
انترناسيونال ۳۶۴
صفحه بازتاب هفته
جمهوری اسلامی امسال در شرایطی به استقبال روز قدس خود رفت که بیشتر از هر زمانی اختلاف، تشتت و پراکندگی در صفوف مختلف حاکمیت ــ از اصلاح طلب و جنبش باصطلاح سبز در معنای موسوی و کروبی و خاتمی گرفته تا اصولگرا و بخش افراطی رژیم ــ سر تا پای نظامش را فراگرفته است. خامنه ای و دار و دسته اش چماقدارانی را که برای سرکوب و پراکندن جو ارعاب و وحشت اجیر کرده اند، در روز روشن به محله کروبی می فرستند تا با محاصره خانه اش تهدید کنند که نمی تواند در تظاهرات روز قدس شرکت کند. روشن است. این حکومت از اینکه بار دیگر مردم به بهانه کروبی و موسوی ــ و یا به هر بهانه دیگری ــ به خیابانها سرازیر شوند و کنترل پایتخت و شهرهای بزرگ را از دست نیروهای سرکوبگر حاکمیت درآورند و بالاخره تمامیت این رژیم مذهبی سرمايه داران و مفتخوران را بزیر بکشند، در ترس و وحشت دائمی بسر می برد. در میان اصولگرایان بحث بر سر این است که اگر عده ای باز هم بخواهند شعارهای "انحرافی" سر بدهند، چگونه باید با آنها برخورد کرد و در هر حال، می خواهند پیشاپیش کنترل شعارهای این روز را در دست داشته باشند. موسوی و کروبی هم بالاخره تحت فشار مردم موضعی دوگانه در مقابل این تبلیغات اتخاذ کرده اند. هم جانب حکومت را نگاه می دارند و هم جانب مردم را. نزدیکی اینها به مردم عین مردم فریبی این جریان برای حفظ نظام است. بیانیه صادر می کنند که روز قدس و دفاع از مردم مظلوم فلسطین برای ما مهم است و خاتمی مدعی می شود که مسئله قدس یک موضوع بشری است و همگان را فرا می خواند تا یکبار دیگر به سیاهی لشکر خامنه ای تبدیل شوند تا مبادا شعارهای خارج از کنترل سر داده شود و مبادا تمامیت نظام عزیزشان زیر سؤال برود. موسوی و کروبی هم همین فراخوان را می دهند و خامنه ای و احمدی نژاد هم. این دار و دسته ها البته بشیوه خودشان به استقبال روز قدس رفتند. خامنه ای که در طول یکسال گذشته در سلاخی و سرکوب مردم از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است، چند روز پیش جناح های حکومتی را به اتحاد فراخواند تا لبخند پدرانه ای زده باشد و بخیال خودش بتواند آبروی از دست رفته اش را ترمیم کند. آبرویی که دیگر مانند خود رژیم اسلامی ترمیم شدنی نیست. "حبیب الله عسگراولادی"، حاج آقا سرمایه دار مومن حكومتي که در طول سی سال گذشته از رهگذر نزدیکی به سیاسیون به ثروت کلان و بيكرانی دست یافته است، بعنوان دبیرکل "جبهه نیروهای پیرو خط امام و رهبری" مأمور شده است که باصطلاح دغدغه های اصلاح طلبان و احمدی نژاد و دار و دسته اصولگرا را برای رسیدن به اتحاد به اطلاع همدیگر برساند. او در گفتگوی حضوری اش با احمدی نژاد به مسائل مختلفی اشاره کرد. به اینکه اختلاف اینبار در خیمه اصولگرایان افتاده است. اینکه اصولگرایی که یک طرف آن احمدی نژاد باشد و طرف دیگرش هاشمی رفسنجانی، مطلوب نیست و دست آخر اینکه؛ " ما از صدر انقلاب چند نمونه از اختلاف سلیقه خواص را شاهد بوده ایم و این مسئله جدیدی نیست، اما آنچه مردم را نگران می کند، رسانه ای کردن اختلاف سلایق در میان خواص است که موجب شاد شدن دشمن می شود".
عسگراولادی کاملا راست می گوید. این جانیان سی سال است که بر سر شیوه های مختلف غارت و چپاول و کشتار و سرکوب مردم با یکدیگر اختلاف سلیقه دارند. سی سال است که هر کدامشان که بقدرت می رسند، به شیوه خود شروع می کنند به دزدی و جنایت و بالا کشیدن حاصل کار و زحمت مردم بطرق اسلامی. سی سال است که مخالفان فکری خود را در سیاهچالهای بنام و بی نام خود اعدام و شکنجه می کنند و سی سال است که فقر و فلاکت و بدبختی را بر مردم تحمیل کرده اند. سی سال است که به بهانه دفاع از مردم فلسطین، پولهای مردم را صرف صدور تروریسم اسلامی می کنند و تحت همین بهانه هم ثروتهای کلان به جیب می زنند. سی سال است که جوانان را اسیر فرهنگ بیمار و فاسد اسلامی خود کرده اند و بیش از نیمی از جمعیت آن جامعه را بعنوان زن از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم کرده اند. و باید هم بر سر اینها اختلاف سلیقه داشته باشند. اختلاف سلیقه دارند چون با مردمی طرف هستند که دیگر افکار بیمار و مالیخولیایی اینها را قبول ندارد. این همه تشتت و تناقضات غیرقابل حل، ناشی از فشار همین مردم است. مردمی که انتظاراتشان از زندگی روزبروز فراتر رفته و هم اکنون هم حداقل یکسال است که روند سرنگونی این رژیم را به تجربه نشسته اند. مردمی که دیگر اینها را نمی خواهند ــ و همچنانکه حبیب الله عسگراولادی می گوید ــ با "رسانه ای" شدن جنایتکاریها و دزدی های حکومت همه چیز را به عینه دیده اند و در حافظه خود ثبت کرده اند. عسگراولادی و بسیاری دیگر در میان اصولگرایان و اصلاح طلبان که در پی ریزی پایه های مذهبی کثیف این حکومت نقش داشته اند، در واقع، از همین امر نگران هستند. می دانند که پایان کارشان نزدیک شده و زمان برای جمهوری اسلامی بسر آمده است. مردم ایران در هر مناسبت و بهانه ای دست بکار بزیر کشیدن حکومت اسلامی هستند. مبارزه و کشاکش میان جناح های رژیم بخودشان مربوط است. تا آنجا که به مردم برمی گردد، مردم منتظر بهانه اند و از هر روزی که بتوانند بشکل توده ای و وسیع به خیابان بیایند، استفاده می کنند تا یکبار دیگر حکومت جهل و خرافه، حکومت فقر و محرومیت و اعدام و سنگسار را به مصاف بطلبند. باید منتظر ماند و دید که روز قدس و روزها و مناسبت های آینده قرار است چه به روز حاکمیت سیاه اسلامی بیاورد. چرندیات عسگراولادی و تمام رده های بالا و پایین جنایتکار این رژیم برای باصطلاح رسیدن به اتحاد خواب و خیالی بیش نیست. خواب و خیالی که تازه در صورت تحقق هم، دردی ازبحران ها و تناقضات غیرقابل حل این رژیم درمان نخواهد کرد.*
| < قبلی | بعدی > |
|---|


