
انترناسيونال۳۵۹
پاسخ٬ سرنگونی رژیم بقدرت انقلاب مردم است!
مصاحبه با مصطفي صابر پیرامون تحريمهاي بين المللي عليه جمهوري اسلامي
انترناسيونال: بدنبال قطعنامه هاي تحريمي شوراي امنيت و سياستهاي تحريمي شديد دولت آمريكا٬ اين هفته اتحاديه اروپا هم تحريمهاي جديد و گسترده اقتصادي را عليه جمهوري اسلامي تصويب كرد. اين تحريمها و همچنين تحريمهايي كه در شوراي امنيت تصويب شد و تحريمهايي كه دولت آمريكا بكار گرفته بلافاصله قابل اجراست و نفت و گاز و هواپيمايي و حمل و نقل و بانكها و بسياري صنايع را شامل ميشود. شماري از مقامات سپاه پاسداران و ساير دست اندركاران حكومت نيز حسابهايشان بلوكه شده و اجازه مسافرت در سطح بين المللي ندارند. اولين سوال اينست كه چرا عليرغم اينكه جمهوري اسلامي لحن ظاهرا ملايم تري نسبت به قبل در مورد مذاكره و تبادل سوخت و غيره دارد٬ فشارهاي بين المللي عليه اين حكومت تشديد شده؟
مصطفی صابر: این فشارهای بی سابقه در متن بی افقی جمهوری اسلامی در اثر انقلاب خرداد ۸۸ مردم ایران قابل توضیح است. گرچه این انقلاب اکنون اساسا به دلیل سرکوب وحشیانه رژیم موقتا فروکش کرده است، اما هر کسی میداند که جمهوری اسلامی آینده ای ندارد. تشتت و نزاع درونی، اوضاع وخیم اقتصادی، نفرت و اعتراض عمومی روبه تزاید، آمادگی اوضاع برای شعله ور شدن انقلاب در ایران، بعلاوه بی اعتباری و رسوایی جمهوری اسلامی در نزد افکار عمومی جهان مولفه های اصلی وضع فعلی است. غرب این وضعیت را موقعیت مناسبی میداند تا جمهوری اسلامی و به این اعتبار اسلام سیاسی را در چهارچوبه منافع خود به عقب براند و به اصطلاح رام کند. از آنسو جمهوری اسلامی برای بقاء خود و با چنگ و دندان میجنگد. گاه علیه غرب رجز خوانی میکند و گاه لحن ملایم تری دارد. به نظر من کلا سعی میکند زمان بخرد تا شاید بتواند بمب اتم درست کند و توازن قوا را به نفع خود قدری بهبود بخشد. یعنی جمهوری اسلامی فعلا نشانه مسلمی از کوتاه آمدن نشان نداده است و غرب هم دنبال این نشانه میگردد. با این فشارها که اشاره کردید غرب میخواهد جمهوری اسلامی را در یک موقعیت ضعیف تر به سر میز مذاکره بکشاند و نهایتا این لحن ملایم تر مقطع فعلی به یک سیاست تثبیت شده رژیم تبدیل شود.
