Bookmark and Share

شهلا دانشفر: راهپيمايي كارگران آوانگان در وسط شهر اراك و شعار مرگ بر ديكتاتور

فرستادن به ایمیل چاپ


روز ١٤ بهمن كارگران آوانگان اراك در اعتراض به 6 ماه دستمزد پرداخت نشده خود، در مقابل فرمانداري اين شهر دست به تجمع زدند. در ادامه اين حركت اعتراضي كارگران با شعار هاي ننگ ما، ننگ ما، صدا و سيماي ما و مرگ بر ديكتاتور به سمت مركز شهر راهپيمايي كردند. در حاليكه مردم به صف كارگران نزديك ميشدند و جنب و جوشي در شهر برپا شده بود، نيروهاي سركوبگر جمهوري اسلامي در نزديكي ميدان شهداي اراك، صف كارگران را مورد حمله قرار دادند و تعدادي از كارگران زخمي و مصدوم شدند. اكنون شهر اراك در التهاب است. بويژه شهر اراك مركز كارخانجات صنعيتي اي چون شركت صنايع، واگن پارس و آلومينيوم سازي اراك ، ماشين سازي اراك ، هپكو و شركت آذرآب است كه همچون كارگران آوانگان هر كدام با مشكلاتي نظير دستمزدهاي پرداخت نشده و بيكارسازي ها روبرويند و بارها دست به تجمع اعتراضي زده اند. از همين رو در اين روز ترس از اعتراض همزمان همه اين كارخانجات كه با خانواده هايشان دهها هزار نفر را در بر ميگيرد، ترس از پيوستن مردم به صف اعتراض كارگران، بويژه در اين روزهاي انقلاب و به تحرك در آمدن كل شهر جمهوري اسلامي را چنان وحشت زده كرده بود، كه فورا به مقابله با كارگران پرداخت. خصوصا اينکه جمهوري اسلامي که تجربه کارگران لوله سازي خوزستان را داشت و ديده بود كه چگونه راهپيمايي اين كارگران شهر اهواز را به تحرك درآورد، در اين روز در شهر اراک بلافاصله صف کارگران را مورد حمله خود قرار داد.

راهپيمايي کارگران آوانگان اراک اتفاق مهمي است و بطور واقعي نكات قابل تعمقي دارد كه بايد به آنها فکر كرد و در موردش نوشت و سخن گفت. تظاهرات کارگران آوانگان اراک قبل از هر چيز بيانگر اين حقيقت است كه امروز در شرايط انقلاب، هر حركت اعتراضي اي كه به خيابانها كشيده شود، فورا به مرگ بر ديكتاتور و تظاهرات مستقيم عليه رژيم تبديل ميشود. همچنين ميتواند فورا به جلب حمايت وسيع مردم و به تحرك در آمدن يك شهر تبديل شود و اين وحشتي است كه جمهوري اسلامي از اعتراضات كارگري، خصوصا وقتي به خيابان كشيده ميشود، دارد.

از همين رو راهپيمايي كارگران آوانگان اراك بيش از بيش بر ضرورت اعتصابات سراسري كارگري و كشيده شدن اعتراضات كارگران در همه شهر ها به خيابانها تاكيد گذاشته و در عين حال نويددهنده قيام توده اي مردم است. نيروي كارگران، نيرويي عظيمي است كه ما بر روي به ميدان آمدن آن در اين مقطع از انقلاب و براي پيشروي آن بعنوان يك حلقه تعيين كننده، تاكيد گذاشتيم. در پاسخ به همين ضرورت است كه ما كارگران را به امر شكل دادن شوراهاي كارگري و تدارك اعتصابات سراسري فراخوانديم. اتفاقي كه در آوانگان اراك افتاد به روشني نشانگر زمينه هاي مساعد و ضرورت فوري پاسخگويي به اين فراخوان است. اين تحركي است كه شروع شده است و از جمله مي بينيم كه ١٨٠٠٠ كارگر ذوب آهن اصفهان هيات موسس شورايشان را تشكيل ميدهند و نظير اين جنب و جوش و تلاش براي متشكل شدن در كارخانجات ديگر نيز ديده ميشود. و يا اعتصاب كارگران كيان تاير را مي بينيم كه كارگران چنان متحد عمل ميكنند كه نه تنها نمايندگان اخراجي خود را به سر كار بازميگردانند، بلكه آنها را بعنوان طرف مذاكره با دولت و مديريت تحميل ميكنند و وقتي به كارگران وعده و وعيد پرداخت حقوق هاي پرداخت نشده داده ميشود، شرط اينكه تا ١٥ روز ديگر حركت اعتراضي اي نداشته باشند، را در مقابل كارگران ميگذارند، چرا كه در اين فاصله ميخواهند ٢٢ بهمن را هر چه كم خطر تر پشت سر بگذارند.

