طی کرده اند. شعار "حکومت انسانی" هم همین پروسه ها را طی کرده است. در سطوح مختلف حزبی بحث و بررسی شده و با دقت و وسواس هرچه تمام تر درباره اش تصمیم گیری شده است. این ها شعارهایی نیستند که از اول در ادبیات مارکسیستی موجود بوده اند بلکه برای خط دادن و کانالیزه کردن مبارزات مردم و طبقه کارگر باید متناسب با توازن قوای عمومی در جامعه و پیشروی های چپ و آزادیخواهی و برابری طلبی گام های بعدی مبارزه را تعیین می کنند و مرزبندی با سایر گرایشات را پررنگ می کنند. قرار جمهوری سوسیالیستی یا قرار حکومت انسانی که در نوشته ها و ادبیات حزب می آید اشاره به پروسه تصمیم گیری و تصویب این شعار ها دارد که به صورت یک "قرار" در حزب تصویب می شوند.

در این جا رابطه سوسیالیسم و انسانیت مطرح می شود. آیا سوسیالیسم تنها نماینده انسانیست است؟ آیا غیر سوسیالیست ها هم مدعی انسانیت هستند؟ و در عمل انسانیت را نمایندگی می کنند؟ اصلا مقبولیت و حقانیت سوسیالیسم از کجا می آید؟ نکته دیگر رابطه جنبش ها با سوسیالیسم و انقلاب و انسانیت است.همه این ها سوالات و بحث هایی هستند که باید جواب بگیرند، البته این ها همه سوالات و بحث ها نیستند ولی عمده ترین ها هستند و در این نوشته کوتاه هم قرار نیست به همه این ها مفصلا بپردازیم. همه این در سخنرانی ها و مقالات حول و حوش کنگره که عمدتا توسط حمید تقوائی و کاظم نیکخواه نوشته شد جواب گرفته اند ولی از آنجا که سوال طرح می شود نیاز به پاسخگویی هم احساس می شود!

رابطه سوسیالیسم و انسانیست چیست؟چرا ما برای سوسیالیسم می جنگیم؟ رمز جذابیت اشتراک ابزار تولید در چیست؟ چرا استثمار را می خواهیم براندازیم؟ چون دوست داریم در مالکبت ابزار تولید سهیم باشیم؟ چون اگر استثمار بشویم به غرورمان بر می خورد؟ خوب معلوم است نه! برای اینکه می خواهیم همه انسان ها جوری زندگی کنند که شایسته انسان است. چون می خواهیم انسانیت محور همه چیز باشد، کسی نتواند به کسی ظلم کند و حق کسی را ضایع کند، همه حرمت و کرامت شان تضمین شده باشد. از سیاست خارجی گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و غیره در راستای این هدف باشد، چون می خواهیم سیاست اقتصادی "می صرفد یا نمی صرفد" جایش را به سیاست انسان محور برای رفع نیاز انسان بدهد. برای اینکه حرمت انسانی و معیشت و منزلت هیچ کس در دست دیگری نباشد و لگد مال نشود. حقانیت سوسیالیسم قبل از هر چیزی از اینجا می آید از اومانیسمش، نه از منطقی بودن فرمولها و تحلیل هایش نه از قدرت تجزیه و تحلیلش و نه از اسمش. هر کدام از ما که سوسیالیست هستیم از یک نابرابری، از یک ناحقی در این دنیا متاثر شده ایم. هر کدام از ما با دیدن یک کودک گرسنه اشک در چشممان جمع می شود، نمی توانیم بی حقوقی انسان ها را تحمل کنیم. نقطه آغازین حرکت و سیاست سوسیالیستی این جاست. ولی ما سوسیالیست ها هستیم که راه حل و چاره نهایی رفع این ظلم و ستم و نابرابری را می دانیم، می دانیم کلید اصلی این نابرابری ها در دست مالکیت خصوصی و استثمار و کار مزدی است. این رابطه یک به یک انسانیت و سوسیالیسم است. اینجاست که وجه انسان گرایانه سوسیالیسم برجسته تر از هر چیزی ست.

