Bookmark and Share

محمد آسنگران: در گراميداشت منصور حکمت

فرستادن به ایمیل چاپ

Mohammad-Asangran

July 14, 2010

تا کنون تعداد قابل توجهي از کساني که خود را مدافع کمونيسم کارگري و يا  سوسياليسم کارگري ميدانند نظر و برداشت و يا احساس خود را در مورد منصور حکمت بيان کرده اند. خارج از کم و کيف گفته هاي آنها اين اتفاق در خود يک واقعيت را به خواننده گوشزد ميکند. و آن اينکه نظرات منصور حکمت در نزد بخش قابل توجهی از چپ ایران و عراق معتبر و قابل اتكا است. در تاريخ معاصر و حتی ميتوان گفت بعد از لنين منصور حكمت اولين کسي است که تفسيری متفاوت و موثر از مارکسيسم و كمونیسم ارائه داده است و مورد قبول لایه بزرگی از چپ ایران و عراق قرار گرفته است.


خارج از اينکه با نظرات منصور حکمت موافق يا مخالف باشيم همين واقعيت که صف طويلي از کسانيکه خود را چپ٬ کمونيست و يا مارکسيست ميدانند لاقل در دو کشور ايران و عراق از دو دهه گذشته تا کنون بيش از هر کسي در مورد تئوريها٬ سياستها و دکترين منصور حکمت قلم زده اند٬ این واقعیت را نشان میدهد كه منصور حكمت منشا تحولاتی در تفكر و جهان بینی كمونیسم بعد از لنین بوده است. 
البته در مورد نقش و مضمون و تاثيرات سياستهاي منصور حکمت اساسا بعد از مرگش ما شاهد اظهار نظر مدافعينش هستيم. در عین حال مخالفين سياسيش کمتر نوشته و گفته اي را بيان کرده اند که قابل توجه و جدي باشد. اما جایگاه منصور حكمت و تاثیرات سیاست و متد و تئوریهایی كه مكتوب كرده است به همین حد خلاصه نخواهد شد. واقعیت این است كه دو عامل مهم هنوز اجازه نمیدهند كه جامعه قامت بلند منصور حكمت را ببیند.
اول اینكه منصور حكمت ناچار شد كه به زبان فارسی بنویسد و سخن بگوید و زبان فارسی هم به نسبت یك زبان زنده و بین المللی مانند انگلیسی زبانی محلی و محدود محسوب میشود. این محدودیت زبان فارسی عملا شامل محدود بودن دامنه تاثیرات نظرات منصور حكمت هم شده است. دوم اینكه جایگاه و تاثیرات نظرات منصور حكمت علیرغم میل ما در دنیای واقعی هنوز در حد نظریه به آن نگریسته میشود. برای آن بخش از جامعه هم كه این نظرات را مطلع میشود یك نظریه در كنار نظریات دیگر است. اما برای ما كمونیستهای كارگری این امر روشن است كه جامعه هنگامی قامت بلند منصور حكمت را میتواند ببیند كه در گوشه ای از این جهان این نظریات پراتیك شود و جامعه ای بر آن اساس سازمان پیدا كند. آن هنگام دیگر تنها نظریه ای در میان دیگر نظریات نیست٬ بلكه دكترین وعلمی برای رهایی انسان از نابرابریهای جامعه سرمایه داری است.

با این حال تاثیرات منصور حكمت در میان همین محدودیتهای موجود هم تنها در حد یك نظریه نبوده و نیست. اجازه بدهید برای صحت و سقم این حكم مواردی را اینجا بررسی كنیم.
اولین نكته ای كه فراتر از یك نظریه در زندگی خود منصور حكمت مهم بود و تحول جدی ای در چپ ایران هم ایجاد كرد نقد انواع نظریات حزب سازی و یا بهتر بگویم حزب نساختن در تاریخ چپ ایران بود. در این عرصه تاثیرات منصور حكمت تنها به نقد نظراتی و تثبیت نظریات دیگری محدود نشد٬ بلكه عملا با درست كردن حزب كمونیست ایران و حزب كمونیست كارگری ایران خط بطلانی بر تمام تئوریهای معوج قبل از خود در این زمینه كشید.
یك موضوع مهم دیگر كه از نظر راست جامعه لازم و ضروری و از نظر چپ غیر كارگری و غیر اجتماعی هم هیچ وقت مهم تلقی نشده بود٬ مخالت با مجازات اعدام و قوانین قصاص است. مخالفت با مجازات اعدام در جهان قدمت طولانی ای دارد اما در ایران برای همه جریانات سیاسی و حكومتها و جنبشهای اجتماعی چپ و راست نا مانوس و غیر ضروری بوده است. ظاهرا اجرای مجازات اعدام در فرهنگ سیاسی ایران امری ضروری و قابل قبول و غیر قابل شك و تردید تلقی شده است.
اولین بار كه منصور حكمت این مطالبه مهم و انسانی را در دفاع از حق حیات انسان به عنوان یكی از مطالبات برنامه ای كمونیستها طرح كرد و در اولین كنگره حزب كمونیست كارگری ایران در اوایل دهه نود میلادی به تصویب رسید٬ راست جامعه كه جای خود دارد اما برای چپ و جریاناتی كه خود را سوسیالیست و كمونیست میدانستند غیر عادی به نظر میرسید. چنانچه از جانب بخشی از این چپ ما مدال لیبرال دریافت كردیم و بخشی هم سرش را پایین انداخت و اهمیتی برای آن قایل نبود.
اما این مطالبه اكنون چنان ابعادی پیدا كرده است كه بجز جمهوری اسلامی٬ حتی مرتجعترین جریانات اسلامی و ناسیونالیستی هم جرات نمیكنند از مجازات اعدام دفاع كنند. نه تنها این بلكه همه جریانات سیاسی حتی قاتلین دیروز و ژورنالیستهای امروز دوم خردادی هم, چنان وانمود میكنند كه با مجازات اعدام توافق ندارند.
در این راستا میتوان به موارد دیگری كه منصور حكمت مبتكر طرح و تثبیت آنها در جامعه ایران بوده است و ابعادی اجتماعی پیدا كرده است و اكنون ظاهرا به موضوع قابل قبولی برای همه تبدیل شده است هم اشاره كرد. برای مثال دفاع از حقوق كودك٬ كه سابقه و تاریخی در جنبشهای سیاسی ایران نداشته است. دفاع تمام و كمال از حقوق برابر زن و مرد٬ سكولاریسم٬ آزادی همه زندانیان سیاسی٬ جدایی مذهب از دولت٬ آزادی تحزب و تشكل برای همه٬ حقوق شهروندی و آزادی بی قید و شرط برای همه و نه تنها برای "خلق" و...همه این موارد كه میتوان لیست را بسیار بیشتر هم كرد تحولاتی هستند كه در تفكر حاكم بر جریانات سیاسی راست و چپ ایران بوجود آمده است. اینها دیگر تنها نظریه صرف نیستند بلكه تحولاتی در ابعاد اجتماعی هستند كه فرهنگ حاكم بر اپوزیسیون جمهوری اسلامی سالها طول كشید كه آنرا بپذیرد.

