
انترناسيونال ۳۴۹
اعتصاب عمومی موفقیت آمیز در کردستان گرچه به ابتکار و فراخوان احزاب و نیروهای کمونیست صورت گرفت اما دقیقا به همین دلیل با تشبثات و تلاشهای نیروهای راست اعم از ناسیونالیست کرد و فارس و نیروهای اپوزیسیون حافظ نظام برای مصادره و ثبت این حرکت بنام خود و تقلیل آن به یک اعتراض ملی و در چارچوب مساله کرد مواجه گشت. یک حرکت شکوهمند توده ای به فراخوان کمونیستها شکل گرفته و در مرکز توجه همه مردم در سراسر ایران و در خارج کشور قرار گرفته بود و راست نمیتوانست ساکت بنشیند و آرام بگیرد. این نیروها به کمک مدیای غربی تلاش کردند به این حرکت یک هویت ملی- قومی الصاق کنند و این، هم با اهداف و سیاستهای ناسیونالیستهای کرد همخوانی داشت و هم به مذاق جناح موسوی و نیروهای اپوزیسیون حافظ نظام خوش می آمد. روایت ناسیونالیستی "اعتصاب کردها در اعتراض به اعدام کردها" از یکسو مساله را در چارچوب سنت "مبارزه ملت محروم کرد برای گرفتن حقوق ویژه اش از دولت مرکزی" قرار میداد و از سوی دیگر حساب آنرا از انقلاب و مبارزات توده ای سرنگونی طلبانه مردم در یکسال اخیر جدا میکرد. و این دومی نیز کاملا در راستای سیاست و استراتژی احزاب قومی وناسیونالیست کرد قرار دارد. احزابی که همیشه بدنبال یارگیری از جناحهای "معتدل" حکومت از دوخرداد وخاتمی تا موسوی و کروبی هستند با تاکید بر ویژگی کردستانی این حرکت در واقع ویژگی سرنگونی طلبانه آنرا تحریف و انکار کردند. و این روایت و تبیین و تحلیل و موضع گیری در قبال اعتصاب در کردستان، آن هم در شرایط سیاسی که یک انقلاب و جنبش عظیم توده ای برای سرنگونی حکومت در سراسر ایران در جریان است، تماما در مقابل گرایش و اعتراض و آرمان آزادیخواهانه و انقلابی مردم در کردستان و در سراسر ایران قرار میگیرد. جنبش انقلابی مردم در کردستان در مقایسه با سایر بخشهای ایران ویژگیهائی دارد که به آن میپردازم، اما این ویژگیها هر چه باشد نباید این واقعیت را مخدوش و کمرنگ کند که در کردستان نیز مانند همه جای دنیا طبقات و منافع طبقاتی متضاد، افقها و گرایشات و مواضع سیاسی چپ و راست، احزاب سرنگونی طلب و یا سازشکار و مماشات جو با جمهوری اسلامی، نیروهای رفرمیست و انقلابی، و احزاب کمونیست و ناسیونالیست وجود دارد و اتفاقا یک ویژگی کرستان تحزب و حزبیت یافتن جامعه و پولاریزه بودن بیشتر جامعه- نسبت به سایر مناطق ایران- بین چپ و راست و مشخصا نیروهای کمونیست و ناسیونالیست است.
در این تردیدی نیست که اعتصاب عمومی با فراخوان کمونیستها و با چنین موفقیتی لااقل در شرایط حاضر فقط در کردستان میتوانست اتفاق بیافتد. و این یک تفاوت و ویژگی مهم کردستان نسبت به سایر مناطق ایران را نشان میدهد. اما این ویژگی نیز دقیقا بر مبنای قطبندی میان راست و چپ و کمونیسم و ناسیونالیسم قابل توضیح است و نه بر اساس تبیین های ناسیونالیستی تقابل میان کرد و فارس، قلئل بودن به جنبش کرد و جدا کردن مبارزه و انگیزه ها و خواستهای ویژه کردها از مبارزه مردم سراسر ایران! احزاب ناسیونالیست کرد از فراخوان اعتصاب حمایت کردند و به آن پیوستند و از این نظر گامی بجلو برداشتند اما نباید اجازه داد با چنین تبیین و تعبیرهائی کل این حرکت را لوث و تحریف کنند و از یک حرکت پرشور و قدرتمند انقلابی و آزادیخواهانه و سرنگونی طلبانه تعبیر و تفسیری راست و سازشکارانه بدست بدهند.
