Bookmark and Share

حمید تقوائی: پیام نوروزی حکومتی ها و پیام مردم

فرستادن به ایمیل چاپ


امسال بمناسبت نوروز، حکومتی ها و جناح های مختلف حکومت پیام های مختلفی خطاب به مردم دادند. اولا همین نکته که بر خلاف هر سال که فقط خامنه ای پیام می داد، امسال کسان دیگری هم از جناحهای حکومتی احساس کرده اند باید خطاب به مردم پیام نوروزی بدهند، خودش نشان می دهد که جمهوری اسلامی به چه روزی افتاده و چطور جناح ها و دار و دسته های حکومت نمی توانند حتی بر سر یک پیام نوروزی واحد هم به وحدت نظر برسند. اگر به مضمون پیام ها نگاه کنید هم، همین واقعیت را نشان می دهند.

خامنه ای از کار و همت مضاعف صحبت می کند و گرچه نوحه خوانی هایی می کند در مورد عزم و اراده ملت که چگونه "توطئه خارجی ها و بیگانگان" را درهم کوبیدند - که البته شاید فقط خودش و بیت رهبری این حرف را باور دارند و برای بقیه مردم اسباب جک و تمسخر است- نکته حرفش این است که باید کار کرد و بطور مضاعف کار کرد!

موسوی در پیامش از قانون اساسی صحبت می کند. این جنبش را جنبشی برای قانون اساسی قلمداد می کند و می گوید باید صبر و استقامت داشته باشیم و گویا اگر قانون اساسی جمهوری اسلامی پیاده شود، دیگر همه چیز درست و بهشت برین خواهد شد.

کروبی هم در پیامش، در واقع، جواب خامنه ای را میدهد که در قبلا در یک سخنرانی از کشتی نجات و سفینه نجات جمهوری اسلامی سخن گفته بود و همه جناحها فراخوانده بود که در این کشتی جمع شوند. پاسخ کروبی این بود که اگر قرار باشد کشتی نجات جمهوری اسلامی فقط دار و دسته اصولگرا، خامنه ای و غیره را دربربگیرد، این یک قایقی بیش نخواهد بود!

این پیام ها از طرف مقامها و جناح های خود حکومت، خطاب به خودشان داده می شود. دارند جواب همدیگر را می دهند. اولا همه شان دارند در این پیام ها دوباره به همدیگر اطمینان می دهند که ما در چارچوب نظام صحبت می کنیم. موسوی می گوید باید به قانون اساسی بازگردیم که قبلا هم بارها گفته بود. کروبی می گوید نظام و کشتی جمهوری اسلامی باید همه را دربر بگیرد و باصطلاح انحصار قدرت نباید در دست یک عده باشد و خامنه ای هم ــ طبق معمول ــ دارد خط و نشان هایش را می کشد و بقیه را تهدید می کند که بیائید زیر پرچم ولی فقیه تا با کار و کوشش مضاعف جلو برویم!

ظاهر قضیه این است که اینها دارند با هم بحث می کنند اما بطور واقعی، تمام اینها عکس العمل و پاسخی از جانب حکومت است به یک پیام مهم تر که مدتهاست از طرف کل جامعه نه تنها خطاب به این حکومت بلکه خطاب به مردم جهان داده و صادر شده است. این پیام که جمهوری اسلامی نمی خواهیم. پیام "مرگ بر اصل ولایت فقیه" و "مرگ بر دیکتاتور" و آخرین باری هم که مردم این پیام را در گوش حکومت فرو کردند، شب چهارشنبه آخر سال بود که علیرغم تهدیدها و خط و نشان کشیدن ها و فتواهای خامنه ای و امام جمعه ها و غیره و علیرغم برقراری یک حکومت نظامی دوفاکتو در بسیاری از شهرها، مردم در یک وسعت بی نظیری به خیابان ها آمدند، جشن گرفتند و این یک جشن سیاسی بود. این یک تودهنی بود به خامنه ای و حکومتش. در سایت ها دیدم که یکی از کاربران به طنز نوشته بود امیدواریم خامنه ای علیه سیزده بدر هم فتوا بدهد تا سیزده بدر هم به یک جشن توده ای و بزرگ علیه حکومت تبدیل شود. در واقع، مردم یکبار دیگر در چهارشنبه سوری جواب حکومت را دادند و گفتند این حکومت را و این نظام را نمی خواهند.

