
علیه اسلامی ها و در دفاع از آزادی بیان
در حاشیه کشف طرح قتل کاریکاتوریست سوئدی
بدنبال انتشار خبر کشف طرح قتل لارش ویلکس کاریکاتوریست سوئدی و دستگیری شماری از اسلامیون مظنون به انجام این کار٬ بار دیگر بحثهای مربوط به آزادی بیان و "حد و ثغور" آن در جامعه سوئد حاد شد. لارش ویلکس مورد غضب اسلامی ها قرار گرفت چرا که در سال ۲۰۰۷ تصاویری از محمد پیامبر اسلام را رسم کرد که سر وی بر بدن سگی دیده می شد. اسلامی ها در همان سال وی را تهدید به قتل کردند و حتی برای سرش قیمت تعیین کردند. این مسئله البته با محکومیت عمومی روبرو شد اما شماری نیز در عین حال٬ رسم چنین تصاویری را از سوی لارش ویلکس تحریک آمیز و توهین به مقدسات مردم منتسب به یک مذهب تلقی کردند. من اینجا مایلم جواب چند مورد از این توجیهات را بدهم.
آزای بیان و مقدسات
برخی آزادی بیان را مشروط به این بکنند که کمتر از گل به "مقدسات" گفته نشود. این کار از نظر من مخالف نص صریح آزادی بیان است. آزادی بیان از قضا به این معناست که آدمی حق داشته باشد به هر شکل که خود می خواهد٬ نوشتاری٬ صوتی٬ تصویری٬ هنری و غیره نظر خود را در مورد همه چیز بیان دارد. اینکه مثلا در مورد پرچم کشور چیزی نگوئید و یا فلان مقدسات مذهبی را مورد نقد قرار ندهید عین مخالفت با آزادی بیان است. قرار نیست که کسی برای من و شما تعیین کند که نظر و احساس خودم را چگونه مطرح کنم و به نمایش بگذارم. در قانون نباید آزادی بیان به دلایلی نظیر "مقدسات ملی٬ مهینی و مذهبی" محدود شود. انسانها باید حق داشته باشند هر طور و با هر مضمونی که دوست دارند ابراز وجود کنند. آزادی را نباید با هزار اما و اگر در اسارت نگه داشت.
آزادی بیان و توهین به مقدسات
برخی ها اعتقاد دارند که آزادی بیان نباید به معنای توهین و بی حرمتی به باورهای دیگران باشد . اولا تا آنجا که به ادعای توهین و بی حرمتی بر می گردد٬ اگر کسی فکر می کند به آن توهینی شده است می تواند به عنوان فرد و شاکی خصوصی این مسئله را به لحاظ حقوقی دنبال کند. در مملکتی که قانونش بر آزادی بدون قید و شرط بیان بنا شده باشد٬ به تصویر کشیدن محمد گیرم به شکل یک سگ توهین به کسی قلمداد نمی شود. ولی نکته مهم این است که جامعه مختار نیست به اسم بخشی از مردم کسی را متهم به توهین کند. همین الان دولتهای مرتجعی چون جمهوری اسلامی به اسم مردم ایران این ادعا را دارند که نقاشی های لارش ویلکس توهین به ساکنین آن کشور است!! پشت سر مردم پنهان می شوند که وحشیگیری خود را موجه جلوه دهند. این کاری است که البته مذهب همیشه کرده است تا موقعیت خود را حفظ کند. اما مهمتر از همه مسئله این است که توهین به مقدسات یعنی چه و حد و مرزش کجاست؟ عده ای در این دنیا گاو پرست هستند و اگر من کتابی بنویسم که در آن توضیح دهد چگونه با گوشت گاو می توان انواع و اقسام غذاهای خوشمزه درست کرد و خورد٬ آیا توهین به مقدسات گاوپرستان است؟ خوب حتما گاوپرستان این را دوست نخواهند داشت ولی چرا من نباید کتابم را بنویسم؟ همین مثال ساده بخوبی نشان می دهد که استدلال توهین به مقدسات چقدر پوچ است. منتها چون گاو پرستان احتمالا موقعیت سیاسی اسلامی ها را ندارند ظاهر انتشار کتاب "هنر آشپزی با گوشت گاو" توهینی به آنها قلمداد نمی شود ولی شوخی کردن با پیامبر اسلام توهین محسوب می شود!! خود لارش ویلکس در جایی گفته بود که آنچه مقدسات اسلامی ها محسوب می شود بهیچوجه مقدسات او نیست و کسی نباید به بهانه احترام به مقدسات٬ ابراز بیان دیگران را محدود کند.
آزادی بیان و بیانات تحریک آمیز
بعضی ها می گویند همه اینها درست ولی چرا آدم باید تحریک آمیز حرف بزند؟ این استدلال ظاهرا بر این اساس استوار است که بهانه به دست اسلامی ندهیم. سئوال این است که مگر سلمان رشدی در کتاب آیه های شیطانی چه نوشته بود که خمینی فرمان قتلش را داد؟ بحث بر سر تحریک کردن نیست. همانطور که در جای دیگری نیز گفته ایم اشتباه است اگر تصور کنیم که لارش ویلکس با نقش یک تصویر "تحریک آمیز" بهانه ای به دست اسلامی ها داده است. این جریان ارتجاعی گاها به توجیه و یهانه نیز نیازی ندارد. یک عمامه و یک تفنگ تمام چیزی است که برای شروع جهاد کثیف اسلام سیاسی علیه انسانیت کفایت می کند. بعلاوه سئوال این است که چرا در اروپا و جوامع غربی با شاه و سیاستمدار و کلیسا می توان بسیار" تحریک آمیز" شوخی کرد٬ ولی با اسلام نمی شود؟ ظاهرا داشتن ظرفیت تحمل انتقاد ( چه رسد به شوخی کردن) در نزد جریانات اسلامی موضوع خیلی لوکسی محسوب می شود! و این البته دور از انتظار نیست۔ اسلامی ها هر جا که خود به حاکمیت رسیده اند نه فقط ارزش و حقوق انسان را لگد کوب کرده اند بلکه خود انسان را مورد تعرض قرون وسطایی قرار داده اند و هر انتقادی را منکوب کرده اند. به نظر من بحث تحریک از سر معکوس آن وارد است۔ باید جلوی تحریکات و تهدیدات مذهبی جریانات اسلامی ها را گرفت که می خواهند علیه بیان آزادانه شهروندان شمشیر بکشند۔ لارش ویلکس از حق خود استفاده کرده است و اسلامی ها می خواهند جوابش را با گلوله بدهند۔ اینجاست که تحریکات واقعی صورت می گیرد که باید متوقف شود و نه بر عکس!
در هر صورت ما طرح قتل لارش ویلکس از سوی جریانات مرتجع اسلامی را شدیدا محکوم می کنیم و همه مردم آزادیخواه را فرا می خوانیم که نفرت و بیزاری خود از تروریسم اسلامی را با صدای بلند اعلام کنند. ما در برابر اقدامات شنیع و نفرت انگیز تروریستهای اسلامی٬ قاطعانه از آزادی بی قید و شرط بیان دفاع می کنیم. لارش ویلکس با نقاشی ها ی خود فقط مسئله آزادی بیان را به محک نگذاشت. او شرایط بی حقوقی زنان٬ کودکان و همه مردم در کشورهای اسلام زده را زیر نور افکن گذاشت. او با این کار یکبار دیگر ذهن جهانیان را متوجه ارتجاعی اسلام سياسي کرد و مورد حمایت و سمپاتی گرم مردمی قرار گرفت که برای خلاصی از اختناق مذهبی بپا خاسته اند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