تا آنجا که به تاریخچه و سیر مبارزات در کردستان مربوط میشود همه چیز نشاندهنده این حقیقت پایه ای است که اکثریت قریب به اتفاق مردم کردستان، کارگران و زنان و جوانان و توده مردم زحمتکش و شریفی که در کردستان کار و زندگی میکنند، همانند توده مردم سراسر ایران از جمهوری اسلامی متنفرند و سرنگونی رژیم و در هم کوبیدن کل نظام جمهوری اسلامی یک گرایش قوی در میان توده مردم کردستان است. کارگران در کردستان نیز مانند کارگران سراسر ایران به مساله دستمزدهای معوقه، حداقل دستمزد کمتر از یک سوم خط فقر، نا ایمنی شغلی و اخراج و بیکاری و پیگیرد و سرکوب وحشیانه تشکلها و فعالین جنبش کارگری معترض اند، زنان در کردستان به آپارتاید جنسی و تبعیض و بیحقوقی مفرط و توهین و تحقیر شنیعی که در حق زنان در کردستان و در سراسر ایران روا میشود اعتراض دارند، جوانان در کردستان نیز خواهان خلاصی فرهنگی هستند، و در کردستان نیز توده مردم از اعدام و سنگسار و قصاص و شکنجه و بازداشت و سرکوبگری جمهوری اسلامی به ستوه آمده اند.
این تنفر عمیق مردم از جمهوری اسلامی و اعتراضات و مبارزات آنان بوسیله کمونیستها نمایندگی میشود. یک ویژگی جامعه کرستان قوی بودن گرایش چپ و کمونیستی و نفوذ و پایگاه توده ای احزاب و نیروهای کمونیست در این منطقه است. و این یک واقعیت انکار ناپذیر اجتماعی است که نه تنها در اعتصاب عمومی اخیر بلکه در تاریخچه و سیر مبارزات کارگران و توده مردم کرستان خود را نشان میدهد: از مقاومت مسلحانه در برابر یورش نیروهای سرکوبگر جمهوري اسلامی در تابستان ۵۸ و بهار ۵۹ تا تشکیل حزب کمونیست ايران در کردستان در سال ۶۲ در اوج اختناق و دستگیریها و اعدامهای بعد از ۳۰ خرداد ۶۰، و تا اول ماه مه های سرخ در سنندج و سایر شهرهای کردستان، تا اعتصابها و مبارزات کارگران نساجیهای سنندج و جشن آدم برفیها و پا گرفتن جنبش دفاع از حقوق کودک در شهرهای کردستان، همه و همه بیانگر قدرت و نفوذ چپ در یک مقیاس وسیع اجتماعی در کردستان است.
بموازات این سیر مبارزه البته نیروهای راست و ناسیونالیست نیز بیکار نبوده اند. تلاش برای سازش کردن و متحد شدن با جناحهای "دگر اندیش و رفرمیست" حکومت، دل بستن به سناریوهای رژیم چنجی و "بحران آفرینی در مرزها" به پیروی از برادارن ناسیونالیست کردشان در آنسوی مرز، و بلند کردن پرچم فدرالیسم و بیعت با خاتمی و موسوی و غیره جزئی از کارنامه ناسیونالیسم کرد است.
ناسیونالیسم کرد و کل نیروهای راست ویژگی کردستان را ستم ملی و تبعیض ملی میدانند و مدعی پاسخگوئی به این مساله هستند. اما در واقع از این مساله محمل و پوششی ساخته اند برای تحریف کردن و تنزل دادن مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم کردستان به یک اعتراض مطالباتی برای رسیدن به نوعی خودمختاری و یا نوعی حکومت فدرال و درهرحال حقوق ویژه ای که گوئی حکومت مرکزی و یا بخشی از آن، جناح رفرمیست و دگر اندیش آن، میتواند این حقوق را برآورده کند – و یا حتی مثل کروبی در کمپین انتخاباتیش وعده های کلی ای در این زمینه بدهد . این راه حل ناسیونالیستی نه تنها هیچ مشکلی از مردم کردستان، حتی مساله تبعیض و ستم ملی، حل نمیکند، بلکه تماما سیاستی است در چارچوب مناسبات درونی طبقه حاکمه و سهم خواهی بورژوازی کرد از حکومت مرکزی و کل بورژوازی ایران. این نه ربطی به مبارزات سرنگونی طلبانه مردم دارد و نه حتی به مبارزه واقعی برای رفع ستم ملی مربوط است. سناریوئی نظیر فدرالیسم نه تنها مساله تبعیض و ستم و کینه و نفرت قومی و ملی را حل نمیکند بلکه آنرا دائمی و نهادینه میکند. راه حل واقعی ستم ملی و تبعیضات ملی برسمیت شناختن حق مردم کردستان بعنوان شهروندان کاملا برابر و متساوی الحقوق با سایر مناطق ایران است. از حق تحصیل و فعالیت ادبی و مطبوعاتی و رسانه ای به زبان مادری تا سایر عرصه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی مردم کردستان باید از حقوق برابر و کاملا یکسانی با همه مردم ایران برخوردار باشند. و این در عین حال خود جزئی از مبارزه برای تحقق حقوق انسانی همه مردم ایران نیز هست. راه حلی که حزب کمونیست کارگری در رابطه با مساله کرد مطرح میکند تامین و تضمین حقوق انسانی و آزادی و برابری برای همه مردم ایران است. و در عین حال حزب کمونیست کارگری این را تضمین میکند که در صورتی که به هر دلیلی مردم کردستان خواهان جدائی از ایران باشند و در یک رفراندوم عمومی آزاد به جدائی رای بدهند جدائی را برسمیت بشناسد. از لحاظ سیاسی اساس و جوهر ناسیونالیسم فارس و عظمت طلبی ایرانی عبارتست از دفاع به هر قیمت از تمامیت ارضی و سرکوب مردم منسوب به ملیتهای دیگر در صورتیکه به باقیماندن در ایران تن ندهند. برسمیت شناسی و دفاع از حقوق یکسان و برابر و همچنین همزیستی داوطلبانه همه شهروندان جامعه ایران از جانب ما کمونیستها درواقع تنها پاسخ برحق و اصولی و انسانی به مساله ملی در تقابل با ناسیونالیسم کرد و ناسیونالیسم فارس هر دو است.