در عکس العمل به این پیام مردم است که موسوی و کروبی می گویند که این جنبش ــ گویا ــ علیه انحصارگری یک عده ای است و یا برای بازگشت به قانون اساسی است. حال آنکه همه میدانند خود قانون اساسی جمهوری اسلامی قانونی است کاملا علیه مردم. علیه آزادیها و علیه ابتدایی ترین حقوقی که شهروندان باید در یک جامعه مدنی داشته باشند. این قانونی است که اسلامی نوشته شده و مبانی تمام آن محدودیت هایی که جمهوری اسلامی به مردم تحمیل میکند می کند، در خود قانون اساسی است. بی حقوقی زنان، فقر و فلاکتی که مبتلابه همه مردم است، سرکوب آزادیها تحت نام توهین به مقدسات و اسلام و ولی فقیه و غیره، تمام اینها، مبانی اش در قانون اساسی جمهوری اسلامی وجود دارد.

پیام مردم را هم تمام جهان بروشنی فهمیده اند. این واقعیت که مردم این نظام را با قانون اساسی و ولی فقیهش و کلا با اصل این حکومت مذهبی و غیره نمی خواهند و همین حرکت است که هم اکنون با عنوان "ساختارشکنی" جزو گفتمان بالایی ها شده و همدیگر را به ساختارشکنی متهم می کنند. مردم یک جنبش ساختار شکنانه را شروع کرده اند و پیامی که در سال ۸۸ خیلی روشن، واضح و رسا به گوش این حکومت و جهانیان رسید، این بود که جمهوری اسلامی از سر تا ته باید برود. نه قوانینش بدرد می خورد، نه ولایت فقیهش، نه ارگان ها و شخصیت هایش و نه جناح هایش. هیچکدام از اینها نباید باشند. اینها نشان دادند که لیاقت حکومت کردن ندارند و بساطی که بپا کرده اند، چیزی جز ابزار سرکوب، جنایت و آدمکشی نیست و هر چند الآن در رأسش خامنه ای و احمدی نژاد قرار گرفته اند اما کل این سیستم همین است. کل سیستم جمهوری اسلامی سازمان داده شده و بوجود آمده برای سرکوب مردم و تحمیل بی حقوقی به آنها. واقعیت این است که این کشتی و قایق و هر چیزی که خامنه ای و کروبی به آن اشاره می کنند، کاملا به گل نشسته است. درهم شکسته شده و مردم این کار را کرده اند و این پیام مهم سال ۸۸ را هم مردم فهمیدند، هم خود حکومتیها و جناح هایشان و هم تمام مردم دنیا. فهمیدند که اکثریت عظیم مردم ایران این حکومت را نمی خواهند و نه تنها نمی خواهند بلکه این جسارت و قدرت و عزم را دارند که به خیابان بیایند و این حکومت را بزیر بکشند.

یک انعکاس و یکی از نتایج این حرکت تا همینجا، درهم ریختگی جناحهای حکومتی است و این پیام های ضد و نقیضی که ظاهرا دارند در جواب همدیگر صادر می کنند تنها نشانه درماندگی اینها است در ــ حتی ــ سیاست هایی که مدتها پیش می خواستند پیاده کنند. مثل همین سیاست قطع یارانه ها و سوبسیدها که الآن شورای نگهبان یک حرفی می زند، مجلس یک حرفی و خامنه ای و احمدی نژاد هم حرف دیگری. در تصویب بودجه و کلا در تمام موارد اجرایی و مالی و غیره هم حتی خوداصولگراها بجان یکدیگر افتاده اند. این حکومت کاملا به گل نشسته و راه پس و پیش ندارد و این وضعیت را ما مردم و مبارزه ما مردم برای اینها ایجاد کرده است. در جریان طرح سوبسیدها، یک نگرانی اینها این است که با شورش گرسنگان مواجه می شوند و جامعه بلند می شود و همه اینها را درهم می کوبد. اما باید گفت با طرح یارانه ها و یا بدون طرح یارانه ها، این جامعه فی الحال بلند شده است برای درهم کوبیدن جمهوری اسلامی. مسئله بر سر چگونگی پیشروی، جلو رفتن و زدن ضربه نهایی است و سال ۸۹، می تواند چنین سالی باشد. سال پیروزی ما مردم بر حکومت غارت و جنایت اسلامی. سالی که این حکومت را با تمام قوانینش و با تمام دار و دسته هایش جارو کرده و یک جامعه انسانی و آزاد را پایه گذاری کنیم. امیدوارم بهار سال آینده فقط یک پیام داشته باشد؛ پیام مردم پیروز و آزاد ایران خطاب به جهانیان.

این متن را هادی وقفی از برنامه "۱۰ دقیقه با حمید تقوائی" پیاده کرده است.

 

 

  Share/Bookmark

آخرین مقالات