همینجا باید تاكید كنم متاسفانه بخشی از مدافعین محدودنگر منصور حكمت به دلیل آغشتگی به همان چپ سنتی و غیر اجتماعی تلاش میكنند او را نه یك ماركسیست و صاحب نظر در عرصه تئوریك٬ علمی و سیاسی و یا یك فعال و رهبر سیاسی ماركسیست برای رهایی كل جامعه٬ بلكه "یك پیغمبر كارگری" معرفی میكنند. این نوع برخورد تقدس گرایانه و غیر سیاسی و غیر اجتماعی به منصور حكمت اولین ضررش این است كه منصور حكمت را متعلق به یك گروه٬ یك قشر و در بهترین حالت یك صنف در جامعه معرفی میكند. در حالیكه منصور حكمت متعلق به كمپی است كه برای رهای بشر از نابرابریهای موجود تلاش میكند. منصور حكمت همانقدر پرچمدار رهایی طبقه كارگر است كه مدافع پیگیر حق حیات و خواهان لغو مجازات اعدام است. منصور حكمت همانقدر مدافع ماركسیسم پویا و پراتیك است كه مدافع حقوق كودك و رهای مردم از ستم ملی و جنسی و نژادی است و منصور حكمت همه این مورد را عین سیاست كمونیستی كارگری معرفی میكند....
این تقدس گرایی و استفاده اپورتونیستی از اعتبار این انسان بزرگ به جایی رسیده است كه حتی كسانی اسم حزبشان را حكمتیست گذاشته اند. غیر اجتماعی بودن و غیر سیاسی بودن این جریانات هنگامی قباحتش آشكار میشود كه كس دیگری اسم حزبش را "حزب ماركسیست" بگذارد. این دومی چقدر غیر منطقی و دور از ذهن به نظر میرسد٬ انتخاب اسم حكمتیست هم به همان اندازه با منطق و عقل سلیم برای ساختن یك حزب سیاسی سر جنگ دارد. در بهترین حالت حتی اگر چنین جریانی ماندگار باشد جریانی ایدئولوژیك و غیر سیاسی و غیر اجتماعی خواهد بود.
این تقدس گرایی البته بخشا آگاهانه و فرصت طلبانه است٬ زیرا میخواهند از اعتبار این انسان بزرگ سو استفاده كنند و بخشا هم نا آگاهانه و از روی ایدئولوژی گرایی و غیر سیاسی بودن آنها اتخاذ میشود. در هر دو حالت دود اعمال نابخردانه این دوستان نادان به چشم كسی میرود كه خودش در قید حیات نیست كه از خودش دفاع كند و نقشی هم در تدوین این افكار و ایدئولوژی غیر منطقی و غیر منصفانه ندارد.
برای گرامیداشت یاد این انسان بزرگ دوستان و مدافعین سیاستهای منصور حكمت ضمن تلاش برای رسیدن به اهدافی كه این انسان بزرگ برای رهایی انسان از هر نوع نابرابری و تبعیضی تدوین كرده است باید تلاش كنند كه ضمن منصف بودن٬ نتایج اعمالشان به پای خودشان نوشته شود نه منصور حكمت.
اگر صداقتی و انصافی هنوز باشد این روش به نفع همه و به نفع اعتبار سیاستهای منصور حكمت هم هست. این توصیه ای فردی است طبعا كسی كه آنرا رعایت كند انصاف و اعتماد به نفس سیاسی خود را نشان داده است.
در این دوره گرامی داشت یاد منصور حكمت شاید یكی اش همین تاكیدات باشد. اما بهترین گرامی داشت برای منصور حكمت اجتماعی كردن و معتبر كردن آرزوهایی است كه بشریت آگاه برای رهایی خود به آن چنگ میزند. دفاع از حق حیات انسان و مخالفت با اعدام و سنگسار در این دوره برای ما یكی از این آرزوهای بشر است كه با افتخار میتوانیم اعلام كنیم بیش از همیشه آنرا جهانی كرده ایم و در ایران هم مدافعین زیادی پیدا كرده و جنبشی حول آن شكل گرفته است.
+++++++++++++++++++

 

 

 

 

  Share/Bookmark

آخرین مقالات