این راه حل کمونیستها امری نظری و تئوریک و ایدئولوژیک نیست بلکه در واقعیات ملموس سیاسی و زندگی و مبارزه هر روزه مردم ریشه دارد و خواست و تمایل قلبی آنان را نمایندگی میکند. مضمون نامه های عمیقا انسانی فرزاد کمانگر از زندان، پیام و گفته ها ی شورانگیز مادر قهرمان او خطاب به مردم ایران و دنیا، همانند پیام هاي كارگران و مردم کردستان در اول ماه مه های سرخ و در جشن آدم برفیها و در هشت مارسها و در مبارزات کارگران کوره پزخانه ها و نساجیها، در کنار مبارزات متحد و همبسته کارگران و زنان و جوانان در کردستان و بقیه مناطق ایران در مقابل حکومت جنایتکاری که خون همه مردم ایران را در شیشه کرده است، و بالاخره خروش اعتراضی یکپارچه مردم ایران در داخل و در خارج کشور در عکس العمل به اعدامها همه حاکی از فضای چپ حاکم بر جامعه و اقبال عمومی مردم از راه حلهای عمیقا آزادیخواهانه و برابری طلبانه و انسانی کمونیستها است.
این موقعیت و فضای چپ را در گام بگام سیر حرکت جنبش انقلابی یکسال اخیر نیز میتوان نشان داد. در این جنبش توده مردم ایران نه تنها به موسوی و کروبی و رهبری ادعائی آنها و موعظه بازگشت به قانون اساسی و احتراز از ساختار شکنی و غیره تن ندادند، بلکه با شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر اصل ولایت فقیه مبارزه جانانه ای را علیه حکومت اسلامی به پیش میبرند. و اعدامهای وحشیانه جمهوری اسلامی بر متن چنین شرایطی قابل بررسی و توضیح است. جمهوری اسلامی با حسابگریهای احمقانه خود تصور میکرد با اعدام ۵ زندانی سیاسی و بخصوص اعدام فرزاد کمانگر که به یک زندانی سیاسی سر شناس و شخصیت محبوب در ایران و حتی در یک بعد جهانی تبدیل شده بود میتواند مردم را مرعوب کند و جنبش انقلابی جاری را عقب بنشاند. در حسابگریهای ابلهانه جانیان حاکم انتخاب فرزاد و سه فعال سیاسی دیگر از کردستان قرار بود زمینه مناسبی برای پرونده سازی مسلح بودن و تروریست بودن و ارتباط آنها با سازمانهائی نظیر پژاک را فراهم آورد. اما مردم ایران با اعتراض یکپارچه و متحدشان و در اوج این حرکت با اعتصاب عمومی در کردستان کل این تشبثات ابلهانه را نقش بر آب کردند. جمهوری اسلامی در مقابله با مبارزه سراسری مردم ایران با کارت کرد و فارس بازی کرد و جواب دندان شکنی دریافت کرد.
باید امیدوار بود و تلاش کرد تا اعتصاب عمومی شکوهمند مردم کردستان به نمونه و الگوئی برای مردم در سراسر ایران و بخصوص در جنبش کارگری و دانشجوئی تبدیل شود. این گفتمانی است که فی الحال در میان فعالین این جنبشها آغاز شده و حزب ما به سهم خود همه توانش را بکار میبرد تا اعتصاب به یک شیوه مبارزاتی موثر در انقلاب جاری تبدیل شود. مقابله با تعابیر و تحلیلها و روایات ناسیونالیستی، اعم از فارس و کرد، از اعتصاب عمومی مردم کردستان که با قومی و ملی و کردی جلوه دادن این حرکت در واقع قابلیت سراسری شدن آنرا نفی و انکار میکنند، جزئی از این مبارزه است.| < قبلی | بعدی > |
|---|