انترناسيونال: تا چه حد فكر ميكنيد اين تحريمها بتواند جمهوري اسلامي را به عقب نشيني در مقابل غرب و مشخصا مساله اتمي وادار كند؟
مصطفی صابر: بنظرم جمهوری اسلامی حتی اگر بخواهد هم نمی تواند عقب نشینی کند. یعنی در وضعیتی نیست که یک "جام زهر" دیگر سر بکشد و بماند. اگر از سیاست های ضد غربی معمول خود کوتاه بیاید یا در آن تخفیف جدی بدهد فورا با مشکلات زیادتری در صفوف آشفته خود روبرو خواهد شد. توازن قوای شکننده فعلی بین جناح ها و دار و دسته های مختلف درون جمهوری اسلامی بهم میخورد. اعتبار و اتوریته خامنه ای که تقریبا چیزی از آن باقی نمانده حتی در بین معدود اوباشی که دورش مانده اند پایین خواهد آمد. مهمتر از همه، این عقب نشینی توازن قوای بین حکومت و مردم را به زیان رژیم بهم خواهد زد. مردم ضعف بیشتر رژیم را خواهند دید و آنوقت روسری ها بیشتر آب خواهد رفت و رژیم آشکارتر و علنی تر مورد تمسخر عمومی قرار خواهد گرفت و اعتراضات گسترده تر خواهد شد. همچنین موقعیت منطقه ای جمهوری اسلامی بعنوان سردمدار اسلام سیاسی نیز با کوتاه آمدن در مقابل غرب لطمه بیشتری خواهد خورد. این کوتاه آمدن معنی اش این است که رژیم از اعمال نفوذ در فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان باید بدرجاتی دست بردارد. سر و سامان دادن به همه این مسائل برای رژیم پوسیده و محتضری که بویژه زیر ضربات خرد کننده انقلاب مردم ایران به نفس نفس افتاده و مردم در کمین آن لحظه شماری میکنند، ممکن نیست. جمهوری اسلامی یک قدم که عقب بردارد دیگر چشم انداز ایستادن و موضع محکم کردن در جایی برایش وجود ندارد. این را خامنه ای بخصوص خوب میداند و به نظرم سیاست جمهوری اسلامی عبارت از وقت خریدن و تولید بمب اتم است به این امید که آنوقت از موضع قویتری با غرب کنار بیاید. اینکه این تا چه حد یک توهم مدهش و فاجعه بار است بماند، اما در این لحظه که صحبت میکنیم هنوز جمهوری اسلامی اساسا روی همین خط قرار دارد.
انترناسيونال: بحث حمله نظامي هم الان داغ است. بطور مشخص گفته ميشود طرحهايي براي حمله به تاسيسات اقتصادي و نظامي و مراكز كليدي حكومت توسط اسرائيل تهيه شده و گويا حمله نظامي اسرائيل به ايران مورد حمايت ضمني آمريكا و برخي ديگر دولتها هم هست. در اين مورد چه فكر ميكنيد؟
مصطفی صابر: غرب اکنون حمله نظامی را در دستور ندارد. البته بخش هایی از جمهوری خواهان در آمریکا و دولت اولترا راست اسرائیل بر طبل جنگ میکوبند. اما بخش های وسیع تری از هیات حاکمه آمریکا، اتحادیه اروپا و البته روسیه و چین (که ایندو در دور اخیر همکاری بیشتری با غرب نشان داده اند) با جنگ مخالف اند. گرچه همین ها هم بدشان نمی آید که دوزی از تبلیغات جنگی بالای سر جمهوری اسلامی باشد تا او را به سازش بکشاند. اما فعلا جنگ در دستور نیست. با این همه، ماجراجویی های دولت اسرائیل یا بخش هایی از هیات حاکمه آمریکا به کنار، نکته مهمتر این است که سیاست فعلی غرب در قبال جمهوری اسلامی میتواند به جنگ منجر شود. این سیاست اساسا بر یک توهم پراگماتیستی استوار است که به نتیجه نمی رسد و این خطر جنگ را افزایش میدهد. غرب هنوز امیدوار است که با اعمال فشار بر رژیم اسلامی جناح پروغرب در جمهوری اسلامی تقویت شود و جناح غرب ستیز آن حاشیه ای بشود. اما آن جمهوری اسلامی که با غرب بطور عادی کار کند و به یک رژیم متعارف تبدیل شود در ایران ممکن نیست. ما اینرا از همان روز اول یعنی در سال ۵۸ گفتیم و بحران ۳۰ ساله جمهوری اسلامی و وقایعی نظیر شکست دوم خرداد و غیره صحت آنرا اثبات کرد. اکنون هم یک انقلاب عظیم در ایران شروع شده تا جمهوری اسلامی را از ریشه درآورد. در نتیجه نه سیاست غرب و نه سیاست هیچکس دیگر برای تعدیل جمهوری اسلامی و در عین حال بقاء آن در ایران شدنی نیست. بنا براین همانطور که بالاتر گفتم جمهوری اسلامی در مقابل این سیاست غرب در موقعیت جدال بر سر بقاء خود قرار گرفته و با تمام قوا مقاومت خواهد کرد و برای اینکه خود را حفظ کند به هر کاری که از دستش برآید و از جمله تولید بمب اتم دست خواهد زد. اینجاست که جنگ زمینه پیدا میکند و آن جناح هایی از هیات حاکمه آمریکا و یا دولت اسرائیل هم روی همین سرمایه گذاری میکنند و تحت شرایطی ممکن است کل غرب را پشت جنگ بیاورند و یا زمینه را برای عملی کردن اقدامات نظامی مناسب ببینند. لذا باید امروز حتی همین تبلیغات جنگی و تلاشهایی که اشاره کردید را محکوم کرد. اما مهمتر این است که باید با برجستگی بیشتری تاکید کنیم که چه راه جلوگیری از جنگ و چه راه مقابله با جنگ، به میدان آمدن مردم و سرنگون ساختن جمهوری اسلامی به نیروی انقلابشان است.
