Bookmark and Share

مصطفی صابر: رعشه بر عرشه، و دریغ!

فرستادن به ایمیل چاپ

یادداشت هایی بر یک انقلاب (59)

هیچ چیز بهتر از وجنات شخص خامنه ای اوضاع مایوس کننده و مضحک جمهوری اسلامی در بعد از 22 بهمن را بیان نمی کند. ایشان بیش از پیش مجبور شده است که در عرصه های نظامی، سیاست بین المللی، چماق چرخانی داخلی، تبلیغات و روحیه دادن به صفوف لشکر شکست خورده اسلام و غیره، تماما به جلوی صحنه بیاید. آخرین پرده این نمایش دیکتاتور مضطرب، دیروز جمعه 30 بهمن، در عرشه یک ناو جنگی سرهم بندی شده جمهوری اسلامی اجرا شد.

 

شاید ایشان داشت ادای دیک چنی را درمی آورد، شاید هم چیزی بین چنی و ملا عمر را تمرین میکرد! هرچه بود، ساختگی بودن و با عجله سرهم بندی شدن کل صحنه برای اجرای چند رکعت رجز خوانی پوچ علیه مردم ایران و کل دنیا آشکار بود.

 

تکرار دروغ های گوبلزی در مورد "حماسه 22 بهمن" و رجزخوانی در قبال تهدیدات غرب، که بوی الرحمان رژیم را شنیده، تنها دستمایه دیکتاتور بود. این در حالی است که رئیس پلیس ایشان از همین حالا دارد علیه چهارشنبه سوری (و لابد علیه هواداران 50 میلیونی جمهوری اسلامی!) خط و نشان میکشد. و دول غرب، دقیقا به دلیل بی آبرویی و بی پایگی غیر قابل انکار رژیم در 22 بهمن، بقول رفسنجانی وارد "بی سابقه ترین اجماع" علیه جمهوری اسلامی شده اند. آخرین نشانه های هراس انگیز در این مورد اعلان دیروز بزرگترین شرکت بیمه جهان بود که علیرغم یک زیان 10 میلیون یورویی ارتباط اش را با جمهوری اسلامی قطع میکند. اگر امام زمانی در کار باشد الان باید به میدان بیایید و عامل اجرایی تز "جمهوری اسلامی متعارف میشود" گردد!

 

دلیل این رعشه البته این است که در جهان واقعی عرشه زیر پای خامنه ای و نظامش بشدت لرزان است. اقتصاد آن مملکت کاملا فلج است. دستگاه اداری دولت کاملا وا رفته است و هر روز تصمیم روز قبل را عوض میکند. همه چیز از مجلس تا باقی موسسات رژیم اسلامی بی معنی شده و همه چیز به آقا و چماقدرانش ختم میشود. از آنطرف خیابان، کارخانه، دانشگاه، مدرسه، مترو، اتوبوس، محافل و مجالس مردم همه به تسخیر انقلاب و خشم روز افزون مردم علیه وضع موجود درآمده است. از جمهوری اسلامی جز پوسته جنایت و شکنجه و تجاوز چیزی باقی نمانده و بدون تهدید اعدام و زندان و حکومت نظامی اعلام نشده و گذاشتن پست های بازرسی قادر به ادامه حیات نیست. همه شواهد بعد از 22 بهمن بروشنی میگوید که انقلاب با قدرت و رادیکالیسمی بمراتب بیشتر به جمهوری اسلامی یورش خواهد آورد.

 

دریغ بر کسانی که قادر به دیدن این انقلاب نیستند، در عوض در اوهام و هذیان دیکتاتور بنوعی شریک اند و رعشه های مرگ او را رقص پیروزی می پندارند. (20 فوریه 2010)

 

  Share/Bookmark

آخرین مقالات