ولی در سطح سیاسی، آیا شعار حکومت انسانی مرز ما را با دیگران مخدوش می کند؟ آیا شعار حکومت انسانی این سوال را پیش می آورد که هر حکومتی را حزب نمی خواهد و فقط سوسیالیسم می خواهد؟ و حکومت انسانی هر نوع حکومتی می تواند باشد؟ و انسانیت سوسیالیسم را رقیق می کند و مرزش را با سرمایه داری محو می کند؟ تا همین جا به نظرم جواب معلوم است. چه نوع حکومتی در دنیای امروز در دنیای نظم نوین جهانی، در دنیای بمبهای دموکراسی غربی، در دنیای ورشکستگی و بیکاری های میلیونی، در دنیای نسبیت فرهنگی، در دنیایی که هیچ چیز به جز سود حکمفرمایی نمی کند و حتی ابتدایی ترین حقوق انسانی که  طبقه کارگر با سالها مبارزه به درست آورده دارد از دست می رود، در دنیایی که "نمی صرفد" ایدزرا ریشه کن کرد و کودکان آفریقایی را نجات داد به داد انسان امروز می رسد؟. کدام سیاست می تواند قاطعانه و در مقابل این وضعیت بایستد؟ کدام سیاست است که می گوید همین امروز همه تبعیض ها ملغا؟ لیبرالیسم؟ نئولیبرالیسم؟ کنسروانیسم؟ دموکراسی؟ کدام گرایش سرمایه داریست که امروز با مجموعه این سیاست های مصیبت بار مخالف باشد؟ کدام سیاست و کدام گرایش سرمایه داری ست که می گوید سود و زیان را فراموش کنیم و به درد کودک آفریقایی برسیم به درد کودک کارگر هفت تپه برسیم که ۸ ماه است غذای حسابی نخورده است؟ می شود گروه های حقوق بشری را پیدا کرد که به یکی از این سیاست های موجود معترضند ولی در سطح سیاسی نیرویی که بخواهد جامعه را حول رفع همه این ستم ها بسیج کند، یعنی حول سیاست طبقه کارگر برای رفع تبعیض و نابرابری فقط سوسیالیسم است. فقط سوسیالیسم است که امروز می تواند در سطح سیاسی نماینده انسانیت باشد.

اما چه لزومی دارد، گیریم شعار درست باشد و تا اینجای استدلال را پذیرفتیم، لزومش چیست؟ من می گویم لزوم شعار زنده باد جمهوری سوسیالیستی چیست؟ چرا فقط همان شعار اصلی یعنی "کارگران جهان متحد شوید" را نداشته باشیم؟ ایرادی دارد؟ غلط است؟ نه! کامل و درست است.ولی همین شعار را وقتی در شرایط سیاسی امروز ضرب می کنیم وقتی می بینیم جنبش های دیگر هم رهایی شان رسیدن به افق و آرزو شان در گروی پیروزی سوسیالیسم است باید شعاری را طرح کرد که آن جنبش ها را هم متحد کند و زیر پرچم واقعی سوسیالیستی جمع کند. آیا اگر جنبش آزادی زن با شعار حکومت انسانی که اولین معنیش رفع هرگونه  تبعیض از جمله بین زن و مرد است متحد شود، مثلا ملی اسلامی ها می توانند قرش بزنند؟ آیا این شعار شعار ملی اسلامی و طرفداران غرب و امریکا هم هست؟ آیا اگر کارگر این شعار را محور قرار بدهد امکان دارد نیروهای راست بدزدندش؟ بالاتر نشان دادیم که این شعار نمی تواند سیاست آنها را نشان بدهد. حکومت انسانی یعنی حکومتی که تمام قوانینش بر اساس انسان و برابری انسان است نه بر اساس قطر کیف پول و جنسیت و نژاد و ملیت که سیاست های طبقه دیگرست. پس نگران این جنبه نباید بود.

امروز جنبش آزادی زن و آزادی بیان و برابری خواهی حتی قومی و مذهبی در عرصه سیاست ایران تعیین کننده هستند همه از ظلم و ستم و نابرابری حکومت ناراضی هستند و آمده اند که سرنگونش کنند. امروز ترجمه بلافصل دیکتاتوری پرولتاریا و جمهوری سوسیالیستی برای اینکه همه این جنبش هار ا زیر پرچم طبقه کارگر جمع کند شعار انسانیت و حکومت انسانی ست. کسی که از تبعیض قومی و مذهبی ذله شده است امروز نمی تواند با سیاست طرفداران غرب آزاد شود. این را طبقه کارگر با ترجمه سیاستش به زبان جنبش های امروز و ترجمه سیاسی اش برای شرایط امروز به او می گوید و آن به جز انسانیت نیست.

در این زمینه بحث های بیشتر و مفصلی شده که در این شماره سخنرانی حمید تقوایی در معرفی این قرار در کنگره ۷ حزب را چاپ می کنیم.


  Share/Bookmark

آخرین مقالات