تظاهرات كارگران آوانگان اراك در عين حال خبر از به غليان در آمدن بيش از يك ميليون كارگري است كه با دستمزدهاي پرداخت نشده روبرويند و نيز هزاران هزار كارگري است كه با معضل بيكار سازيها درگيرند. اعتراضاتي كه دارد از مراكز كارگري به خيابانها كشيده ميشود و وقتي به خيابان كشيده ميشود، همانطور كه اشاره كردم فورا به شعار مرگ بر ديكتاتور و عليه جمهوري اسلامي تبديل ميشود. اين اتفاقات همگي نشانگر جلو رفتن انقلابي است كه بايد در آن پيشروي هايمان را به رسميت بشناسيم و آنوقت با اتكا به نيروي عظيمي كه داريم به جلو گام برداريم. اين نكته اي است كه هنوز به نظر ميرسد، شفاف و روشن در اذهان كارگران جاي نگرفته است. روشنتر بگويم به نظر من اگر امروز عليرغم همه اين شرايط مساعد و آماده كه رزيم چنين از آن وحشت دارد، و عليرغم ضعف و استيصالي كه جمهوري اسلامي در آن قرار گرفته است، نيروهاي سركوبگر ميتوانند صف كارگران آوانگان را مورد حمله قرار دهند، به زعم من براي اينست كه كارگران اين كارخانه تنها به نيروي خودشان اتكا داشته اند. چهار كارخانه كنار دست خود و خانواده هايشان را براي چنين حركت مهمي كه داشته اند، بسيج نكرده اند. از قبل مردم شهر را از خواستهاي بر حق خود و حمايت و پشتيباني از اعتراضاتشان مطلع نكرده اند، تدارك حركتي گسترده در سطح شهر و اعتصابي سراسري را كه كاملا شرايطش وجود دارد، نديده اند. و طبعا يك شرط مهم همه اين تدارك ديدنها، متشكل شدن كارگران است. بايد مجمعي داشت كه كارگران همه جمع شوند، تصميم بگيرند و تصميمات خود را به پيش برند. بايد مجمعي باشد كه در آن كارگران نمايندگان منتخب خودشان را داشته باشند و طبعا براي انجام همه اين كارها نقش كارگران پيشرو و راديكال است كه برجسته ميشود. بطور مثال ميتوان از تجربه كارگران ذوب آهن اصفهان استفاده كرد و كارگران پيشرو و راديكال در آوانگان اراك و يا هر كارخانه ديگري ميتوانند با اتكا به اين تجربه، هيات موسس شورايشان را تشكيل دهند، به تدارك اعتصاب سراسري در سطح شهرشان و تماس با كارخانجات ديگر بروند. مجامع عمومي كارگري را بصورت ثابت و منظم بعنوان محل متحد شدن و تصميم گيري كارگران شكل دهند. تصور كنيد، اگر همه اين گامها در آوانگان اراك برداشته شود، اگر دهها كارخانه ديگر در شهر اراك كه عينا با همان معضلات كارگران آوانگان دست و پنجه نرم ميكنند نيز براي اعتراضي همزمان بسيج شوند، اگر خانواده هاي كارگري وسيعا در اين اعتراضات شركت داشته باشند و اگر تمام شهر اراك كه بخش اعظم مردم، خانواده هاي همين كارگرانند در جريان حركت و اعتراض قرار گيرندۛ، چه اتفاق مهمي خواهد افتاد. روشن است در برابر چنين قدرتي تحركي براي رزيم باقي نخواهد ماند. طبعا در اين حركت اعتراضي كارگران آوانگان اولين گام در اين جهت را برداشتند، درود بر اين كارگران ، اما بايد و حياتي است که گامهاي بعدي را هم برداشت. اينها همه تجربيات و درسهاييست براي همه كارگران و براي كل جامعه بايد اين درسها را آموخت.

 

  Share/Bookmark

آخرین مقالات