یادداشتهایی بر یک انقلاب (69)
رجزخوانی چاله میدانی احمدی نژاد و پاسخ "مودبانه" اوباما، شعف مردم ایران از سقوط دولت قرقیزستان بدست تظاهرکنندگان، و فتوای خامنه ای که اگر پول آب ندهید وضویتان باطل است، خصلت نمای اوضاع ایران در هفته گذشته بود.
اوباما اعلام کرد که علیه کشورهایی که قدرت اتمی نیستند و به پیمان "ان پی تی" پایبندند، بمب اتم استفاده نخواهد کرد. (بشریت از این سخاوت پودر کنندگان صدها هزار نفر در ژاپن باید شکرگزار باشد، نه؟) بااین همه ایشان دو استثناء قائل شد: کره شمالی و ایران. معنی روشن این سخنان تهدید استفاده از بمب اتم برای پیشبرد سیاست های آمریکا بود. این نه فقط تهدید جمهوری اسلامی و تکرار "محور شرارت" کذایی که تهدید چین و روسیه به همان "جنگ سوم جهانی" نوع جرج بوش بود اما به شیوه اوبامایی. شیوه ای ملایم در کلام اما نزدیکتر به عمل! (چنانکه چاشنی این تهدیدها به بازی گرفتن رقبا نظیرانعقاد قرار داد کاهش سلاح های اتمی با روسیه و یا نرمش نشان دادن به برخی خواست های چین مثل چشم بستن بر پایین نگاهداشتن ارزش يوآن بود.)
جمهوری اسلامی پیام اوباما و تنگ تر شدن حلقه محاصره بر خویش را بخوبی دریافت. احمدی نژاد زودتر از همه به سنت خمینی پاسخ داد: "گردن کلفت تر از شما هم هیچ غلطی نمی تواند بکند". و جواب اوباما خیره کننده تر بود. او گفت که این حرفها را جدی نمی گیرد اما اگر"در اعمال فشار بین المللی ثابت قدم و پیگیر باشیم"، جمهوری اسلامی "که حکومت بی خردی نیست و اوضاع جهان را به دقت زیر نظر دارد"، بالاخره سرعقل خواهد آمد!
جالب است، احمدی نژاد فحاشی میکند و اوباما دنبال "خرد حکومت ایران" میگردد! و این فقط سیاست اوباما و بورژوازی جهانی نیست. فقط آرزوی رفسنجانی نیست که امروز باز تکرار کرد که "کسی را بهتر از مقام رهبری برای رهبری نمی دانم". فقط امید و آرزوی امثال خاتمی و موسوی نیست که این هفته در مورد سال 69 و "بحران هایی که در پیش است" به جناب "خرد حکومت اسلامی" هشدار دادند. این آرزو و سیاست تقریبا کل اپوزیسیون بورژوایی جمهوری اسلامی، از امثال داریوش همایون گرفته تا فرخ نگهدار و همه مدافعان تحول تدریجی اوضاع ایران است. گویی این حکومت نظامی کهریزکی و این عربده کشی نوع احمدی نژادی که خامنه ای به زحمت سرپا نگاهداشته است از "بی خردی" ایشان و یا اشتباه لپی امام زمان بوده است گویی"جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد" در دنیای واقعی طور دیگری هم میتواند باشد!
کار از حیطه "خرد" گذشته است، آقایان. وقتی رهبر حکومت اسلام علیه نپرداختن قبض آب فتوا میدهد، و مردم را از ابطال وضو و قبول نبودن غسل میترساند، خود موقعیت مضحک خویش را بخوبی بیان میدارد. آنهم در متن انقلابی که تا همینجا جمهوری اسلامی را در هم پیچانده و دیر یا زود آخرین مقاومت های آنرا درهم میشکند. اینجاست که باید به انعکاس وقایع قیرقیزستان در ایران اشاره کرد.
قیرقیزستان هفته گذشته شاهد یک قیام خودجوش بود. نوعی شورش گرسنگی که بسرعت به قیام ارتقاء یافت. اما یک قیام ناقص. چون علیرغم تصرف برخی موسسات دولتی و ساقط کردن رئیس جمهور وقت، قیام از چنان پشتوانه سیاسی، سازمان و رهبری برخوردار نبود که ماشین دولتی را در هم شکند و قدرت نوینی را برقرار کند. در نتیجه سیستم سرجایش باقی ماند و حداکثر قدرت در بالا دست به دست شد. جناح های مغضوب هیات حاکمه، وزرای پیشین فورا "دولت موقت" تشکیل دادند و اداره ارتش و دستگاه دولتی را بعهده گرفتند و فردایش به همان قیام کنندگان دیروز بعنوان "غارتگر" و "سلب کنندگان امنیت" شلیک کردند! با این همه مردم ایران شیفته یک نکته در وقایع قیرقیزستان شدند و آنهم همان قیام مسلحانه و ساقط کردن حکومت توسط مردم تظاهر کننده بود. کاری که وقتی در ایران صورت بگیرد آنگاه اوضاع مثل قیرقیزستان پیش نخواهد رفت. بلکه به سقوط کل نظام و سیستم کنونی و به تحولات زیر و رو کننده اجتماعی و برقراری حکومت قیام کنندگان، یک حکومت انسانی، منجر خواهد شد و در هر حال عرصه را بر هر نوع از حکومت اوباش تنگ خواهد کرد. "خرد" اوباما و آقایان گوناگون دقیقا نگران همین موضوع است. اما بهتر است به جای امید واهی به "خرد حکومت" به ضرورت انقلاب و خواسته مردم ایران گردن بگذارند.
(11 آپریل 2010، 22 فروردین 69)
| < قبلی | بعدی > |
|---|