انترناسيونال: اين تحريمها و اين فشارها بنظر شما بر زندگي مردم چه تاثيراتي دارد و همچنين چه تاثيري بر مبارزات و اعتراضات آنها ميتواند داشته باشد؟
مصطفی صابر: روشن است که تحریم های فعلی گرچه دولت جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را نشانه رفته، اما بر زندگی مردم نیز بشدت تاثیر خواهد گذاشت. گرانی، بیکاری، فقر و فلاکت که در ایران هم اکنون نیز بیداد میکند ابعاد بمراتب وسیع تری پیدا خواهد کرد و فی الحال نتایج آن پدیدار شده است. خلاصه زندگی در ایران بمراتب غیر قابل تحمل تر خواهد شد. روشن است که اگر حل و فصل بحران جمهوری اسلامی و بن بست های جامعه ایران به جدال و کش و قوس بین غرب و رژیم اسلامی و اقدامات بالایی ها واگذار شود نتیجه بهتری هم نخواهد داشت. اما به نظرم با توجه به اوضاع انقلابی در ایران و حضور گسترده و میلیونی مردم بر سر حل و فصل مساله قدرت سیاسی، وضعیت فعلی به اعتراضات وسیع و توده ای علیه کل این اوضاع و پیشروی انقلاب علیه جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. این ظرفیت را هم باید دید و هم باید آنرا متحقق کرد. باید متحد و متشکل به میدان آمد تا عامل بلافصل این مصائب یعنی جمهوری اسلامی را از سر راه جامعه ایران برداشت. باید همه جا در مقابل هر بیکارسازی، در مقابل هرگونه کاهش و نپرداختن دستمزد، در مقابل گرانی و کمبود مایجتاج مردم و خلاصه در برابر هرگوشه از این فقر و فلاکتی که گسترش خواهد یافت محکم و متشکل اعتراض کرد. باید در مقابل هر جنایت رژیم، هر اعدام و سنگسار و دستگیری و جنایت دیگر قاطعانه ایستاد و رژیم را بیشتر به عقب راند. باید هر شکاف در درون جمهوری اسلامی را دامن زد و رژیم را بیش از پیش تضعیف کرد. باید افکار عمومی جهان را وسیع تر از هر وقتی بسیج کرد و جمهوری اسلامی را بیش از پیش به یک انزوای سیاسی راند. کلید حل این معمای مصیب بار برای مردم ایران و همینطور مردم جهان سرنگونی جمهوری اسلامی به قدرت انقلاب مردم و برقراری یک جامعه آزاد و برابر در ایران است. پاسخ این وضع به پیروزی رساندن انقلاب مردم ایران علیه جمهوری اسلامی است. اکنون جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقعیت خود قرار دارد، باید با هرگونه تلاشی که متضمن مماشات با جمهوری اسلامی و کش دادن به عمر نکبت بار این هیولا است قاطعانه مقابله کرد و به این مصیبت برای همیشه پایان داد. این اساسا کار طبقه کارگر و توده های وسیع مردم آزادیخواه و به جان آمده ایران و در پیشاپیش آنها حزب کمونیست کارگری است.
انترناسيونال: ممنون از شركت شما در اين گفتگو.*
| < قبلی | بعدی > |
|---|


